تبليغاتX
Online petition - One Million Promises for Freedom of Thoughts and Speech مع الخلق الی الحق .. Interuniversal

مع الخلق الی الحق .. Interuniversal

سلسله موي دوست حلقه دام بلاست ... هركه در اين حلقه نيست فارغ از اين ماجراست

سلام وهزاران درود

.........هرگاه که به تاریخ خویش نیک بنگریم عبرتی بسیار در خور توجه را، در خواهیم یافت که لازم است آن را چراغ راه خویش قرار دهیم وهرگز از آن غفلت نکنیم نخست آنکه ما همواره در مبارزاتمان نقطه ی تمرکز وتوجهمان بر روی آنچه نمی خواهیم بوده است ونه آنچه که میخواهیم!!وبرای آنکه راهزنان! بار دیگر ما را به تاراج نبرند و ثمره ی زحمات ما را به سرقت نبرده وبه نفع خویش ودسته وگروهشان مصادره نکنند لازم است بدانیم که چه می خواهیم!

چون در غیر این صورت این دیگرانند که به جای ما وبرای ما خواهند خواست!!

لازم است هریک از ما تصویری روشن از آینده در ذهن خویش داشته باشیم واین تصاویر و ذهنیات را به هم نزدیک نموده وازآن شعور وادراکی جمعی بیافرینیم که این مشعلی تابناک خواهد بود که ما درپناه آن راه را گم نخواهیم کرد واز حمله ی راهزنان در امان ومصون خواهیم ماند(توجه وتمرکز بر روی قانون اساسی وقوانینی که آگاهی، آزادی، رفاه وامنیّت را برای ما وجهان ما به ارمغان آورد ودر عین حال توجه بر راه کارهایی که از تمرکز قدرت در دست فرد و یا افراد ممانعت به عمل آورد، میتواند راه گشا وکارآمد باشد) دوم آنکه ما در طول تاریخمان همواره طالب شتاب بوده ایم وخواسته ایم یک شبه ره صد ساله بپیماییم واین یکی از عوامل مهم باز ماندن ما از اهداف وخواسته هایمان بوده زیرا طبیعیست که در سرعت، خطا وخطر وجود داشته باشد، در آرامش وباسرعت مناسب حرکت نمودن است که فرصت بررسی،دقت وتجزیه وتحلیل وجود دارد. گاه آنقدر طالب سرعتیم!که وقتی راهزنان ومصادره کنندگان به ما بفرما میزنند بی درنگ سوار بر مرکب آنها میشویم وناخواسته از چاله به چاه می افتیم!آیا چنین نکرده ایم؟ وآیا زمان آن نرسیده است که براین شتاب واحساساتی بودن پایان دهیم وبا هوشیاری کامل، این همه هزینه درطول تاریخمان نکنیم؟

همگان در حمایت از ما آزادنندواین حق طبیعی آنهاست و مبارزه ی هر کس وهر گروه در حرکت آزادیخواهانه ی ملت ما به جای خویش محفوظ است اما هیچ کس و هیچ گروهی حق ندارد خود را قیّم این حرکت ومردم بداند زیرا که مردم ما این بار با شعور جمعی خویش سرنوشتشان را رقم می زنند ونشان می دهند که بالغ شده اند و قیّم نمیخواهند.

گروهی بر این پندارند که مگر میشود حرکتی بدون رهبری وتشکلی سازمان یافته صورت پذیرد؟وبراین اعتقادند که یک، یا دسته ای ناجی ،میبایست علم نجات برگیرندوما را نجات دهند!اینان به تغییر از بالا معتقدند،در حالی که ما بارها این را آزموده ایم وچه شاهدی بهتر از امروزمان!

پس این بار بیاییم تغییر را از پایین واز بطن جامعه ومردم کوچه وبازار آغاز کنیم زیرا که مشکل ما فقط مشکل رهبران نیست!مشکل را باید در فرهنگ جامعه وشعور جمعی جامعه جستجو وحل نمودوآنان که همواره از ما سواری گرفته اند،بر جهل ما سوار بوده اند!گیرم که مانند تجربه ی گذشته مان گروهی بیایند و به اصطلاح ما را نجات دهند!نتیجه چه شد؟!وبر فرض که این گروه واقعا منجی بوده باشند باز هم قادر به حل مشکل ما نیستند زیرا در خوش بینانه ترین حالت:رهبران یک جامعه برخواسته از متن خود آن جامعه اند واگر هم قصد اصلاح داشته باشند،مادام که عموم مردم تغییرات لازم وبنیادین را نکرده باشند،قادر به اصلاح وتغییر نیستند،مگر ما به واسطه ی رهبرانمان برای رفع تبعیض،پارتی بازی و بیعدالتی و.... قیام نکردیم؟

ایا مشکل حل شد؟آیا میدانید چرا حل نشد؟و چرا ما به آنچه که بودیم برگشتیم ویا حتی بدتر؟

پاسخ ساده است!: چند صباحی کوتاه همه چیز خوب بود و یا خوب پیش میرفت ولی پس از فرو کش کردن شور انقلابی!ونه شعور، بنده ی نوعی برای گرفتن به عنوان مثال جوازی از شهر داری، به مسوولین جدید مراجعه کردم وبه جای طی مراحل قانونی، پرس وجو کردم که چه کسی را باید دید!! وبر اساس خوی و خصلت سابق به دنبال راه های میانبر وفرار گشتم ومسوولین جدید هم ابتدا سر باز زدندند وحتی مرا تقبیح واحیانا تنبیه هم کردند(عرض کردم در خوشبینانه ترین حالت)اما این تقاضا از جانب من وامثال من همچنان ادامه یافت!وتا آنجا پیشرفت که انقلابیون را تسلیم خود نمود وباز در بر همان پاشنه ی سابق، چرخیدن گرفت!!پس تا در اندیشه ی من ویا بخش بزرگی از جامعه من،هنوز تفکر تبعیض پذیرفته شده ونهادینه است،انقلابی صورت نگرفته است وفقط کرسی های قدرت است که جا به جا ودست به دست میشود وما هر بار به جای اول خود که به بدتر از آن بازگشت میکنیم!و میبینیم که حتی اگرموجی ایجاد شود و عنصری انقلابی وپاک هم پیدا شود! در زمانی کوتاه جذب اقیانوس مردم میشود!! مسوولین ،امواج بر خواسته از خود مردمند! پس مسئله ی اساسی وبنیادی خود ما مردمیم که باید تغیییرکنیم ودر آن صورت باز هم امواجی که از ما مردم برمیخیزند از جنس خود ما هستنند!بی تردید کسی امروز انتظار ندارد سرکوزی،اوباما و...در جامعه ی ما حاکمیت را به عهده داشته باشد!

اکنون راه چاره چیست؟چگونه باید تغییر کرد؟ویا عموم مردم چگونه تغییر میکنند؟

این یک کار فرهنگیست و با شتاب هیچ میانه ای که ندارد، آفت آنهم هست! ولازمه آن، تغییر در تفکر واندیشه ی تک تک مردم ویا لا اقل بدنه ی بزرگی از جامعه است که نوید آن را اخیرا دیدیم وشنیدیم ولمس کردیم واحیانا طولانی بودن راه هرگز نباید موجب یاس وناامیدی ما باشد.

سوم( که خود یکی از تغییرات بنیادی در تفکر وبه تبع آن در خوی و خصلت ماست)پایان دادن به عصبیّت و کینه و نفرت و انزجار و انتقام است که اگر در این حالات بمانیم ومتفاوت از گذشته ی خویش عمل نکنیم همه ی زحمات خویش را به هدر خواهیم داد وبا دست خود تیشه به ریشه ی خویش خواهیم زد،ما در طول تاریخمان گروه غالب و مغلوب،فراوان داشته ایم همواره گروهی غالب آمده اند وگروه مغلوب را مورد ضرب وشتم اذیت وآزارقرار داده وویا اعدام نموده وکشته و ظاهرا حذف نموده اند در حالی که عملا با دست خود تخم کینه وانتقام را برای سالیان بعد کاشته وآرام آرام بارور نموده اند و پس از مدتی این قوم غالب، مغلوب گشته اند و بازی از نو!!؟ نتیجه اش جنگ در پی جنگ !وامروز ما به خوبی درک میکنیم که این تسلسل کینه و دشمنی ،راه به جایی نمیبرد ومیبایست کاملا متوقف شود وخرد وخردورزی جای عقده گشایی و انتقام را بگیرد واین حاصل نمیشود مگر بواسطه تغییر در تفکر وپیرو آن تغییر در خوی و خصلت ما.

امروز ما بیش از هر زمان دیگردریافته ایم هر گروه ودسته ای پیشتر، زاییده ی نوعی تفکر و اندیشه اند وبرای حذف ویا هضم آنها راه کار درست، هرگز نمیتواند حذف فیزیکی آنها باشد حذف فیزیکی ممکن است در کوتاه مدت پاسخگو باشد ولی در دراز مدت آیا چنین خواهد بود؟ ویا نتیجه ای معکوس خواهد داد؟ پس به نظر میرسد راه چاره گفتگو ونقد وبررسی اندیشه هاست ودر این راستا، حلم وبردباری، هم نشان،وهم شایسته کسانی است که مدعی اندیشه ی برترند.زیرا ما با حذف فیزیکی افراد، اندیشه وتفکر آنها را حذف نکرده ایم واین اندیشه خود را باز سازی خواهد کرد ودوباره باز خواهد گشت واگر هم تسلطی پیدا نکند،مانعی خواهد بود!

حد اقل ِ گام نهادن در این وادی، آنست که به مدارا وهمزیستی مسالمت آمیز باهم خواهیم رسید واین ممکن است دور از دسترس به نظر آید ولی شدنی است به شرط بردباری واینکه در جایی از تاریخمان تصمیم بگیریم متفاوت از قبل عمل کنیم واکنون سوال این است آیا ما قادریم پا روی کینه ها ونفرت ها وانزجاری که از دیگران داریم بگذاریم ویا همچنان بر طبل نفرت و انتقام وانزجار میکوبیم؟ بی تردید این شاخصه ی مهمی است که میزان پایبندی به آن ، تأمین کننده ی امنیت و سلامت راه ماست وگرنه در دورباطل ِ تاریخی مان گرفتار خواهیم شد!

بعضی ممکن است بگویند مگر میشود بدون دست زدن به خشونت به هدف رسید؟ در پاسخ باید گفت آری میشود و نمونه های بسیاری هم وجود دارد که باید از آن ها درس گرفت گاندی ،نلسون ماندلا و دکتر مارتین لوتر کینگ و.... نمونه های خوبی هستند که میتوان از آنها درس های لازم را گرفت،در جایی از مبارزه آنها دریافتند که جنگ پاسخگو نیست وبرای رسیدن به حقوق خویش وصلح پایدار باید متفاوت عمل کنند ومبارزه ی مدنی ومنفی، راه امن وکم هزینه ی رسیدن به مقصود است هرچند که طولانیست و مدارا وبردباری لازم دارد ولی صبر تلخ میوه ای شیرین در بردارد.

به یاد داریم که نلسون ماندلا پس از30سال! زندان وحبس پس از آزادی به جای ادامه دادن به مبارزه ی پر هزینه وکم بازده قهر آمیز، راه مبارزه ی مدنی وکم هزینه و نتیجه بخش را در پیش گرفت وبه مردمش گفت مردم:من صلح را بر میگزینم وبا این حرکت تاریخ ساز خود در کوتاه زمانی پایه های رژیم سرسخت ونژاد پرست آپارتاید را در هم ریخت ونتیجه ای ماندگار برای مردمش به ارمغان آورد او میتوانست حالا حالاها در دام عقده گشاییها، نفرت ها و انتقام گیری ها بماند وهزینه های سنگین بپردازد و تاریخی رنج آور را تکرار کند! ولی متفاوت عمل کرد. او نه از یک چهار دیواری فیزیکی به اسم زندان،که از زندان تاریک جهل بشری خارج شد او 30 سال مراقبه و مکاشفه داشت که نتیجه اش صلح بود روانش شاد وراهش پر رهرو و مستدام باد.

