بسم الله الرحمن الرحیم
محضر محترم رهبر انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي
سلام عليكم. در شناسنامه ثبت احوال اسمم پيمان فتاحي است و مردم مرا به نام الياس يا ايليا رام الله مي شناسند. خودم هم به همين نام خودم را مي شناسم. مرا نزديك به شش ماه در زندان 209 به دور از چشم زندانبانان تحت پيچيده ترين، مخوف ترين و عجيب ترين شكنجه ها قرار دادند و براي نجات شاگردانم و همسرم و خانواده ام از مرگ و از حبس هاي سنگين، در شديدترين شكنجه هاي شبانه روزي، پيوسته خواستند كه گذشتۀ خود را و هزاران كار و محصولات گذشته را انكار كنم، و دربارۀ نياتم، مسائل مالي و اخلاقي چيزي را بگويم كه بازجويان مي خواستند. همزمان با خونريزي هاي شديد و بالا آوردن خون كه بيش از پنج ماه طول كشيد و آنها اصرار داشتند كه آن را مخفي كنم، از طرف شما، از طرف حاكميت اسلامي، از طرف ولي امر مسلمين به من گفتند كه بايد فيلمي ضبط كني و متن فيلم را بارها به من ديكته كردند و ماكت آزمايشي مي خواستند كه اجرا نشد. گفتند بگو اين اشتباه بوده كه من مردم را به اسلام و قرآن دعوت كرده ام چون دين آنها به كنترل من در مي آمده. گفتند براي روحانيت پيغام هايت را بده و اينطور و آنطور بگو. بارها تأكيد كردند كه اين فيلم چك سفيد تو به نظام اسلامي و به حاكميت اسلامي است. حكومت اسلامي و حاكميت اسلامي اين را از تو خواسته و اين قفلي است كه كليد آن در دست ولي امر مسلمين است. و اين حرفها از همان زمان تا امروز ماههاست كه در بين مردم و در سايتهاي اينترنتي مطرح مي شود. من بايد مي نوشتم كه شكايتي ندارم و رفتار آنها خوب بوده و در مكالمات تلفني با همسرم يا با نگهبانان بايد چيزي را مي گفتم و ضبط مي شد كه موافق برنامة آنها باشد. طبق جملات كليدي اي كه داده اند بايد در برخورد با مسئولين ارشد حكومت اسلامي بگويم هدفم مقدس بوده و نياتم خوب بوده اما روشم اشتباه بوده و فكر مي كرده ام كه هدف، وسيله را توجيه مي كند. بايد به دروغ به مردم بگويم دروغ گفته ام و انحراف داشته ام. اما در طول شش ماه شكنجه و برخلاف دهها بار تأكيد بنده نتوانستند حتي يك دروغ، حتي يك دروغ يا خلاف قانون يا خلاف شرع از گذشتۀ بنده بيرون بياورند و گفته اند بايد در سالهاي آينده خودم اين مسئله را كشف كنم. تحت شديدترين شكنجه ها بايد در سلول انفرادي بر كتاب خودم نقد مي نوشتم و از كتاب دشمنانم بصورت مكتوب تجليل مي كردم. بازي با فيلم ها و عكس هاي خصوصي و خانوادگي و توهين به همسر و نزديكانم از ابتدايي ترين شكنجه هاي رواني بود. صدها صفحه، روز و شب از من بازجويي گرفتند و مي گفتند كه ما فقط چند جمله اي از اين چند صد صفحه را به بالاترها نشان مي دهيم كه مي خواهيم. به زور بايد برگه هايي را امضا مي كردم كه نبايد متن آنها را مي ديدم و اگر امضاء نمي كردم شاگردانم و همسر و فرزندم طبق تجربه در خطرات جدي و شديد قرار مي گرفتند. مي گفتند ما استادان صحنه سازي و مونتاژ هستيم و به اين افتخار مي كردند.