وحتما در تاریخ، دکتر مارتین لوتر کینگ را به یاد می آورید که چهل واندی سال پیش زمانی که در اوج فشار وتضییع حقوق سپید ها بر سیاهان آمریکا بودند،زمانی که سیاهان را با سگ برابر میدانستند وبر سر درِ رستورانهایشان مینوشتند"ورود سگ وسیاه ممنوع" وزمانی که محله های سپیدها وسیاهان مرزبندی شده بود سخنرانی معروف و الهام بخش خویش را در اوج مظلومیّت ایراد کرد ودر آن فریاد بر آورد که مردم:" رؤیای من آمریکاییست که در آن سپید و سیاه با هم برابرند وتا زمانی که نتوانیم مهر دشمنانمان را به دل بگیریم، نژاد پرستی ریشه کن نخواهد شد!!"

وامروز پس از گذر سالیان، میوه ی ماندگار این نوع نگاه ودیدگاه متفاوت ،رفتن سیاهی به کاخ سفید است.

آیا وقت آن نرسیده که ما نیز، با تمرکز وتوجه بررؤیاهای زیبا نسبت به آنچه که میخواهیم، شعور وادراکی جمعی را ،خلق کنیم.......

در من چیزی است مثل یک بیشه ی نور

مثل خواب دم صبح

وچنان بی تابم که دلم میخواهد

بدوم تا ته دشت

بروم تا سر کوه

دورها آواییست که مرا میخواند.

و در آنجا که نه نزدیک است و نه دور نوری ببینیم!

............................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................................

+ نوشته و تنظيم در روز  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388   توسط  توحید   | 

 

نامهایت

چه رنگهای زلالی دارند

نامهایت که دوستان منند

می خواهم

ماهی شوم در آبهای ازل

پرنده

در هواهای ابد

به کدام نام بخوانمت؟

 *******

الهی!

         گفتی کریمم

         امید بدان تمامست

         تا کرم تو در میان است، نا امیدی حرام است

 

الهی!

         آمدم با دو دست تهی

         بسوختم بر امید روزبهی

         چه بود اگر از فضل خود بر این خسته دلم مرهم نهی؟

 

مهربانا!

         اکنون که در غرقابم، دستم گیر که افتادم.....

+ نوشته و تنظيم در روز  سه شنبه دوم تیر 1388   توسط  توحید   | 

 

به نام بی نام او......

 

حماقت هنوز بیداد میکند؛

هنوز زنجیر ستم و جدايي و صد دستگي را با تمام وجود بر گردنم  حس مي كنم.

مي بينم كه هنوز هركس در حد توانش ظلم مي كند و بالتبع آن مورد ظلم قرار مي گيرد.

هنوز بيشمار کودکاني را مي بينم كه معصومانه به قربانگاه حماقت می خزند.

هنوز جنایت هائی در حال وقوع است که سنگ دل ترین ها را به لرزه می آورد.

هنوز قیمت خنده های ما اشک هائی در خون است.

هنوز زیبائی را هوس به یغما می برد.

هنوز عشق در کوچه های بدنامی پرسه میزند.

هنوز حیله دست در دست طمع، سادگی را غارت میکند.

هنوز..

هنوز.....

و چه سود از فهمیدن و نفهميدن اين موضوع كه ديگران چرا مي بينند و مي شنوند و احساس مي كنند و خود را به گنگي و گيجي مي زنند.

 

لااقل لَختي بينديش كه از چه آمده اي و چه رسالتي داري؟؟؟

نمی شود چشم بر اين همه زشتی بست.

كه اگر چشم بر اين همه زشتی ببندي، زشتی بی صدا به همه زندگي ات خواهد خزيد.

وای چه بر من میرود. میان خنده می گریم و میان گریه می خندم. اندازه جنونم از دستم رفته است.

 

این صدای ناله اعتمادم است که مدام دریده می شود.

چگونه بخندم وقتی هنوز انسانهايي هستند كه به مسلخ می روند.

چگونه ننالم، نگریم وقتی که عشق حربه ای شد برای تجاوز.

احساس عجز میکنم. ناتوانی به ستوهم آورده،وقتی رنج را می بینم.وقتی زشتی و حماقت و ظلم را می بینم؛ نمیتوانی تصور کنی تا چه پایه ذلیل میشوم.وقتی میبینم که هیچ کاری نمیتوانم بکنم جز شاهد بودن، نمیدانی دچار چه رنجی میشوم.

 

اصلا مشکل سر فهمیدن و نفهمیدن نیست.

با كساني هستم كه دايم مي گويند: نمی فهمي.

همه خودشون رو آخر فهم و شعور میدونن.

اصلا ملاک فهمیدن و نفهمیدن چیه؟

مرزش کجاست؟

 

اصلا میدونی چیه همه داریم به خودمون و بقیه زور میگیم.آخه چطور میشه گرسنه غذا رو ببینه و ازش بگذره؛ ده لامصبا همه ما غذاي روح هَميم. گرسنگي تا كي؟؟؟

احساس رو هم که هر چی به زنجیر عقل و منفعت شخصي زندونی کنی، فقط کار رو سخت تر و زندگی رو زشت تر کردی.

ناسلامتی اسم خودمون رو گذاشتیم آدم؛ انگار آدم بودن به انکار هم نوع و تخریب نیازهای طبیعی خلاصه میشه. صد رحمت به حیوانات.....

 

ای لعنت به هر چی حماقت که روتوش اخلاق بهش خورده،

 

آهااااااااااااااااااااااای با توام،تويي که پز فهم دادنت، زندگی خودت و بقیه رو به لجن کشیده، شعور و عقل که به پز دادن خالی که نیست.

هرچقدر هم كه بنويسم، دردم تموم نميشه كه نميشه.....

دارم از درد پاره میشم و باید خودم رو آروم نشون بدم. باید به حماقت لبخند بزنم. باید مسخرگی رو زیبا ببینم و مشکل زمانی شروع میشه که گاهی نمیتونم.

وقتی اين همه ريا و دروغ رو می بینم، حالم یه جور دیگه میشه و بدتر اینکه باید وانمود کنم هیچ اتفاقی نیفتاده، دارم می سوزم از اینکه مجبورم احساسهای خودم رو پنهون کنم، یا وارونه جلوه بدم.

وای وای وای حرفها چه بدرد میخورند جز مخ زنی! کجاست چشمی و زبانی که راهزن عقل دیوانه ام باشد، فراترم ببرد.....

 

باهمه ادعاها نشسته ام و مي بينم که حقیقت را،عشق را به قربانگاه مي برند و چاره اي جز سكوت ندارم؛

بیزارم از این خریدن و فروختن؛ خرید و فروشی که دل در آن سهیم نباشد چیست جز ضلالتی پنهان یا آشکار.

هرچه عمیق تر به نیستی شیرجه میروم مست تر میشوم و چون بر می آیم چه دارم ارمغان جز هیچ. کجاست هیچی سرگشته اي چون من، تا که هیچم را در چشمش بی کلام نجوا کنم. که لافم را به عشق بخرد و .....

دلم گرفته از اینهمه پادشاه خفته در وهم که یگانه هنرشان گدائی شد. کجاست پادشاهی و صاحب دلی بیدار، که شرح هجران روزگار فراق رابرايش بگويم؟؟؟

 

+ نوشته و تنظيم در روز  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387   توسط  توحید   | 

 

به نام خداي رحمان و رحيم

 

  دعوت به همياري سبز:  

 

از خانمها بمنظور عملي خير و حامي و همياري ثابت در شيرخوارگاه آمنه براي كمك به پرسنل آن مجموعه جهت شيردادن و همراهي و همدردي با خردسالان و كودكان مجموعه مذكور دعوت به عمل مي آيد؛

لازم به توضيح است كه مشخصات و تلفن خود را در ايميل زير اعلام، تا بعد از هماهنگي با مسوولين مربوطه، جهت همكاري با شما تماس گرفته شود:

 

kimiagoo@yahoo.com

+ نوشته و تنظيم در روز  دوشنبه بیستم خرداد 1387   توسط  توحید   | 

 

به آنانی که می شنوند:

 

اکنون وقت عمل است

 

جهان در حال تجربه کردن ششمین نابودی عظیم می باشد که  ۱۰۰۰ تا ۱۰ هزار برابر میزان نابودی میلیون ها سال پیش است. گرمایش جهانی یک توهم نیست و در حال رخ دادن است و چیزیست که همه ما باید نسبت به آن آگاهی یابیم و برای جلوگیری از آن با هم مشارکت داشته باشیم. ما باید مسئولیت آسیب هایی که به سیاره مان وارد کرده ایم را بعهده گیریم.

یخهای قطب در حال آب شدن است: از آنجایی که یخها بخش عمده ای از نور و اشعه خورشید را باز می تابانند و مانع جذب تمام آن به زمین میشوند ، با آب شدن آنها گرمای بیشتری وارد زمین میشود و یخها را بیشتر آب میکند. بر طبق تحقیقات دانشمندان بخش اعظمی از گازهای سمی گلخانه ای توسط یخهای قطب حفظ شده که با آب شدن آنها، گازها انتشار میابند و اتمسفر را سمی میکنند. ‏آخرین مطالعات آنها بر روی نمونه ها نشان می دهد که آبهای قطب شمال در عرض تابستان های 6- 5 سال ‏آتی، یخ روی سطح خود را از دست خواهند داد. با از بین رفتن یخ ها، سطح بیشتری از آبها بدون یخ می ماند و این باعث جذب بیشتر گرما می شود. در پایان، همه یخ ها به طور ناگهانی آب خواهند شد.

تغییرات آب و هوایی  یک واقعیت است. به خبرهای زیر نگاهی بیندازید!!!

-  دانشمندان دانشگاه لندن، بیان می دارند که افزایش دمای سطحی اقیانوس به اندازه نیم درجه سانتی گراد، منجر به افزایش % 40 توفانهای شدید می شود.

- سازمان ملل در مورد بلایای طبیعی سال 2007 می گوید که %90 بدترین بلایا در نتیجه تغییرات آب و هوایی رخ داده اند.

- دانشمندان در مورد اثرات زیان آور تغییرات آب و هوایی بر سلامت انسان، همچون موج های هوای گرم، آتش سوزی های شدید، و سیل، ابراز نگرانی کرده اند.

-  دانشمندان دریافته اند که جنگلها و دریاها به حد اشباع رسیده اند، و نمی توانند بیش از این آلاینده ها را جذب نمایند، که این یعنی افزایش سریع دمای جهان.

- اگر از آب محروم شويم، فقط سه روز قادر به ادامة زندگي هستيم.

هريك از ما مي توانيم:

- از مصرف غذاهای فرایندی و بسته بندی شده پرهیز کنید، زیرا با این کار ضایعاتی را که توسط حمل و نقل ‏مواد لازم برای تهیه و تولید و بسته بندی این غذاها ایجاد می شود، کاهش می دهید.

-  چند دقیقه قبل از اتمام کار فر، آن را خاموش نمایید همچنین قابلمه های در دار باعث می شوند انرژی کمتری برای پختن غذا صرف شود.

-  لامپ ها را خاموش کنید!‏ لامپ های کم مصرف بخرید و‏ بیشتر از نور طبیعی استفاده کنید.‏

-  وسایل برقی را در حالت ‏standby‏ یا "آماده باش" نگذارید و وقتی دستگاههای شما کاملاً شارژ شده اند آنها را از برق خارج کنید.‏

-‏ از کاغذ کمتری استفاده نمایید.‏ به درختانی فکر کنید که بجای تولید اکسیژن حیاتی موجودات، بخاطر تولید کاغذ قطع شده اند!

- سفر های غیر ضروری خود را کاهش دهید و در هنگام سفر از ریختن زباله در طبیعت خودداری کنید.

-  برای جلوگیری از صرف وقت و بنزین از عبورومرور در زمانهای پر ترافیک خودداری کنید و در ترافیک ماشین را خاموش کنید.

- سعی کنید تا جایی که ممکن است از انرژی برق و دیگر انرژیهای برگشت پذیر استفاده کنید تا انرژی گاز و نفت.

- شبها چراغ هاي حياط، پاركينگها و كنار باغچه ها را خاموش نگه داريم.

- كولرهاي گازي از جمله پرمصرف ترين وسايل هستند، آ”ها را خاموش نگه داريم.

- اگر هر شهروندي 2 لامپ 100 وات را خاموش و صرفه‌جويي كند، هيچ مشكلي در حوزه برق نخواهيم داشت.

-  در «راهنماي عملي استفاده بهينه از وسايل خانگي» تحت عنوان «مصرف عاقلانه» سازمان بهره وري انرژي ايران، آمده است: «ساليانه در كشور ما حدود 32ميليارد كيلو وات ساعت برق فقط در بخش خانگي و تجاري مصرف مي شود و براي توليد اين مقدار برق، حدود 64 ميليون بشكه نفت خام و حدودا 7800 ميليارد تومان هزينه مي شود.»

 

-  و مهمتر از همه: با نخوردن گوشت زندگی موجودات دیگر و کل سیاره را نجات دهید چرا که:

1-  دامها تهدید اصلی برای محیط زیست هستند. در گزارشی بسیار مهم از سازمان ملل، گفته شده که پرورش حیوانات برای خوراک، بیش از مجموع همه ماشینهای جهان، آلودگی تولید میکند.

2- پرورش حیوانات عامل ۲۰% از گازهای گلخانه ای هستند. منظور تمام سیستم پرورش گوشت است که شامل حیوانات، فراهم آوری غذا برای حیوانات، حمل و نقل گوشت و کود برای رشد علوفه میباشد.

3- گزارش ها نشان می دهد که هم اکنون پرورش دام، 30 درصد از مساحت کل زمین را به خود اختصاص می ‏دهد. گله ها باعث فرسایش خاک می شوند که در حدود % 20 از چراگاه ها به علت چریدن بیش از حد ‏در آنها و تراکم و فرسایش، ارزش خود را از دست داده اند.

4- پرورش حیوانات برای استفاده از گوشت آنها پیامدهایی مانند تخریب جنگلهای استوایی، افزایش گرمای جهان، آلودگی ‏آب، کمبود آب، سواستفاده از منابع انرژی، بیابان زایی و گرسنگی را در جهان به همراه خواهد داشت. اگر منابع جهان بجای تولید خوراک دام، برای کشت غلات ‏مصرفی غذای مردم استفاده می شد، بهره وری بالاتری نصیب ما می گشت وغذای بیشتری به مردم جهان می رسید. تقریباً یک میلیارد انسان در این کره خاکی از گرسنگی و سوء تغذیه رنج می برند.هر ساله بیش از 40 میلیون ‏نفر که اکثر آنها کودک هستند، از گرسنگی می میرند. علی رغم این مسئله، بیش از یک سوم محصول غلات ‏جهان، به جای انسانها، صرف تغذیه دامها می شود!!!

همچنین واضح است که آزار نرساندن و نکشتن موجودات زنده یک ارزش است،

حیوانات همچون انسانها برای زنده ماندن تلاش می کنند، به غذا و پناهگاه نیاز دارند، از فرزندان شان مراقبت میکنند، درد را احساس می کنند، از مرگ  می ترسند و زندگی را دوست دارند.

آنها در ‏ازدحام دامداری های صنعتی به هم فشرده می شوند و با آنها مثل ماشین رفتار می شود تا به ‏گوشت های خوبی تبدیل شوند. اینها حقایقی هستند که بیشتر ما هرگز نخواهیم دید. می گویند: بازدید از ‏یک کشتارگاه شما را برای همیشه گیاهخوار خواهد کرد.

‏ لئو تولستوی گفته است : " مادامی که کشتارگاه ها وجود دارند، میدان رزم هم وجود خواهد داشت. ‏گیاهخواری در واقع محکی بر انسانیت است."

اما آنچه که شاید واضح نیست آن ‏است که آزار نرساندن به دیگران، به همان اندازه برای خود ما نیز مفید است چرا که در قانون "کارما " ( عمل و عكس العمل )‌داریم: " ‏هر چه بکاری، همان را درو میکنی."

در واقع رژیم گیاهخواری هدیه ای است که ما به خود ارزانی می داریم. احساس بهتر بودن میکنیم و ‏همانطور که سنگینی دِینمان تقلیل می یابد، کیفیت زندگی مان بهتر شده، به هوشیاری و عالم روحانی و ‏تجارب درونی دست می یابیم. بنابراین گیاهخواری ارزشش را دارد.‏

در ضمن ساختمان بدن انسان برای گوشت ‏خواری مناسب نیست؛ روده های جانوران گوشت خوار، کوتاه و روده  ‏بزرگ آنها صاف و کشیده است. بر عکس در حیوانات گیاهخوار، هر دو روده دراز هستند. گوشت به دلیل ‏مقدار زیاد پروتئین و حجم کم محتوای فیبری، برای جذب شدن به زمان زیادی نیاز ندارد و بر همین اساس ‏است که طول روده های گوشت خواران کوتاهتر از روده های گیاهخواران است. ‏روده های انسان همانند روده های گیاهخواران دراز است. طول روده های ما روی هم رفته، تقریباً هشت و ‏نیم متر است. به دلیل ‏آنکه روده های ما طولانی تر از روده های گوشت خواران است، گوشتی که می خوریم، زمانی طولانی تر ‏در روده هایمان می ماند و در نتیجه فاسد شده و مواد سمی تولید می کند. این سموم موجب سرطان روده ‏بزرگ و افزایش کار جگر که مسئول تصفیه خون می باشد، می شوند و این نیز موجب سیروز کبد و حتی ‏سرطانی شدن آن می شود.‏ گوشت دارای مقدار فراوانی اسید اوریک و پروتئین اوروکیناز می باشد که باعث افزایش فشار کار کلیه می ‏شوند و می توانند باعث تحلیل رفتن کلیه گردند. در نیم کیلو گوشت، 14 گرم پروتئین اروکیناز وجود دارد. کلسترول و چربی اشباع شده در گوشت موجب ناهنجاری هایی قلبی می شوند که در حال حاضر، عامل ‏اصلی مرگ و میر می باشد.

 

برای متوقف کردن گرمایش جهانی که اکنون یک امر بسیار جدی رو به پیشرفت است، بر همه ما انسانهای دانا و توانا واجب است که بسرعت عمل کرده، هر کار ممکن را که در توان ماست برای جلوگيری از تخريب انجام دهيم. باید گازهای گلخانه ای را کاهش دهیم. باید با هم فعالیت کنیم تا عاقبت بتوانیم در مقابل تغییرات آب و هوایی مقاوم شویم. هر کدام از ما نقش مهمی در نجات دنيا ايفا ميکنيم. ما باید بدانیم که در این سیاره  تنها نیستیم؛ ما این سیاره را با دیگر موجودات زنده شریک هستیم، همچنانکه اینها را می خوانید، زندگیهای زیادی تلف شده است، زیرساخت ها از بین رفته اند، سیستم حمل ونقل مختل شده است. تقریباً همه بخش ها توسط تغییرات آب و هوایی تحت تاثیر قرار گرفته اند. عواقب فجیعی وجود دارد.

 باید هماهنگی بیشتری با هم داشته باشیم، زیرا به هم وابسته ایم. ما فقط همین یک سیاره را داریم، وقتمان رو به اتمام است. مهم است که اکنون هر کاری که میتوانیم انجام دهیم تا مطمئن شویم که سیاره مان از نابودی بیشتر در امان است. اگر اکنون زمین را از بین ببریم نسلهای آینده مان هیچ جایی برای زندگی کردن نخواهند داشت!

 

مصرف صحيح آب با توجه به روشهاي زير و خاموش نمودن يک لامپ اضافي در شرايط کنوني يک عبادت و خدمت به خود و خلق خداست.

 

روشهاي صرفه جويي در مصرف آب

 

- از كليه قوانين و محدوديتهاي حفاظت آب كه ممكن است در محل زندگيتان اعمال شوند، آگاه شويد و از آن تبعيت كنيد.                      

- از آب حفاظت كنيد، چون زندگي ما به آن وابسته است. هيچگاه به دليل اينكه فرد ديگر مسئول پرداخت آب بهاء است، آب را هدر ندهيد.

- موقع مسواك زدن شير آب تصفيه شده را باز نگذاريد.     

- موقع شامپو و چنگ زدن موهاي سر در هنگام استحمام، شير آب را ببنديد.

- سعي كنيد مدت استحمامتان كوتاه باشد. آب پخش كن دوش حمام را با نوع جديد آن (سردوش كاهنده مصرف) تعويض كنيد.

- براي آب دادن به درختان، درختچه ها، بوته ها و گل ها از آبياري قطره اي صرفه جويي كننده آب استفاده كنيد.

- براي دوش گرفتن در حمام، زمان بگيريد و آنرا به كمتر از 5 دقيقه برسانيد، چون در اين صورت ماهيانه حدود 4000 ليتر آب صرفه جويي خواهد شد.

- بهتر است براي شستن سبزيجات ابتدا آنها را در ظرفي بخيسانيد و سپس آب بكشيد.

- از جريان آب به منظور آب شدن يخ گوشت يا ديگر مواد غذايي منجمد استفاده نكنيد؛ و براي آب شدن يخ مواد خوراكي منجمد، انرا در هواي آزاد قرار دهيد.

- فرزندانتان را در مورد نياز به حفاظت از آب آگاه سازيد. از خريد اسباب بازيها و سرگرميهايي كه به جريان ثابت آب نياز دارند، اجتناب كنيد.

- هنگام استفاده از دستشويي شير آب را بطور مداوم باز نگذاريد چون جريان دائم آب موجب اتلاف آن مي شود.

- اگر دوش حمام شما بتواند در طي كمتر از 20 ثانيه يك ظرف چهارليتري را پر از آب كند در آنصورت حتماً آنرا با يك سر دوش كاهنده مصرف تعويض نماييد.براي نظافت حياط بجاي مصرف آب، بهتر است از جاروب استفاده شود. 

- در باغچه خانه، درختان، بوته ها و چمن هاي بومي و مقاوم به خشكي كه به آب كمتري نياز دارند و تحمل ماههاي گرم تابستان را دارند؛ بكاريد. اين گونه ها هنگام كاشت، نيازي به آبياري مرتب ندارند و معمولاً يك دوره خشكي را بدون آبياري، به خوبي تحمل مي كنند در يك منطقه گياهاني را در كنار هم بكاريد كه نيازي مشابه داشته باشند. بهتر است از روش آبياري قطره اي استفاده شود. از كاشت گياهاني مانند چمن و شمشاد كه هر روز نياز به آبياري فراوان دارند؛ خودداري كنيم.

- تمام شيلنگها، اتصالات و شيرها را بطور مرتب كنترل كنيد تا از نشتي آب جلوگيري شود.                                       

- ضروري است براي اطمينان از سلامت لوله ها و شيرهاي آب؛ آنها مرتبا كنترل شوند.

- در مواقع جايگزيني يا افزودن گل و گياه در باغچه خانه، گياهي را انتخاب كنيد كه آب كمتري را مصرف كند. به اين طريق ساليانه تا 2200 ليتر آب براي هر گياه قابل صرفه جويي خواهد بود.

- از نصب سيستم هاي آب تزييني (مثل فواره ها) اجتناب كنيد. مگر اينكه آب در سيستم بازيافت شود. همچنين سيستم را درجايي نصب كنيد كه تلفات كمي در اثر تبخير و باد داشته باشيم.

- لوله هاي آب منزلتان را عايق بندي كنيد، عايق كاري لوله هاي گرم، روشي است كه هدر رفتن آب را قبل از خروج آب گرم كاهش مي دهد.

- لوله هاي آب گرم را عايق بندي كنيد تا براي رسيدن آب گرم به شير آب لازم نباشد آنرا بي جهت باز بگذاريد.

- هرگز آبي را كه مي توان به مصارفي نظير آبياري و يا شستشو رسانيد، فاضلاب حساب نكنيد.

- ماشينهاي لباسشويي معمولاً مقداري زيادي آب مصرف مي كنند. بنابراين اگر از تعداد دفعات كاربرد ماشين لباسشوئي بكاهيد، عملاً در مصرف آب صرفه جويي كرده ايد.