روزها و شبها تحت شكنجه بودم تا بگويم علم لدني ندارم، نعوذ بالله خدا، پيامبر و امام نيستم. در حالي كه ردّ اين توهمات را بيش از بيست سال است كه به مردم گفته بودم. طبق درخواست آنها كه خود را در همۀ آن ماهها حكومت معرفي مي كردند، من بايد به مردم بگويم شيطان هستم، شياد هستم، با قدرت شيطاني كارهاي خارق العاده مي كنم و ساحر و دیوانه هستم. از من به نام اسلام و حكومت اسلامي خواستند سجده كنم و پاي بازجوياني كه خود را قطب الاقطاب مي خواندند، ببوسم. باید می گفتم اخباری که درباره آينده، درباره جنگ سي و سه روزۀ حزب الله، زلزله بم و زلزله هاي ديگر، یازده سپتامبر و بقیه وقایع را كه از ماهها و سالهای قبل به مردم گفته ام و در نشریات تفكر متعالي، حركت دهندگان، علوم باطني و ديگر نشريات منتشر شده، شیطان به من گفته یا خارجی ها خبر داده اند.
من باید دربارۀ خصوصی ترین مسائل زندگی مردم مخصوصاً مسائل جنسی آنها جواب می دادم. دو اسم را گفتند و اصرار داشتند که با آنها ارتباط نامشروع داشته ام. اما چند روز بعد گفتند آن دو اسم اصلاً وجود خارجی نداشته اند و تو به ما دروغ گفته ای. در طول شش ماه بيش از بيست و پنج مرتبه گفتند كه ما قبول داريم كه تو دهها هزار نفر را از بي خدايي نجات داده اي اما آنها را از دريا نجات داده اي و در بيابان رها كرده اي. گفتند مي دانيم نيات تو خدايي بوده اما وظيفۀ ما اين است كه همه چيز را با بدبيني محض و طبق استعلام هايي كه قبلاَ داده ايم تفسير كنيم و تفاسير خود را به بالا منتقل نماييم. تو بايد اعتراف كني كه مي خواستي در آينده بگويي مسيح هستي و همه چيز خود را مثل مسيح و لوتر شبيه سازي كرده اي. گفتند بايد كيانوري و احسان طبري را الگوي خودت قرار دهي و توبه كني. گفتند توبه كن تا اتهام الحاد و بدعت از تو و همه شاگردانت كنار برود. گفتم توبه از چه؟ گفتند مهم نيست از چه. بالاخره در زندگي ات هيچ گناهي نكرده اي؟ از هر چيزي. فرقي نمي كند. گفتند بگو سوء استفاده كرده ام و قصدم نفسانيات و شيادي بوده است. گفتم اگر يك سوء استفاده يا خطاي قانوني نشان داديد، هزار برابر آن را مي پذيرم. گفتند بالاخره يك روزي خودت مي فهمي. يكي از بازجويان در روز تولد امير مومنان علي (ع) آمد و ضمن حلال خواهي گفت مسئله اين است كه ما هيچ جرمي از تو نداريم اگر تو خودت يك جرمي بگويي كه در گذشته مرتكب شده باشي، هر چه كه باشد، قسم جلاله خورد كه همه چيز حل مي شود. او گفت من خودم مشكوك هستم كه چرا به ما گفته اند تو را نگه داريم و خودم در اين باره تحقيق كرده ام.
در همه جا و با همۀ روشهاي ممكن مرا تخريب و بي آبرو كردند و گفته اند اگر دفاع كني، يعني بر عليه حكومت اسلامي بلند شده اي. من براي زنده ماندن همه دوستانم، براي جلوگيري از زندان همه آنها و براي زندگي كردن آنها طبق درخواستي كه به قول آنها كل حكومت اسلامي از من دارد بايد:
برعليه خودم و انديشه هايم به سرعت كتابي بنويسم و منتشر كنم. بگويم سخنراني ها و درس هاي اين پانزده بيست سال را ديگران برايم تهيه كرده اند و دهها کتابم را خودم ننوشته ام. نبايد با شاگردانم ارتباط داشته باشم. بايد بگويم نيت من خدا و كار خدا و خدمت به خدا نبوده بلكه نفسانيات بوده. بايد بگويم مسائل اخلاقي و مالي داشته ام در حالي كه آنها بارها به من گفتند ما مطمئن هستيم كه تو مسئله اي نداشته اي اما بايد به بالاترها جواب قانع كننده بدهيم. من بايد بگويم همۀ فيلم هاي مستندي كه از مردم ضبط شده، هزاران تجربه اي كه آنها داشته اند و هزاران رويايي كه ديده اند توهم بوده. مأموريتي كه آنرا از جانب شما به من اعلام كرده اند بطور خلاصه اين است:
حكومت اسلامي از تو مي خواهد كه كاري كني مردم درباره ات ترديد كنند و بدبين شوند. كاري كني كه شاگردانت انكارت كنند. به هر گروه از مردم جملاتي را بگو كه ما نوشته ايم.
بارها گفتند ما همۀ مسئولين را توجيه كرده ايم. كليد مغز مسئولين دست ماست و هر طور كه بچرخانيم مي چرخند. گفتند ما شما (ال ياسين) را چیزی بدتر از بهائیت، مجاهدین خلق و توده ای ها معرفی کرده ایم. گفتند ما دربارۀ شما استعلام داده ایم نمی توانیم حرفمان را پس بگیریم.
شاهد من فقط خدا نيست بلكه دربارۀ گذشته، دهها هزار شاهد و هزاران محصول گواهي مي دهند و دربارۀ آنچه از جانب حكومت اسلامي و حاكميت اسلامي گفته شده، دهها نفر شهادت مي دهند كه به آنها هم همين چيزها گفته شده. در زندان، آنها هم وقتي قانوني رفتار مي كردند شاهد مي آوردند، مكتوب مي كردند و ضبط مي كردند، اما در تنهايي و در جلسات غيررسمي بود كه همۀ اين اتفاقات مي افتاد. براي فيلم هم چهار نفر شاهد آوردند اما همه اتفاقات در روزهاي قبل افتاده بود و صحنه سازي آن روز كمتر از يك درصد ماجرا بود و بعد ديدم كه آنها همۀ آن فيلم را كه چيز فوق العاده اي هم در آن نبود به بدترين و حقه بازانه ترين شكل ممكن مونتاژ و جعل كرده اند و از قطعات مختلف آن بدترين و دروغ ترين استفاده هاي ممكن را كرده اند.
در آخرين ماه انفرادي از من حلال خواهي كردند و گفتند كه جرم خاصي نداري، فقط شاید چند ضربه شلاق بخوری تا افکارت عوض شود. آنها خبر از بولتنی محرمانه و فيلمي مونتاژ شده دادند که اگر خودم هم آن را ببینم خودم را انکار می کنم. اعلام کردند اموال تو به حکومت اسلامی تعلق دارد اما ما به تو هر مقدار كه بخواهي پول، زمين و قدرت حكومتي مي دهيم به شرط آنكه كارها را تعطيل و گذشته ات را انكار كني. اينها از اكثر كارها و آنچه گذشته بي خبر هستند و چيزهايي را هم كه مي دانند همان اندكي است كه بنده در اختيارشان قرار دادم. شناخت آنها نسبت به بنده و ال ياسين مثل شناخت هخا نسبت به جمهوري اسلامي است. چند بار خواستند از ايران بروم و مرا به خودكشي و رفتن به بيمارستان رواني تشويق و همچنین به موضع گیری خصمانه نسبت به حکومت اسلامی و واکنش های کور و هیجانی، تحریک می کنند. گفتند تو را براي مسئولين امنيتي و قضايي و در بيت، آنقدر بدنام كرده ايم كه اگر به آنجا نزديك هم بشوي تو را دستگير مي كنند. من نه از بي آبرويي براي خدا مي ترسم، نه از حبس سنگين مي ترسم، نه از اعدام و نه از بدترين شكنجه ها وحشتي دارم زيرا بدترين ها را تجربه كردم اما از شما مي خواهم همانطور كه سالها درخواست کردم، به دهها هزار نفر از جوانان مسلمان كه عموماً هم غيرمذهبي اند كمك كنيد. اينها در حال رانده شدن از اسلام هستند، به آنها برچسب می زنند و هویت های واهی و فرقه اي می دهند و مسئولين طور ديگري توجيه مي شوند. امروز بسياري از ال ياسين در وحشت فرو رفته اند چون به زندان و اعدام تهديد شده اند. من خدايم را، ايمانم را، گذشته را، هزاران نشانه را، هزاران محصول را، نجات دهها هزار انسان از بي خدايي را، و فيض و بركات شمارش ناپذير خدا را انكار نخواهم كرد حتي اگر در آتش سوزانده شوم يا آنطور كه گفته اند، همه دوستان و خانواده ام را تيرباران كنند.