- نيازي نيست كه از ميزان شست و شوي لباسها بكاهيد بلكه فقط صبر كنيد تا مقدار لباسهاي كثيف باندازه ظرفيت كامل ماشين برسد.

- يك بطري پر از آب يا يك كيسه نايلوني پر از شن و كاملاً در بسته را در مخزن آب توالت فرنگي و يا فلاش تانك قرار دهيد تا مصرف آب را در هر بار كشيدن سيفون كاهش دهيد. (لازم است اين وسايل را در جايي از مخزن قرار دهيد كه با كار وسايل و اجزاي عمل كننده درون مخزن تداخل نداشته باشد).

- آب خنك مورد مصرفتان را همواره در يخچال نگهداريد تا هر گاه كه يك ليوان آب خنك مي خواهيد، مجبور نباشيد شير آب را براي مدتي باز بگذاريد تا آب خنك شود.

- براي نوشيدن آب به جاي آنكه شير آب را به مدت زيادي باز بگذاريد، بهتر است ابتدا چند قطعه يخ در ليوان قرار دهيد و سپس شير آب را باز كنيد.

- به كودكان آموزش دهيم تا با بستن به موقع شير، آب را هدر ندهند.

- مي توان از آبي كه براي شستن سبزيها و دست و صورت استفاده مي شود به وسيله لوله كشي آنرا به سمت فلاش تانك هدايت كرد تا از آن به عنوان فلاش تانك در توالت استفاده شود.

- نشت احتمالي فلاش تانك توالت را با افزودن مواد رنگي به آب آن بيابيد. اگر فلاش تانك داراي نشت باشد، ماده رنگي ظرف مدت 30 ثانيه از محل نشت پديدار مي شود. به محض اينكه آزمايش انجام شد، فلاش تانك را بكشيد چون ممكن است ماده رنگي به مخزن آب آن آسيب برساند. فلاش تانكهايي كه نشتي دارند آب را به داخل كاسه توالت هدر مي دهند.

- به جاي شستن اتومبيل با شيلنگ آب، از يك سطل آب هم مي توان استفاده كرد.

- در حالي كه كمبود آب در شهر احساس مي شود لزومي به شستشوي پياده روي مقابل مغازه و منزل نيست.

- هنگام احداث ساختمان از كارگران ساختماني بخواهيد از آب تصفيه شده استفاده نكنند.

- زماني كه سرگرم آب دادن باغچه و گلهاي منزل هستيد با شنيدن صداي زنگ تلفن يا زنگ در، بهتر است ابتدا شير آب را ببنديد وبعد به آنها پاسخ دهيد.

- تا حد امكان از آب شرب براي فضاي سبز استفاده نشود. باغچه را در شب يا صبح زود آبياري كنيد تا از تبخير آب جلوگيري شود.

- نصب كولر در سايه و با استفاده از پوشش مناسب و جلوگيري از نشت آب كولرهاي آبي، باعث صرفه جويي زيادي در مصرف آب مي شود.

- زماني كه به مسافرت مي رويد، ضروري است شير فلكه بعد از كنتور آب را ببنديد.تا از وقوع هر گونه حادثه پيشگيري شود.

- لازم است گاهي اوقات از لوله كشي ساختمان خود امتحاني به عمل آوريد. توصيه مي شود تمام شيرهاي آب را ببنديد و سپس كنتور را كنترل كنيد. كار كردن كنتور در زماني كه همه شيرهاي آب بسته است دليل اتلاف آب از لوله هاي داخل ساختمان مي باشد كه در نتيجه آن مقدار زيادي آب به هدر رفته و هزينه گزاف آن را شما خواهيد پرداخت.

- گروه هاي فرهنگي، غيردولتي را به ايجاد و ارتقاء فرهنگ حفاظت از آب در ميان كودكان و بزرگسالان تشويق كنيد.

- هر گونه اتلاف قابل توجه آب را (شكستگي لوله ها، باز بودن لوله ها، هدر روي آب در هر نقطه) به مركز ارتباطات مردمي آب و فاضلاب تهران (تلفن 122) اطلاع دهيد.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  یکشنبه نوزدهم خرداد 1387   توسط  توحید   | 

 

1- وبلاگ بسيار كاربردي عرفان درماني (استاد خانجاني)‌ به همراه دانلود كتابهاي بسيار كاربردي استاد:

http://erfandarmani.blogfa.com

 

:) وبلاگ فوق به همراه وبلاگ مراقبه های اشو: 

http://moraghebe.blogfa.com

همه روزه و با مطالب و نکاتی بسیار ارزشمند و کاربردی به روزمی گردد.

 دوستان عزيز، لينكهای مربوطه را در پيوندهاي خود قرار داده و همه روزه مطالعه و تامل و نگرشی ژرف و مستمر در مطالب مطروحه داشته باشید.

 

2- فرا درماني، تشعشع دفاعي، ارتباط ويژه و....

http://kimiagoo.blogfa.com/post-144.aspx

 :) دوستان و همسفران بسيار عزيزم، ‌به جمع كثيرهمراهان حلقه رحمانيت الهي بپيونديد و با عزمي جزم وبا صبر و سماجت، ‌جريان رحمت و آگاهي پروردگار را در زندگي خود شاهد گرديد و حلقه هاي مربوطه را نيز به دوستان خود معرفي نماييد.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  شنبه سی و یکم فروردین 1387   توسط  توحید   | 

 

به نام خداي رحمان و رحيم

 

سلام بر عشق

  

زماني را در خيالم جست و جو مي كنم تا بتوانم به مدد حضرت حق، ‌تپشهاي قلبم را با روح عظيم تان تنظيم نمايم و غرق در حضور و لطف بيكرانتان شوم و خادمي باشم بي چون و چرا و براي هميشه تا اداي ديني نمايم در اين چند صباح باقيمانده به ساحت سرشار از نور و عشقتان.

 

خدايا تو را سپاس كه بهره مندمان مي نمايي از موهبت آشنايي با عزيزان و رسولانت.

 

ولي خداي مهربان،

به همگي مان بصيرتي عنايت نما تا به قدر و منزلت امامان و رسولان بر حقت واقف گرديم و از لجاجت و عداوت دست برداريم و شاهد و ناظر به حضور تجلي يافته ات در بندگان بر حقت باشيم تا با درك و تسليم و آري گفتن بي قيد و شرط به آنان، به سر منزل مقصود هدايت گرديم.

 

خدايا چنگهايمان را از بندهامان باز كن و ترسهامان را بريز و بندهامان را بگير و چشم و گوش دلمان را بينا گردان و شنوا، و پرده ها را از ديدگانمان كنار بزن تا ببينيم كه تنها نيستيم.

 

خدايا شب تاريك زندگي مان را بگير و طلوع كن در اين شبها و روشنمان كن.

 

خدايا درخت وجود مان، تهي از عشق و سخاوت شده است؛ باران رحمت بر ما ببار و نسيم مهر بر ما بوز تا به مانند فصل بهارت جوانه زنيم و شكوفا گرديم.

 

خدايا به كمي شجاعت و قدرت انتخاب بدون پيشداوري نيازمنديم.

 

خدايا خود را در همه چيز و همه كس به ما نشان داده اي، درك حضور لحظه اي عنايتمان كن.

 

خدايا صبوري امان ببخش و انتظار،

شكيبايي و آرامش، 

دلي بزرگ،

آسوده دلي و بخشش بي چشمداشت،

 

خدايا به گامهايمان تواني دوباره ببخش تا از تاريكي بيرون بياييم.

 

خدايا دلهامان را مهربان كن و آنرا شستشو بده از كينه و نفرت و قضاوتهاي غلط،‌

 

خدايا خدايا خدايا

شفايمان بده و قدرت اعتماد كردن را عنايتمان كن.

 

و تو اي همراه نا همراه!!!

تويي كه  فقط مي خواني و مي گذري و بر ضربدر گوشه سمت راست صفحه كليك مي كني،

با عمق روح و جانت بينديش؛

بدان كه لحظه،

‌لحظه غنودن است در آغوش او،

لحظه استشمام رايحه خداوند است در سيماي برگزيدگانش،

لحظه وصال و يگانگي است با امامان زنده پروردگار.

لحظه تسليم امر حق گرديدن و تسليم محض نمودن روح و روان است به نشانه ها و رسولان او.

لحظه جاري شدن در اكنون (‌ زمان حال )‌است تا بتوان بقا را در فنا حل كرد و خود الهي را از هلاك شدن و از استثمار تن و روان نجات داد.

 

بدان كه تا زماني كه بر نيستي خود واقف نگردي و آنرا تصديق وتاييد ننمايي، هستي خداوند ارزاني تو نخواهد شد و نجات نمي يابي.

بدان كه تمامي عذاب و سرگرداني و مريضي و بي بنيادي ات ناشي از كفر و نفاق و انكارت است و در دين خدا منافقي بيش نيستي.

 

آگاه باش كه راه

راه سلام است و تسليم و اسلام بر نيستي خويش.

                                     

+ نوشته و تنظيم در روز  یکشنبه هجدهم فروردین 1387   توسط  توحید   | 

 

در تمام عمر عاشقیم؛

عاشقيم بر گل و کبوتر و سبزه و رود و دشت و خانه،

عاشقیم بر آب و آفتاب و ماه و ستاره،

عاشقیم بر چشمان سیاه و کمان  ابرو و لب و خد و خال،

عاشقیم بر درخت و بوته و گربه و پروانه،

عاشقیم بر کودک و رنگ و بوی یاس و عقیق و گوشواره،

عاشقیم بر لبخند و گریه و دست و بینی و زلف،

عاشقیم  بر دل و دف و آواز نی،

عاشقیم بر باران و نسیم وآتش خواب،

 

و بناگاه....

می رود،

می میرد،

می پژمرد،

مریض می شود،

قهر می کند،

می زند،

می سوزاند،

می کشد،

می رمد،

می خوردت و نیست می شود و ما در یادش هستیم.

 

آنگاه که بود، نبودیم.

حال که نیست، هستیم.

 

آهاااااااااي!!!

با توام

با تويي كه به دنبالشي!!

با تويي كه از مني

نه،

با تويي كه خود مني

نه نه نه

با خودمم،

مي دوني كه هميشه به دنبالت مي آد

و هميشه گريختي از او؛

 

در بيرون به دنبالش نگرد كه هرگز پيداش نمي كني،

اون هميشه  در دل توست.

ولي تو در كجايي؟

در ديگران!

در پي تسخير قلوب ديگران بودي كه خانه وجودت، غصب شد،

و تو به قصد مالكيت، ‌مملوك شدي،

مالكيتي كه به دروغ نام «‌ عشق »‌ به آن دادي....

 

آهاي!!

تويي كه دعوي خداپرستي و ايمان و اخلاص داري؛

تا از منيت و خوديت خودت خلاص نشوي،‌

تا از انكار و عداوت با مردمان دست برنداري و به خدمت بي مزد برايشان همت نگماري،

تا زمانيكه اسوه عشق، صدق، قناعت،‌ پاكي، شجاعت، عزت نفس، ‌بي نيازي، معرفت و محبت نگردي؛

منافقي،

آري، ‌منافق!!

بدان كه

خوبترين انسانها،‌ آنهايي هستند كه از خوبي شان،‌ گذشته اند،

و مردم دوست ترين آدمها، هميشه ‌تنهاترين هستند...

 

عزيز همراه

اكثر ما بر غايت امور خود، معرفتي بر حق نداريم،

جدايي و فراق و دوري عرصه پالايش يك رابطه است،‌

قلمرو بخودآيي طرفين و معرفت بر حقايق است

تا طرفين يك رابطه به كشف افتها و امراض و ناحقي هاي آن بپردازند

و با پاكسازي آن مفاسد،‌ به رابطه اي الهي تبديل نمايند.

فراق و دوري،‌

عرصه ناب سازي و جاودانه سازي روابط است،

به شرط معرفت.