من از خودشكني و خودانكاري اگر به مصلحت اسلام باشد استقبال مي كنم اما از ظلم ها و بی عدالتی ها، از دروغ ها و تهمت ها، از جعل ها و جوسازی ها، خداوندم را که به شدت زنده و حاضر و قادر است به یاری طلبیده ام. عملکرد این آقایان در این ماهها باعث شد همه چیز از ابعاد مختلف چند برابر شود که شرح و مستندات آن موجود است اما اصرار دارند كه در اين باره حرفي نزنم. امروز اسلام دهها هزار نيروي جوان، متخصص، آزموده و اهل فكر و برنامه دارد اما سالهاست كه دوستان نادان كمر به نابودي آن بسته اند و متاسفانه در كار خود توفيقاتي هم داشته اند. من در ميان مردم در ايران و كشورهاي ديگر و در بيست سال گذشته بيش از هر چيز به آن شناخته شده ام كه كلماتم عين واقع اند و هرگز از راستي و درستي خارج نشده ام اگر يك كلمه از اين نامه غيرواقع باشد من حاضر به انجام هر كاري و پذيرش هر اتهامي هستم.
تسليم و خدمتگزار خداوند
الیاس رام الله (فتاحي)
به نام آزادی و خدایی که انسان را آزاد افرید
درود و سلام بر ملت ظلم ستيز و عدالت پيشه ايران
درود و سلام بر همه ملتهاي عدالت خواه جهان
و درود و سلام همه مردم جهان بر حاكمان دادگستر
بیش از 600 روز است که ما تنها به خاطر عقاید و اندیشه هایمان تحت شدیدترین فشارها، تهدیدات و ظلمهای القاعده فرهنگی ایران که به نام دایره مذاهب وزارت اطلاعات شناخته می شود قرار داریم و این شرایط هر روز سخت تر و بحرانی تر می شود. امروز بیش از 15 روز از دومین بازداشت استاد ایلیا (آقای پیمان فتاحی) و 5 تن از اعضای جمعیت ال یاسین بنابر گفته «دايره مذاهب» به دستور چند تن از روحانيون ارشد حكومتي انجام شده می گذرد. این دستگیری که بدون حکم قضایی انجام شده و به ربودن و گروگانگیری بیشتر شباهت داشته تا بازداشت، طبق شهادت شاهدان با یورش وحشیانه به منازل، تیراندازی و ضرب و شتم همراه بوده. این در حالی است که حال دو تن از شاگردان استاد ايليا وخيم گزارش شده و از استاد ايليا و دو تن ديگر از شاگردانشان تا اين لحظه هيچ اطلاعي در دست نيست.
همه اینها تنها به این دلیل رخ می دهد که تفتیشگران عقیده و جلادان اندیشه در ایران طبق اعتراف و اذعان خودشان قصد کرده اند ما (جمعيت ال ياسين) را نابود کنند و با اتهام واهی فرقه بودن به یک جمعیت دویست هزار نفره جنایات خود را توجیه نمایند. تا امروز اتهامات ایلیا عبارت بودند از بدعت گذاری در دین، مسیحیت گرایی وتبلیغ مسیح، اشاعۀ پلورالیزم و تکثرگرایی معنوی، توطئه بر علیه نظام اسلامی، استحالۀ دینی از طریق تلاش برای پیوند دین اسلام، مسیحیت و یهود ، گسترش لیبرالیزم معنوی و اسلام آمریکایی و برخی اتهامات متعارف که در این گونه موارد مطرح می شود، مانند: توهین به مقدسات ، تبلیغ بر علیه نظام و اقدام بر علیه امنیت ملی اما در واقع جرم او یک چیز است : مخالفت با اسلام خشونت طلب ، مخالفت با دینداری خشن و القاعدۀ فرهنگی ؛ اشاعۀ آزادی معنوی و معنویت آزاد ؛ مخالفت با قرائت دینی منجمد و جمود آور.
ما بیش از 12 سال است که برای تحقق آزادی معنوی و معنویت آزاد به طور قانونی و بدون هیچ وابستگی سیاسی مشغول به فعالیت فرهنگی بوده ایم. رهبر جمعیت ما استاد ایلیا جوان 34 ساله ایست که طی فعالیتهای آموزشی و فرهنگی خود تحولات فکری و معنوی عمیقی در بین مخاطبانی که از عامه مردم، جوانان، دانشجویان و اصحاب قلم و فکر و فرهنگ بودند، ایجاد کرده است. اما این برای طالبان مذهبی ایران که متخصص در استفاده ابزاری از دین بوده و از هر نوع روشنگری در حوزه دین و اندیشه واهمه دارد ، قابل پذیرش نبوده و نیست و به همین خاطر طی سالهای گذشته برخوردهای بسیار شدیدی با قصد نابودی و متلاشی کردن این جمعیت انجام داده و متاسفانه کسی هم مانع این جنایتهای ضد بشری نشده است.
در اولین بازداشت استاد ایلیا (مورخ 7/3/87) و در طول 6 ماه حبس غيرقانوني ايليا در سلول انفرادي بند مخوف 209 ، كه روال مرسوم آن تفتيش عقيده و شديدترين شكنجه هاي جسمي و رواني است و در رسانه های جهان با زندان های مخوف گشتاپو و گوانتانامو مقایسه می شود، خبرهاي دردناكي از جمله خونریزی هاي شديد از ناحیه گوش و بینی، ادرار خونی، تزریقات مشکوک، تهوع های رو به ازدیاد و استفراغ خونی، شنیده شد که مدتی پس از آزادی به قید ضمانت نیز همچنان خونريزي هاي او بيش از پيش ادامه یافت و نتايج آزمايش هاي او که به مراکز معتبر پزشکی در دنیا نیز ارسال شد نشان از مسمویت شدید و بوی توطئه ای شوم را می داد. در همان روزها برادر استاد ايليا (اقای رامین فتاحی) بازداشت شده و با وخامت اوضاع جسمي شان تحت شكنجه آزاد شدند، و مدت کوتاهی پس از آزادی به طرز مشکوکی فوت کردند و متاسفانه سناریوی «برادرکشی به قصد به زانودرآوردن» که یکی از تکنیکهای کثیف این دستگاه امنیتی است در سکوت بیرحمانه رسانه هاي ايران اجرا شد و پرونده سیاه دیگری به قتلهای عقیدتی ایران افزوده گرديد.