 

آنچه توشه حیات جاوید نامیده ايم،

چیزی جز دریافتهای ما از جهانی که در آن زیسته ایم نیست که اساس ماندگاري این جهان همانا آدمهای زندگی هستند. در واقع توشه جاوید حاصل ارتباط ما با آدمهاست. این ارتباط اگر با غضب و کینه پایان یابد و استمرار یابد توشه آخرت ما همین نفرت و آتش انتقام است. ولی بواسطه معرفت  دوران جدائی می توانیم هر کینه ای را تبدیل به محبت کنیم و نور محبت را ره توشه حیات جاوید سازیم.

 

در پناه الله دريا دل باشيم و دل انديش.

سپاسگزار لحظه اي و تسليم محض خداي مهربان باشيم

تا به مقام صالح نايل گرديم.

پيروان  واقعي رسولان و رهروان بيداريِ عشق و حقيقت باشيم،

كساني كه در هر زمان، بذر هدايت را در دل مشتاقان مي افشانند.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  یکشنبه یازدهم فروردین 1387   توسط  توحید   | 

 

 

به نام خداي رحمان و رحيم

 

یادمان باشد قدرتی که در جمع هست در پاره پاره شدن نیست.

ضمن اینکه با در گروه بودن اهداف را همگی با هم جلو می بریم.

تمام تلاشمان اين باشد كه با هم باشیم.

صبور باشیم.

نخواهیم با حذف کسی موقعیتی را کسب کنیم.

حذف دیگری قشنگ نیست. صحیح نیست.

با هم باشیم.

پذیرش به تنهایی کافی نیست.

تلاش کنیم نقاط ضعف ( بهبود )‌یکدیگر را مرتفع کنیم.

دامنه دوستیهایمان را گسترش دهیم.

حرکتها و اهدافمان از فرد به جمع باشد؛

نه از جمع به فرد و نه برای رسیدن به یک موقعیت فردی.

در هر کار به ایجاد و تقویت وحدت فکر کنیم.

مهم نیست چه کسی جلو دار است و حرکت اولیه بر عهده اوست.

مهم جلو رفتن مجموعه است، نه برتری خواستن و جستن.


درد من حصار برکه نيست،

درد من زيستن با ماهياني ست که فکر دريا به ذهنشان خطور نکرده است.

 

    

 

خدايا، خدايا، خدايا؛

در آستانه سال جديد،
به چهره هاي غمناك، لبخند

به نيازمندان، ياري

به بيماران، شفا

به بي پناهان، پناه
به گمگشتگان، راه

به نا اهلان، فتوت
عطا كن.

ـ خدايا، خدايا، خدايا؛
در دل هاي نا اميد، اميد
در دل هاي بيقرار، قرار
در دل هاي تاريك، روشنايي
در دل هاي افسرده، شادي
در دل هاي در ترديد، يقين
در دل هاي در هجران، وصل
در دل هاي آكنده از نفرت، محبت
در دل هاي آكنده از خشم، مروت
در دل هاي پريشان، آرامش
در دل هاي در قفس، آزادي
در دل هاي خسته، توان حركت
در دل هاي شكسته، توان ترميم
در دل هاي سوخته، توان ساختن
در دل هاي رنجيده، توان بخشش
قرار ده.


ـ خدايا، خدايا، خدايا؛

هر آنچه از خير و مصلحت است برايمان مقدر كرده اي

 انديشه اي ده تا دريابيم به هرآنچه دست مي يابيم، رحمت است

و از هر چه دور مي گرديم حکمت.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386   توسط  توحید   | 

 

 

   يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ ﴿123﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد با كافرانى كه مجاور و نزديك شما هستند شروع به جهاد كنيد و آنان بايد در شما درشتي و نيرومندي و قوت و پايداري را حس كنند و بدانيد كه خدا با پرهيزكاران است  

 

   وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ فَمِنْهُم مَّن يَقُولُ أَيُّكُمْ زَادَتْهُ هَذِهِ إِيمَانًا فَأَمَّا الَّذِينَ آمَنُواْ فَزَادَتْهُمْ إِيمَانًا وَهُمْ يَسْتَبْشِرُونَ ﴿124﴾

و چون سوره‏ و نشانه اي نازل شود از ميان آنان كسى است كه مى‏گويد اين [سوره] ايمان كدام يك از شما را افزود اما كسانى كه ايمان آورده‏اند بر ايمانشان مى‏افزايد و آنان شادمانى مى‏كنند

 

   وَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ فَزَادَتْهُمْ رِجْسًا إِلَى رِجْسِهِمْ وَمَاتُواْ وَهُمْ كَافِرُونَ ﴿125﴾

اما كسانى كه در دلهايشان بيمارى است پليدى بر پليديشان افزود و در حال كفر جان مي دهند

 

   أَوَلاَ يَرَوْنَ أَنَّهُمْ يُفْتَنُونَ فِي كُلِّ عَامٍ مَّرَّةً أَوْ مَرَّتَيْنِ ثُمَّ لاَ يَتُوبُونَ وَلاَ هُمْ يَذَّكَّرُونَ ﴿126﴾

آيا نمى‏بينند كه آنان در هر سال يك يا دو بار آزموده مى‏شوند باز هم توبه نمى‏كنند و عبرت نمى‏گيرند

 

   وَإِذَا مَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ نَّظَرَ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ هَلْ يَرَاكُم مِّنْ أَحَدٍ ثُمَّ انصَرَفُواْ صَرَفَ اللّهُ قُلُوبَهُم بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُون ﴿127﴾

و چون سوره‏اى نازل شود بعضى از آنان به بعضى ديگر نگاه مى‏كنند [و مى‏گويند] آيا كسى شما را مى‏بيند سپس مخفيانه بازمى‏گردند خدا دلهايشان را [از حق] برگرداند زيرا آنان گروهى هستند كه نمى‏فهمند

 

   لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِكُمْ عَزِيزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِيصٌ عَلَيْكُم بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿128﴾

قطعا براى شما پيامبرى از خودتان آمد كه بر او دشوار است‏ شما در رنج بيفتيد به [هدايت] شما حريص و نسبت به مؤمنان دلسوز مهربان است

 

   فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقُلْ حَسْبِيَ اللّهُ لا إِلَهَ إِلاَّ هُوَ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَهُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ﴿129﴾

پس اي رسول،‌هرگاه مردم از تو روي گردانيدند بگو خدا مرا بس است هيچ معبودى جز او نيست بر او توكل كردم و او پروردگار عرش بزرگ است

 

+ نوشته و تنظيم در روز  شنبه چهارم اسفند 1386   توسط  توحید   | 

 

      valentine

ولنتاين كشيشي بود كه درقرن اول ميلادي در روم زندگي مي كرد.

در ان زمان  روم تحت سلطه پادشاهی جنگجو به نام كلادسیوس بود كه دوست داشت سربازان برای حضور سپاهش در جنگ داوطلب شوند ولی مردها نمیخواستند بجگند، و كلادسیوس اين كمبود سربازان رو ناشي از سستي مردها در ترك عشق مي دانست.پس همه نامزدي ها را باطل اعلام كرد.

ولي ولنتاين به مبارزه برخاست و و به همراه ماریوس مقدس با خود عهد بستند تا زوج های جوان را به طور سری به عقد هم درآورند.

پس از با خبر شدنِ پادشاه از این قضیه والنتین مقدس را زنداني كرد.

تا اینكه سرانجام در روز 14 فوریه سال 269 قبل از میلاد به قتل رسید.

در سال 496 بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس 14 فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید. از سالها قبل روز 14 فوریه كسانی كه یكدیگر را دوست داشته اند برای هم هدایایی ساده ای چون گل می فرستادند.

 

 

 

از نو آغاز کن!

 

لوحی باش پاک، عاری از هر تعصبی

 

آن گاه شاید دریابی که حقیقت چیست؟

 

از حقیقتی که می یابی، حیرت می کنی!

 

در جایی مکتوب نبوده و به واژه در نمی آید.

 

هرگز به قلم راز نمی گشاید.

 

هرگز کسی آن را بر زبان نرانده

 

هرگز بر زبان کسی جاری نخواهد شد.

 

آسمیتا-ره پوی جاودانگی

 

+ نوشته و تنظيم در روز  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386   توسط  توحید   | 

 

حلقه ارتباط ویژه

به کدام مذهب است اين

به کدام ملت است اين

که کشند عاشقی را

که تو عاشقم چرايی؟

بسم الله الرحمن الرحیم

طبق نظر و اعلام استاد محمد علی طاهری، حلقه ارتــــبـــــــاط ویژه، از ساعت ۲۲ مورخ ۱۳ بهمن ماه ۱۳۸۶، به طور ۲۴ ساعته در تمام دنیا اعلام می گردد. تمام مردم دنیا، جهت بهره گیری از درمان، رسیدن به آرامش، کاهش اضــــــطراب و نـــــــگـــــرانی و ... می توانند از این ارتباط به طور نامحدود بهره مند شوند. لازم به توضیح است که از این ساعت به بعد، کلیه انسانها در تمام نقاط دنیا، می توانند ارتباط گرفته و وارد این حلقه گردند.

شــــــرط برقراری ارتباط و حضور در این حلقه، فقط و فقط شاهد بودن است شـاهد بودن، به معنی تسلیم و بی طرفی است و فرد اتصال گیرنده، فقط کافی است که بدون قضاوت شاهد برقراری این حلقه باشد.

نحوه برقراری ارتباط ویژه

از اين پس تمام مردم دنيا در هر زمان كه مايل باشند مي توانند در حلقه ارتباط ويژه قرار گيرند كافي است چشمان خود را ببندد و فارغ از وقايع بيروني شاهد وجود خودش گردد.

منظور از شاهد بودن اين است كه فرد بدون هيچ گونه قضاوت، متوجه وجودش و تغييرات در حال انجام باشد. به محض شاهد شدن فرد وارد اين حلقه شده و ارتباط  آغاز مي گردد. و هوشمندي حاكم بر جهان هستي فرد را در معرض ارزيابي و اسكن قرار مي دهد و پروسه درمان از طريق هوشمندي شروع مي شود. بستن چشم هيچ گونه الزامي ندارد. و فقط جهت جلوگيري از پرت شدن حواس به اطراف انجام مي گردد و گرنه هركس در هر لحظه و در هر حالتي (خوابيده، نشسته، مشغول انجام كار، چشم باز يا بسته) وارد حلقه ارتباط ويژه گردد و از نتايج آن بهره مند شود.

مجددا نحوه برقراري ارتباط و اتصال را در لينك زير، به خدمتتان، ‌عرض مي كنم:‌

http://kimiagoo.blogfa.com/post-93.aspx

لطفا در صورت برقراری ارتباط ویژه، جهت بررسی آماری مشخصات خود را در قسمت نظران اين پست و يا در لينك زير وارد نماييد تا بتوان از نظر آماري،‌ قدمهاي بعدي را در راه اعتلاي عرفان برداشت:

http://commenting.persianblog.ir/ucomments.asp?id=7483424

--------------------------------------------

To the Kind Attention of Every Web log Visitors from all Over the World

 THE CYCLE OF SPECIAL LINK

HALGHEH ERTEBATE VIJEH

 

“ In the name of God “

 As per Ostad Mohammad Ali Taheri’s Instruction and Announcement, the Cycle of  Special  Link is effective 24 hours from February 2nd, 2008 at 10.00 p.m. in all over the world.

 For everyone in the world, who is keen on receiving Treatment, reaching to the Wellbeing & Relaxation, reducing Worry & Stress, etc. may indeed & Unlimitedly take advantage of this Link.

 It is worth mentioning that from the above mentioned time on, everyone from all over the world can receive the Link and step into the Cycle.

 The only condition to establish the Link and to be present in the Cycle is being an Impartial Observer only. It is therefore no need to put name, specifications and special hour of connection.

 The Impartial Observance means to be Surrender and keep Impartiality all the way. It suffices for the involved person to observe the presence of the Cycle without prejudice.

 The Link Flow is  for everyone  all over the World.

HOW TO ESTABLISH THE SPECIAL LINK

(ERTEBATE VIJEH)

From now on all people around the World are eligible to receive the Special Link (Ertebate Vijeh).