به دليل تلاش هاي سياسي دايره مذاهب اطلاعات براي قطع حمايت هاي مراكز خبري و رسانه اي و سازمان هاي حقوق بشر از جمعيت ال ياسين و استاد ايليا، ابعاد و گستردگی و عمق این فجایع انسانی مخفي مانده است. به جز حمايت هاي گسترده مردمي و طيف وسيع حاميان استاد كه مدت هاست در قالب صدها كانون و مركز موازي تحت عنوان حمايت از استاد ايليا نمايان شده، هيچ سازمان و نهاد قانوني، از ما حمايت نكرده و همين باعث شده است كه جلادان انديشه با بي رحمانه ترين و ناجوانمردانه ترين شيوه ها، ايليا را تحت شديدترين فشارها و شكنجه هاي جسمي و رواني قرار دهند.
این اقدامات وحشیانه ادامه یافت تا جایی که در یکی از جلسات احضار (مورخ 28/7/87 ) مأموران دايرۀ مذاهب اطلاعات به داخل اتاق بازجويي استاد هجوم آورده و ايشان را با روش های وحشیانه مثل حمله با مشت و لگد و باتوم و شوکر الکتریکی مورد ضرب و شتم و شكنجه جسمي قرار دادند كه نتيجه آن خونریزی شدید و گسترده ای بود که به بستري شدن ايليا انجامید. طی این مدت جلادان اندیشه ایران با توقيف چهار نشریه جمعيت ال ياسين بدون هیچگونه مجوز قانونی، به تعطیلی کشاندن دفاتر انتشاراتی فعال، ممنوعيت چاپ صدها اثر تحقيقاتي و تاليف شده توسط شاگردان استاد ايليا، تعقیب و تهدید اعضای مركزي جمعیت و خانواده و در برخی موارد اخراج از محل کار، مصادره و ضبط تمام اموال متعلق به جمعیت، اجراي پروژه شاکی سازی خصوصی و شهادت هاي دروغين بر عليه استاد و جمعيت ال ياسين، شکنجه روانی همسر باردار ایلیا در ماه های آخر بارداری برای تحقق اهداف غیر انسانی و اعتراف گیری و شکنجه روانی کودکان خردسال ایشان که 1 و 4 ساله اند، تهیه فیلمهای جعلی از استاد و جمعيت ال ياسين با تکیه بر روش هاي مونتاژ و صحنه سازی، شكنجه هاي شديد رواني و فيزيكي نظير تزریقهای مشکوک و گسترده در دوران زندان، دستگیری مخفيانه و شکنجه روانی جمعی از دختران و پسران جوان در زندان انفرادی که همگی از شاگردان ایلیا بودند، فیلمبرداری از خصوصی ترین لحظات زندگی شاگردان و تهدید به پخش گسترده در راستای ترور معنوی اعضاي جمعیت، احضارهای وسیع و غیر قانونی شاگردان ایلیا به نقاط و دفاتر ناشناخته و تهدید و ارعاب خانواده ایشان، ممنوع کردن ایلیا از هر نوع فعالیت فرهنگي و اجتماعي (ممنوع القلم، ممنوع التدريس، ممنوع الارتباط، ممنوع المصاحبه، ممنوعيت سخنراني ، ممنوعيت برگزاري جلسه و ...) ، شکنجه شدید فیزیکی ایلیا و ضرب و شتم شاگردان ایشان و بسیاری اقدامات ضد بشری دیگر سعی خود را کردند تا به هر وسیله ای ما را از پای دربیاورند. اینها نه افسانه است و نه کابوس. همگی حقایق تلخی است که در سکوت مرگبار رسانه های ایران و بی اعتنایی غیرمسئولانه مسئولان آن رخ داده و در صورت لزوم مدارك مستند مربوط به هر يك از این موارد به جهان ارائه خواهد شد.
القاعده فرهنگی ایران (دایره مذاهب) بر اساس مدارک مستند و شاهدان زنده متعدد به شکل گسترده اما پنهان در ایران اقدام به نسل کشی دگراندیشان، عقیده کشی و نخبه کشی می کند. این همان فاشیسم عقیدتی است که معتقد است خون هر کس که عقیده و اندیشه ای دیگر داشته باشد مباح است و بر همین اساس حکم به ترور و حذف فرهنگی و فیزیکی او می دهد. طالبان مذهبی ایران همان باند مخوف امنیتی است که قتل های زنجیره ای و محفلی، قتل وحشیانه زهرا کاظمی و زهرا بنی یعقوب، اعدام چند هزار نفر در سال 67، ترور کشیشان مسیحی و رهبران سنی مذهب، تبعید آیت الله کاظمینی بروجردی، زندانی کردن اقلیتهای مذهبی و بسیاری از ترورهای مخفی نخبگان ایران را در پرونده سیاه خود دارد.
قابل توجه است که طی چند روز گذشته اعدامهای گسترده و نامعلوم و آتش سوزی های مشکوک در اوین از یک سو و اظهارنظرهای تهدید آمیز مسئول این پرونده مبنی بر اینکه با وجود نداشتن مدرک علیه استاد و جمعیت قصد کرده اند ما را طی چند هفته آینده متلاشی کنند و از آن سو بی خبری از وضعیت استاد و اعضای دستگیر شده، این جمعیت را در نگرانی شدیدی فرو برده است. از روز دستگیری دیگر نه کسی ایشان را دیده و نه صدایشان را شنیده، ملاقاتها و تماسها مطلقا ممنوع اعلام شده است و اینها، احتمالِ شدت گرفتن پروژه توطئه علیه ال یاسین و اقدامات عملی برای نابودی این جمعیت را قوت می بخشد.
بدینوسیله ما جمعی از اعضای جمعيت ال ياسين، بزرگترینNGO خاورمیانه، برای آگاهی اذهان مردم جهان و ثبت در تاریخ بشریت اقدامات ضد بشری دایره مذاهب را محکوم می کنیم و به شکل رسمی شکایت خود را از این دستگاه امنیتی تفتیش عقاید و رهبران پشت پرده آن اعلام میداریم. ما هر گونه سکوت و انفعالی در مورد این جنایتها را همراهی و حمایت از جانیان می دانیم و تصمیم گیرندگان در نظام جمهوری اسلامی ایران و مسئولان آگاه به این پرونده را مسئول شرایط بحرانی موجود دانسته، مصرانه درخواست پاسخ گویی صریح و سریع را داریم.
امروز، ما به نام عدالت و راستی و برای آزادی، به خاطر حرمت اندیشه و عزت انسان، به خاطر حقوق مسلم و اولیه بشر و برای آزادی عقیده و بیان از همه آزاداندیشان، از همه رهبران جهان، اتحادیه اروپا، پارلمانهای کشورها، سازمان ملل و کلیه نهادهای وابسته به آن، گروههای فعال در حقوق بشر، رهبران معنوی دنیا، برندگان صلح نوبل، رسانه های متعهد و همه ملتهاي عدالت خواه جهان می خواهیم در برابر سناریوی جنایتکارانه ترور های خاموش و تدریجی، قتلهای عقیدتی و تفتیش عقاید در ایران ساکت ننشینند و از هر طریق ممکن به ظلم ها، بي عدالتي ها، دروغ ها، جعل ها و به اسارت معلم و رهبر محبوب ما و اعضای بیگناه بازداشت شده این جمعیت پايان دهند. ما از شما می خواهیم اجازه ندهید که با بدترین و بی سابقه ترین روشهای تهدید و فشار و شکنجه، دوران سیاه تفتیش عقاید قرون وسطا توسط طالبان مذهبی ایران دوباره تکرار شود. خواهشمندیم از طریق فشارهای بین المللی، با صدور قطعنامه اي بر علیه این قصابان انديشه و طالبان مذهبی ايران، با محکوم کردن اقدامات آنها و انعکاس و افشای آن در رسانه های جهانی ملت ما را در دستیابی به حقوق اولیه انسانی و بشری خود آنگونه که در منشور حقوق بشر انعکاس یافته است، یاری نمایید.
جمعی از شاگردان و دوستداران استاد ایلیا «میم»
10 بهمن 1387 مطابق با 29 ژانویه 2009