 One may simply close eyes and regardless of external events, should Observes his Self- being.

What “Observing “ means, is for the person to be aware of his entire being and also  any new evidence appearing on him,  with Impartiality.

 The person would take part of the Cycle (Halgheh) as soon as he may obtain the status of Impartial Observance; the Link (Ertebat) would therefore be started at this stage and the Universal Intelligence begins to Evaluate and Scan the person. Here is the Treatment process starting via the Intelligence.

Closing eyes is just to avoid distraction and there is no special recommendation to do the same. Nevertheless, every one at anytime and any condition (lain down, sat down, busy at work, opened/closed eyes, etc.) may perfectly step into the Special Link Cycle and take advantage of the Extraordinary relevant results.

 

According to a schedule, we are kindly requesting everyone sharing the Cycle, to take responsibility with loyalty and to insert his/her Name, Surname, Country of Origin, Personal e-mail address and Contact No in the address below, in order for us to facilitate a Statistic Study and the Global information flow. We will therefore be able to take further steps towards  Flourishing ERFAN.

  With Special Thanks.

In the event of connetion to the Special Link, Please click here to enter your personal data, for the statistical purpose  

Your Names

 

در عرفان کیهانی دو دسته حلقه ی کلی وجود دارد:

 

1- حلقه هایی که باید توسط فردی که متصل به حلقه است برای افراد دیگر برقرار شود.

 

2- حلقه هایی که نیازی به وجود فرد متصل کننده نیست و با جاری و برقرار شدن آن، همه می توانند به طور مستقل آن را مورد استفاده و بهره برداری قرار دهند.

 

الف) حلقه هایی که افراد بدون داشتن اطلاع از چگونگی آن در معرض قرار می گیرند(حلقه های روح جمعی).

 

 ب‌) حلقه هایی که افراد می توانند از برقراری و همچنین از کاربرد آن مطلع شده و در صورت تمایل، به آن حلقه متصل شده و ارتباط برقرار کنند و مطابق تعریف آن حلقه، بهره برداری لازم را داشته باشند.

 

توضیحات:

 

الف) حلقه های ارتباط روح جمعی، حلقه هایی هستند که در آن برای تعالی بشر، ارتباط های لازم اعلام می شود ( البته در شبکه ها و جریان های منفی بر عکس عمل می شود ) و در واقع مانند اثر دعا برای صلح، سلامت، آگاهی، معرفت و ... در جامعه ی بشری عمل کرده و در روح جمعی انعکاس پیدا می کند. توضیح این که روح جمعی در واقع ذهن اشتراکی بشر است(جداگانه در مورد آن بحث خواهد شد).

 

ذهن اشتراکی بشر، از دو ناحیه ی کلی تحت تاثیر قرار می گیرد:

-  ذهن کلیه ی آحاد بشر

- حلقه های مثبت و منفی

 

ذهن اشتراکی(روح جمعی) از طریق ذهن همه ی افراد بشر تحت تاثیر قرار می گیرد و روح حاکم بر بشریت را شکل می دهد و همچنین افراد طرفدار شبکه های مثبت و منفی که به این شبکه ها اتصال دارند، از طریق اتصال های ویژه ای که می تواند بر ذهن اشتراکی(روح جمعی) اثر گذار باشد، آن را تحت تاثیر مثبت و یا منفی قرار داده و فکر بشر را به سمت مورد نظر خود هدایت کنند.

ارتباط ویژه، یکی از ارتباط های حلقه ی عام مطروحه درعرفان کیهانی است که به منظور طرفداری از شبکه ی مثبت و در خدمت عرفان کمال، در ذهن اشتراکی(روح جمعی) اعلام شده است. این ارتباط می تواند در جهت ایجاد آرامش، خود درمانی(فرادرمانی) و رسیدن به ادراک و اشراق، از طریق اتصال به شبکه ی شعور کیهانی به کار گرفته شده و مسیر این حرکت را برای آنان هموار نماید.

 

شرایط و نحوه ی برقراری اتصال:

کلیه ی علاقمندان می توانند در خلال تمام مدت شبانه روز و در هر محلی از این اتصال استفاده نمایند و همه قادر خواهند بود از طریق این حلقه به شبکه ی شعور کیهانی متصل شده و از رحمت عام الهی بهره مند شوند.

تنها شرط برقراری اتصال، شاهد شدن و بیطرف بودن نسبت به حلقه است و نیازی به داشتن ایمان و اعتقاد نسبت به حلقه ی مورد نظر نیست. هر شخصی در هر لحظه می تواند به طور مستقل وارد این حلقه شده و بر خلاف سایر حلقه های عرفان کیهانی نیازی به وجود فرد متصل کننده و همچنین دادن اسم نیست. 

نکته ی مهم در مورد استفاده از ارتباط ویژه این است که نیازی نیست که به نام فرد استارت زده شود و همین که فردی بخواهد وارد حلقه شود، ارتباط او برقرار خواهد شد و هیچ محدودیتی ندارد.

نکته ی دیگر این که برای وارد شدن به حلقه، فقط نظر فرد مبنی بر استفاده از حلقه کافیست و لازم به ادای جمله ی خاصی نیست.

 

استاد محمد علی طاهری

 

                              --------     -------      ---------       ---------     

 

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

پای ازین دایره بیرون ننهد تا باشد

 

یارا! ساقی مان را به تو می سپاریم..

به حرمت شراب نابش، که ما را کنج نشین همیشگی میکده ات کرد...

نگاهبانش باش! و به آنانی که نمی خواهند مهر گوش وچشمشان برداشته شود،کمک کن!کمک کن تا بفهمند که نمی توان خورشید حقیقت را پشت ابر نگاه داشت؛ چرا که پرتو نورش بر زمین پهن شده و ما برای همیشه محافظ این پرتو خواهیم بود...

 

آمين يا رب العالمين

 

+ نوشته و تنظيم در روز  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386   توسط  توحید   | 

 

به نام بي نام او

 

درمواقعي كه نمي دانيم چه بايد بكنيم

و به چه كنم هاي بسياري دچار مي شويم

براي ما كه فراموش كرده ايم خود و خدايمان را

براي ما كه گاهي حتي يك بخشش كوچك را

دريغ مي كنيم

حتي يك لبخند را

يك آغوش گرم را

يك نگاه محبت آميز را

يك تكه نان را....

گاهي حتي يادمان مي رود كه خدا چقدر مشتاق ماست

يادمان مي رود و فقط گاهي و به هنگام گرفتاريهايمان، صدايش مي كنيم.

 

او هميشه هست

 

خدايا كور شده ايم؛

خودخواهی هایمان باعث شده که فقط خود و نزدیکانمان را ببنیم.

چه بر سرمان آمد که نمي شنويم و نمي بينيم تو را ؟؟؟

 

در روز هاي برفي و سرد

به شكل كودكي خياباني، از كنارمان عبور مي كني

و فالي از حافظ و دسته اي از گل به ما مي بخشي.

معتادي مي شوي و لبخندي گرم، هديه مان مي كني.

گدايي مي شوي و دستان پر مهرت را به سویمان دراز مي كني.

پرنده اي مي شوي و در كنار پنجره دلهايمان به انتظار مي نشيني.

و چقدر به اشكال مختلف در برابرمان ظاهر مي شوي و صدايمان مي كني.

و ما نمي شنويم و نمي بينيم تو را.

 

خدايا

با دستانت، در آغوشمان بگير.

خدايا

الهام كن به دلهايمان،

آنچه را كه دوست داري، بشنويم

خدايا

توانمان بده

براي لحظاتي هم كه شده با زبان تو با تو گفتگو كنيم.

با چشمان تو ببينم،

با دل بزرگ و دريايي ات، به تو عشق بورزيم.

 

خدايا

دوستت دارم

دوستت دارم دوستت دارم.

 

اگر مي بيني كه فراموش مي كنيم،

بلد نيستيم و يادمان رفته است که علاقه و عشقهایمان

معامله ای شده و در آن حساب سود و زیان می کنیم.

 

خدایا

وقتي با تویيم همه چيزيم و بي تو ديگر هيچ.

 

خدايا

كسي را نداريم به جز تو.

خدايا

هر وقت به من رسيدي برايم سبدي از آرامش و قرار آوردي،

و در گوشهايم زمزمه كردي كه

تو در خانه خود هستي.

 

خدايا

دوستت دارم

چون تو خريدار همه نقصها و دروغهاي من هستي،

خدايا بصيرتي عنايت كن

تا خوبيت را در تمام آيينه ها ببينيم،

خدايا

بي رنگمان كن، بي رنگ  

همگي مان را وسيله اي براي آرامش و شادي قرار بده.

فهم معناي تسليم و اسلام حقيقي را برايمان مقدر نما،

و به درجه صالح شدن نزديكمان گردان.

آمين يا رب العالمين

 

دوستت دارم

ای مهربان و ای همیشه همراه و همدمم

دوستت دارم

دوستت دارم.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  پنجشنبه چهارم بهمن 1386   توسط  توحید   | 

 

به نام خدای رحمان و رحیم

 

سخني دیر هنگام.........

..

....

......

عيد قربان است و سجاده امروز عجيب به من خيره شده است و من روبروي آن نشسته ام و فكر مي كنم:

چگونه راه را از اين همه بیراهه،

به همنوعانم كه اينقدر تعصبي هستند و عقل گرا، نشان دهم؟

 

دوباره ذهن کج اندیش و خیال پرداز، زمزمه های فریبنده اش را شروع می کند و انديشه هاي سرابي به سراغم مي آيند که:

مگر فرقي هم مي كند كه چگونه باشد؟

سخت نگیر و بی خیال به طی طریق فعلی ات ادامه بده که ظرف وجودی ات همین است و به اندازه وسعت، مورد تکلیف و مواخذه قرار می گیری...

واي

واي

واي؛

بر من و تو و هركسي كه اين قدر، سطحي انديش است و زودگذر.

و شايد هم....

 

سجاده همچنان به من و تو خيره است و باز مردديم، كه چه كنيم؟

دوباره به يادم مي آيد كه هرروز نيز، به مانند آنروز نمادين، عيد قربان است.

ندايي آمد كه: هان چه شد مگر داعيه قربان كردن نداشتي، پس چرا معطلي؟؟؟

 

عزيزان،

سجاده نگران است...

گفته اند كه به مي سجاده رنگين كن گرت پير مغان گويد؛

 

بياييم از هم اكنون و بدون هيچ مقدمه اي به او لبخند بزنيم و

بي درنگ، جام را بر سجاده بريزيم كه بقول دوست عزيزمان خسرو؛

 « .. عید قربان لحظه ایست که "من"را به پای عشق قربانی کنیم. جهل را به پیشگاه نور قربانی کنیم. حماقت را زیر پای هوش قربانی کنیم. همهمه ذهن را به پیشگاه سکوت قربانی کنیم تا تجلی گاه حقیقت شویم. تعارفات و چابلوسی را قربانی کنیم. عادت هایمان را قربانی کنیم.تا گل وجودمان شکوفا شود.. »

آري، قرباني حقيقي همين است.

 

همگي در پناه الله، دريا دل باشيم و دل انديش،

عشق بورزيم، بي منت و بي بازگشت،

در ذات او، كه امانتي است گرانبها و در وجود تك تك مان به وديعه گزارده شده،‌

غرق گرديم،

از خودي، بيخود شويم تا

به درك و تجربه «‌ اناالحق »‌ نايل گرديم، كه هدف از خلقتمان، اين است و بس.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  سه شنبه یازدهم دی 1386   توسط  توحید   | 

 

 

به نام بی نام او

 

سلام بر عزيزي كه در نوشته ها و پيامهايش، شور و شوقي در رسيدن به كمال و حقيقت موج مي زند و هماره بنده را مورد لطف و هدايت خود قرار مي دهند.

 

عبدالله عزيز

عالم کیست؟

عالم به معنی کسی که اطلاعاتی را درون مغز خود جا داده است و در واقع اشاره به انباشت دانش دارد. نقطه مقابل آن کسی است که چیزی را نمی داند.

اما واقعا این "عالم" چه چیزی را می داند؟

منظور ما در اینجا جنبه دروني و باطني قضیه است و نه جنبه ظاهري و معناي لغوي آن. اندیشه همیشه از موضع حافظه عمل می کند. پیوند اندیشه با زمان پیوند ناگسستنی است . و این به اصطلاح" عالم" چون از موضع اندیشه و عقل عمل می کند طبعا محکوم به قانون پوسیدگی است.

روزگاری تزی داده شد و روزگاری دیگر آنتی تزش. تضاد میان دانسته ها ( اندیشه هاي زميني و نه آسماني) و خیلی خلاصه گفته باشیم؛ زوال و نابودی.

اما سووالهاي مكرر و ابهام گونه را به حریم معنویت و عرفان راه نیست.  

« بايزيد را گفتند كه بنده از چه راه به بالاترين درجات رسد؟ گفت اينكه: كر و كور و لال بُوَد. »‌

معنویت شعله بدون دود است که می سوزاند و از خود اثری به جا نمی گذارد. مطمئنا "عالمی" که می گوید می دانم٬ هیچ نمی داند. حقیقت در قالب واژه در نمی آید. حقيقت براي افرادي قابل شهود است كه دست از پرسش بردارند و در هر مسيري، محقق باشند تا بتوانند بعد از چندي، در تسليمي محض و الهي وار، به درك وحدت وجود كه موجود است بين تمامي اعضاي عالم، نايل گردند؛

به شرط عدم توقف و تعصب در منزلگاهها، كه همگي ايستگاههاي بين راه هستند و نه مقصد.

 

همسفر عزيز،

شما فقط تا ترم دو، مباحث را دنبال و همسفر يكي از مسيرهاي رسيدن به او بوديد. ايمان دارم و يقين، كه اگر ادامه مي داديد به اين نتيجه مي رسيديد كه مسايل مطرح شده و لغات و الفاظي كه شبهات فراواني را برايتان ايجاد نمودند، فقط يك بازي بودند و لا غير ‌و هدف چيز ديگري است. مطالب مطرح شده توسط استاد طاهري در سطح بسيار پاييني، مورد نقد قرار مي گيرند و ايشان با توجه به سطح  كلاس و پرسش و پاسخهاي مطرح شده، به كشف رمز و تاويل مباحث خلقت مي پردازند. به اميد روزي كه در كنار هم تا آخر اين مسير معرفي شده كه هبه ديگري است از سوي خداي مهربان، طي طريق عشق نماييم « البته معتقدم كه اين يگانه راه نيست. » و به اين سخن بايزيد بسطامي رسيم كه :« هر که خدای – عز و وجل – را شناخت، او را به سوال حاجت نیست و نبود. و هر که نشناخت، سخن عارف در نیابد.»

 

در ارتباط با مساله ديگري را كه مطرح نموديد، بایستی ببینیم چالش پیش روی ما در عصر حاضر چیست و سوال را از این موضع شروع کنیم. اگر قرار است چیز تازه ای بیاموزیم بایستی لحظه به لحظه ظرف ذهنی خود را از گذشته و تعصب، خالی کنیم تا جایی برای یک پدیده نو به وجود آید.

اساسا بین عالم درون انسان و عالم بیرون او ( جهان هستی) هیچ فاصله ای وجود ندارد  ( درك و تجربه وحدت وجود )‌ و در این میان سوالی اساسی مطرح است  آیا این آشفتگی که در عالم بیرون وجود دارد نشان از آشفتگی درونی انسان نیست؟

جنگهای خونین٬ دگمهای رنگارنگ٬ تجزیه طلبی کشورها٬ بی عدالتی ووو حکایت از آشفتگی درونی فرد فرد انسانی دارد. از آنجا که درون انسان پاره پاره ( کثرت) است همین کثرت در عالم بیرون او به خوبی نمایان است؛ جدایی طلبی مذهبی٬ جدایی طلبی کشورها٬ جدایی طلبی جفرافیایی٬ و....

اما اگر نظم درونی بر روان انسان حاکم باشد٬ به طور طبیعی این نظم ( وحدت) درونی او به عالم بیرون او کشیده خواهد شد .

وحدت وجود (درون) کیفیتی است بی مرز و لا یتناهی و بی کران(مرز) که دچار تفرق ( کثرت ) نیست و دیواری به دور خود ندارد.

 

لايه محافظ يا حفاظ، مربوط به حلقه است و نه آگاهی ... حلقه نيز تفسير باطني آيه :‌«‌ واعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا »‌ و بيت زير:

سلسله موي دوست حلقه دام بلاست . هركه در اين حلقه نيست، فارغ از اين ماجراست

پس تفسير به اينكه:  آگاهی نيازمند حفاظت است اساسا غلط  بوده و نمي توانيم و نبايد با زير سووال بردن و برخوردي يك طرفه و نقد گونه نسبت به چندين كلمه و اصطلاح قراردادي از طرف ايشان و بدون تاملي ژرف، كل آگاهي ها و دريافتهايشان را كه بي منت و از روي عشقي بي چشمداشت و از روي وظيفه و مسووليتي الهي در اختيارمان قرار مي دهند، در بوته نقد و اتهام قرار دهيم. اما اگر می گفتيد برای درک برخی آگاهیها نيازمند شرح صدر هستيم، حرفتان را تاييد می کردم. اساسا خود درک آگاهيها، نيازمند لطف باريتعالی و شرح صدر است.

 

بزرگوار

در فضایی که اندیشه به دور خود می تند هیچ نشانی از واقعیت وجود ندارد. اندیشه دیواری به دور خود می سازد و به این طریق خود را از موضوعی که مورد مشاهده قرار می دهد مجزاساخته و همین موضوع خود سر آغاز کثرتی است که اندیشه بنیان گذار آن است.

اما سکوتی که از خاموشی اندیشه ناشی شده باشد کیفیتی است ورای زمان که هیچگاه اندیشه قادر به لمسش نیست. متاسفانه ما همان پیش داوریها ٬ صدمات روانی ٬ حقارتها٬ نومیدیهایی هستیم که ریشه در اندیشه دارد وتا وقتی آگاهی نسبت به آنها نداشته باشیم در این تار و پود گرفتاریم.

وبه قول مولانا

حاکم اندیشه ام٬ محکوم نی ٭چونکه بنا حاکم آمد بر بنی(و اين سخن بدان معناست كه: مسئله انسان نفس اندیشه نیست. موضوع اینست که آیا تو حاکم بر اندیشه ای یا اندیشه حاکم بر توست؟ تو اندیشه ها را بنا می کنی و می سازی ٬ یا اندیشه ها تو را می سازند)

 

سر آخر به ياد شعر سهراب عزيز افتادم كه در مباحث موسسه نيز زياد از آن سخن به ميان مي رفت:

 « من نمي دانم

كه چرا مي گويند: اسب حيوان نجيبي است ، كبوتر زيباست.

و چرا در قفس هيچكسي كركس نيست.

گل شبدر چه كم از لاله قرمز دارد.

چشم ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد.

واژه ها را بايد شست .

واژه بايد خود باد، واژه بايد خود باران باشد.

چترها را بايد بست.

زير باران بايد رفت.

فكر را، خاطره را، زير باران بايد برد.

با همه مردم شهر ، زير باران بايد رفت.

دوست را، زير باران بايد ديد.

عشق را، زير باران بايد جست.

زير باران بايد بازي كرد.

زير بايد بايد چيز نوشت، حرف زد، نيلوفر كاشت

زندگي تر شدن پي در پي ،

زندگي آب تني كردن در حوضچه "اكنون"است.

رخت ها را بكنيم:

آب در يك قدمي است. »

 

همگي در پناه الله، دريا دل باشيم و دل انديش و براي تماي مخلوقات جهت رهايي از كثرت و درك وحدت دعا كنيم.

 

:) همراه عزيز

اگر مطالبي كه عنوان گرديد، باعث كدورتي شد، به حساب كم تجربگي گذاشته و عفو بفرماييد. مطمين باشيد كه بنده نيز، هيچ ادعايي نداشته و به اين مسير نيز از ديدگاه يك محقق عاشق مي نگرم و اين راه را نشانه اي سرشار از لطف و دعوتي زيبا از سوي مهربان هستي مي دانم؛

 پاي در راه آن گذاشته و افسارم را بدان سپرده ام ( البته مشغول به مطالعه و تحقيق نيز هستم و از اساتيد ديگر نيز بهره و فيض مي برم  و در هر فرصتي، بواسطه رسالت و هدفي كه برداشته ام، تجربياتم را بدون هيچ قصد و غرض شخصي با دوستانم كه پيوندي شعوري با آنان برقرار كرده ام ، به ميان مي گذارم و لا غير. )‌و به اين سخن پيامبر كه به اندازه تعداد انسانها راه بسوي خدا هست معتقدم، منتها تفسير آنرا در اين عرصه كه عصر نور است و غليان آگاهي ـ (( براي انسانهاي مشتاق و شاهد؛ ( كساني كه در فراسوي زمان و وسوسه مردم اند )‌ و براي مسلمانان ( كساني كه تسليم محض هستند و عشقشان خدمت به خلق و آرمانشان به عمل است و نه به حرف؛ آرمان و رسالتي كه در آن خلق و توسعه جامعه اي بر مبناني ارزشهاي والاي انساني جلوه گراست. ))‌،‌ به نوع ديگري مي دانم و به اين موضوع رسيده ام كه آدمی بر روی زمین و در اين بعد از هستي ، از هر درجه ای از علم و آگاهی درباره ماهیت و معنای اعمال خود، برخوردار باشد باز هم جاهل است. چرا كه در قرآن آمده است: «‌ و در آن روز به اعمال خود علم خواهید یافت. »

پس نگران افکار و نیات خود باشیم و به اين سخن پيامبر بينديشم كه فرمودند: «‌ واي بر مسلمان از روزي كه غير مسلمانان در آداب مسلماني از آنان سبقت بجويند. »‌

 

 

+ نوشته و تنظيم در روز  سه شنبه سیزدهم آذر 1386   توسط  توحید   | 

 

                                             به نام بي نام او

 

همراه عزيز عبدالله جان، سلام

 

چه چیز ما را به ادامه این مسیر صعب وامی دارد؟...

آیا آدمی را جز سراب، امیدیست به آینده ای مبهم؟...

آیا انسان را معتقداتی است جز موهوماتی نخ نما؟...

با این همه...

مي بايست بدون تعلق و تعصب، این کوههای بلند و صعب را با چشمانی لبریز از امید و قلبی سرشار از ایمان و در وحدتي همگاني، در نوردیديم...       

گاهی باید بیاموزیم که بگذریم...

در عبور زندگی کنیم...

و بدانیم که رفتن تنها هجای بی ابهام و مکرر زندگیست...

 

گاهی باید بیاموزیم که بگذریم...

هرچند زخم خورده و مطرود...

اما رها از تعقل و قضاوت؛

که با پذيرش و بخششي بدون بازگشت،

زخمهایمان، روزی التیام خواهد يافت.

بياييم به اين انديشه ژرف رسيم كه:

مرداب تعقل و پرسشهاي بيمارگونه و بيشمارش را

جز مکش بی انتهای درد، انجام و انتهایی نیست...

 

سرانجام روزی در مي يابيم که تمام دلبستگیهايمان، به آنچه میراست، بوده است.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  سه شنبه ششم آذر 1386   توسط  توحید   | 

 

به نام بي نام او

 

 سلام بر رهروان عشق،

و سلامي از جنس آگاهي و عشق بر همراهان عزيز،

دوست گرامي .......

 

آیا می خواهی پرسش کني؟

یا می خواهی به پاسخ برسی؟

زیرا اگر بخواهیم فقط بپرسیم،

هرگز به پاسخی نمی رسیم،

 

انسان همواره چيزي كم دارد،

زيرا او بي آنكه خود را بشناسد، خواهشهايي دارد،

او مي خواهد چيزي بشود،

بي آنكه هستي خويش را بشناسد،

و اين عبث است.

 

ابتدابايد خود واقعي را بشناسيم،

و گرنه، رنج و عذاب در پي خواهد بود،

 

شدن، عذاب است،

و تنشي مدام با خود به همراه دارد؛

بين آنچه كه هست و آنچه كه بايد باشد-

اشتياقي است ناممكن.

 

اينجانب در خدمت اساتيد و مشاوران بزرگ راه عرفان قرار داشته و دارم و از هركدام از آن عزيزان كسب فيض و معرفتي نموده و مي نمايم؛

منتها هميشه گمگشته اي داشتم و هيچگاه و هيچگاه و در هيچ موردي نه تعصبي داشتم و نه قضاوتي مي كردم و نه طرح پرسشي؛

همه سووالات بيمارگونه هستند و متضاد،  

برخاسته از عقل ( علق ) و ذهن و فكر ( كفر )‌هستند و بس.

 

استاد طاهري نيز كه هم اكنون در خدمتشان هستم بطور معجزه آسايي، شاه كليد را در اختيار رهرواني كه از ديده دل به هستي و خلقتشان مي نگرند، قرارمي دهند و عاملي به تمام معنا بوده و با تكنيكهايي بسيار كاربردي، مسير كمال را هموار و روشن مي نمايند.

 

براي قرار گرفتن در مسير عرفان كمال و نه قدرت،

براي شناخت حقيقت وجودي خود و ارتباط بين اجزاي هستي رمزآلود خداوند،

 

بي آنكه بخواهي چيزي بشوي،

و بتواني

خودت را كشف كني و قابليت كشف واقعيت و فهميدن راه ازبيراه را پيدا نمايي؛

و چشم و گوش دلت  بيناد گردد و شنوا؛

البته نه براساس الگوي ديگران،

بلكه همانطور كه هستي.

 

بي هيچ ايده آلي،

بي هيچ قضاوتي،

بي هيچ سرزنشي.

دیگر مجاز به پرسیدن نیستی-

زیرا پاسخ در ساحت آن آگاهی است

که در آن، هيچ پرسشی قد علم نمی کند،

یا همه پرسشها از ریشه بیرون آورده و دور انداخته شده اند.

 

واقعيت را در نهايت عرياني اش، ببين و لمس كن.

اين پيام را دعوتي ديگر تلقي نما از سوي هستي بي چشمداشت خداوند.

 

پاي در راه كمال حقيقي قرار بده و ديگر هيچ مپرس،

شاهد باش،

تسليم لحظه اي باش و ذهن پرسشگر را با اعتماد و توكلي ژرف، خاموش كن.

 

آنگاه كيفيت زندگي ات به كلي دگرگون مي شود،

آنگاه سر تا پا قرار مي گيري،

نور مي شوي و سرشار از آرامش الهي،

شكوفا مي شوي و شمعي براي رهجويان طريق عشق و بيداري.

 

شكوفايي و همه خوبيها؛ در قرار و آسودگي است و

تنها در آگاهي است كه خود و خدايمان را خواهيم شناخت.

 

در پناه الله دريا دل باشيم ودل انديش.

+ نوشته و تنظيم در روز  پنجشنبه یکم آذر 1386   توسط  توحید   | 

 

به نام بی نام او

 

اشتیاق به کل و پیمودن مسیر کمال، در ذات همه اشیا اعم از جاندار و بی جان قرار دارد.

اما فقط در انسان است که این اشتیاق به آگاهی رسیده است.

شوق هرکس با توجه به آگاهی های کسب کرده از فضای قبل از خلقتش و همچنین فضای فعلی زندگی اش و عواملي ديگر، بسیار متفاوت بوده و درجات کم و زیاد بودن همین اشتیاق است که او را به تنش می اندازد.

این تنش که از بازیهای ذهن و دیدگاه عقل نشات می گیرد؛

با گذشت زمان بعنوان یک عامل بازدارنده و یک چرخه معیوب در ضمیر ناخودآگاه ( ناهوشیار ) فرد قرار گرفته و او را دچار قضاوتهاي غلط، حسادت، كبر، خودبرتربيني و... مي نمايد.

 

انسان فعلي  كه باورها و ديدگاههاي فعلي اش، ناشي از تعصبات غلط و القائات جامعه و دين ظاهري اش مي باشد، بدون تفكر و كوركورانه يك سري اعمال عبادي و مناسبتهاي اجتماعي را از روي رفع تكليف و بدون دل سپردن و كشف رمز كردن و ... انجام مي دهد كه نتيجه آن سلب آرامش و قرار از وي بوده و پوچي و بيهوده انگاشتن كل راه را همراه خود مي كند.

انسان عصر حاضر، بدليل عدم اعتمادش به هوشمندي كل ( خداوند )  و تسليم خود به ذهن و منطقش، بيقرار مي گردد.

 

كسي كه بتواند دايما در ارتباط با اين شبكه قرار گيرد،

تمامي اعمالش، حالت مراقبه و نيايش به خود مي گيرد،

‌التيام مي يابد و التيام يافتن،

در مسير كمال، طي طريق كردن است و

قرار گرفتن در اين مسير، تجربه كل شدن را به ارمغان مي آورد.

 

كل شدن و انجام امور الهي در اين ساحت از هستي با خودآگاهي شخص به خويشتن عملي گريده و به نظر اين حقير و با توجه به تجارب گوناگون، دستيابي به اين مهم از طريق اتصال با شبكه هوشمند رحمانيت الهي  كه از آموزه هاي استاد طاهري مي باشد، ميسر مي شود.

اتصال مذكور بسيار كاربردي بوده و به ظلمت ناخودآگاهي مان نقاب مي زند و آنرا به روشنايي تبديل مي كند.

 

در پناه الله، دريا دل باشيم و دل انديش.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  چهارشنبه سی ام آبان 1386   توسط  توحید   | 

 

در دستور زبان عرفان، فعل " بودن " این گونه صرف می شود:

من نیستم

تو نیستی

«‌‌ او هست »

من و تو، نيستِ هَست نُماييم و او هَستِ نيست نُما

 

+ نوشته و تنظيم در روز  سه شنبه بیست و نهم آبان 1386   توسط  توحید   | 

 

 

 

درخواست همياري از کليه هموطنان براي بازگرداندن نام کشورعزيزمان ايران به ليست ياهو

یاهو اخیرا در سرویس میل خود نام کشور عزیزمان ایران را از لیست کشورهای جهان هنگام ثبت نام برداشته است. ما ملت ایران بر این باوریم که این حرکت بر خلاف اصول انسانی و اخلاقی و ناقض حقوق بشر به هر دلیل سیاسی بین ایالات متحده و دولت جمهوری اسلامی ایران است.

بدینوسیله از یاهو می خواهیم تا مجددا نام کشور عزیزمان ایران را به فهرست کشورهای دنیا برگرداند و ازهزاران کاربر ایرانی به خاطر حذف نام کشورشان عذرخواهی نماید.

کشور ایران کشوری است با تاریخ هفت هزار ساله و تمدنی غنی و بسیار قدیمی که تاریخ بشر به دانشمندان و هنرمندان این مرزوبوم افتخار می کند. کشور ایران را می توانید در نقشه جهان به راحتی پیدا کنید و وجود چنین کشور بزرگی را به چشم خود ببینید.

از کلیه دوستان عزيز درخواست می شود لینک تصویر و متون زیر را به وب سایت یا وبلاگ خود اضافه کنید تا با افزایش نرخ مراجعه به آن، این نوشته در موتورهای جستجو رتبه مناسب برای نمایش در مقابل چشمان میلیونها انسان را بدست آورد. با ارسال این پيام بصورتهاي: ایمیل، كامنت و .... برای هر دوست و هموطنی که سراغ دارید، این امکان را فراهم کنید تا اعتراض ایرانیان نسبت به حذف نام کشور خود  را به گوش همه ساکنین دنیای مجازی برسانیم.

 

Yahoo mail website has recently removed "Iran" from the list of world countries in its signup page!

We, the nation of Iran, assume it contrary to professional ethics to deny a nation and violate fundamental human rights for any reason, including the so-called political tensions between states and governments.

We, therefore, ask Yahoo! to add Iran to the mentioned list again and officially provide a plausible explanation for offending thousands of Persian Yahoo! users by removing their country name.

Iran is a country with 7000 years of glorious, rich heritage and extensive history, a land in which lots of great artists, scientists and distinguished individuals have been flourished throughout the ages

You can easily find the great Iran (Ancient Persia) on the world map, shaped like a sweet cat and shining as an eternal star in the sky of peace and friendship between nations.

 

زبان دوچ آلمانی

De de postwebsite heeft van Yahoo onlangs "Iran" uit de lijst van wereldlanden in zijn inschrijvingspagina verwijderd! Wij, de natie van Iran, veronderstellen het tegendeel aan professionele ethiek om een natie te ontkennen en fundamentele rechten van de mens om om het even welke reden, met inbegrip van de zogenaamde politieke spanningen tussen staten en overheden te overtreden. Wij, daarom, vragen Yahoo! om Iran opnieuw toe te voegen aan de vermelde lijst en officieel een aannemelijke verklaring te verstrekken voor het beledigen van duizenden van Perzische Yahoo! de gebruikers door hun land te verwijderen noemen. Iran is een land met 7000 jaar van glorious, rijke erfenis en uitgebreide geschiedenis, een land waarin veel grote kunstenaars, wetenschappers en voorname individuen door de leeftijden zijn gebloeid u groot Iran (Oud Perzië) op de wereldkaart kunt gemakkelijk vinden, die als een zoete kat en het glanzen als eeuwige ster in de hemel van vrede en vriendschap tussen naties wordt gevormd.

 

زبان فرانسوی

Le site Web de courrier de Yahoo a récemment enlevé l'"Iran" de la liste de pays du monde en sa page de signup ! Nous, la nation de l'Iran, l'assumons contraire à l'éthique professionnelle pour nier une nation et pour violer des droits de l'homme fondamentaux pour n'importe quelle raison, y compris les prétendues tensions politiques entre les états et les gouvernements. Nous demandons, donc, Yahoo ! pour ajouter l'Iran à la liste mentionnée encore et fournir officiellement une explication plausible pour des milliers offensants de Yahoo persan ! utilisateurs en enlevant leur nom de pays. L'Iran est un pays avec 7000 ans d'héritage glorieux et riche et l'histoire étendue, une terre dans lesquelles un bon nombre de grands artistes, de scientifiques et d'individus distingués ont été épanouis tout au long des âges que vous pouvez facilement trouver le grand Iran (Perse antique) sur la carte du monde, formée comme un chat doux et briller en tant qu'éternel tiennent le premier rôle dans le ciel de la paix et de l'amitié entre les nations.

 

به زبان روسی

Website почты Yahoo недавн извлекало "Иран" от перечня страны мира в своей странице signup! Мы, нация Ирана, принимаем его противоположность к профессиональнаяа этика для того чтобы отказать нацию и нарушить основн основные для любой причины, включая so-called политические напряженности между положениями и правительствами. Мы, поэтому, спрашиваем Yahoo! добавлять Иран к упомянутому списку снова и официально предусматривать правдоподобное объяснение для обижая тысяч перского Yahoo! потребители путем извлекать их имя страны. Иран будет страной с 7000 летами славного, богатого наследие и обширная история, земля в которой серии больших художников, научных работников и distinguished индивидуалов были процветаны в течении времен вы может легко найти большой Иран (стародедовский persia) на карте мира, сформированной как сладостный кот и светить как вечная звезда в небе мира и приятельства между нациями.

 

زبان عربی

موقع بريد ياهو في الاونة الاخيرة عزل "ايران" من قائمة دول العالم في صفحة الاشتراك!

ونحن ، الأمة من ايران ، تفترض انها تتعارض مع الاخلاقيات المهنيه لحرمان الأمة وتنتهك حقوق الانسان الاساسية لأي سبب من الاسباب ، بما في ذلك ما يسمى التوترات السياسية بين الدول والحكومات.

وبالتالي ، فاننا نسأل ياهو! اضف الى ايران الى القائمة المذكورة مرة اخرى رسميا وتقدم تفسير معقول لالجانية الالاف من الفارسيه ياهو! مستخدمين عن طريق ازالة اسم بلدهم.

ايران دولة ذات السنوات من 7000 المجيده ، غنية التراث والتاريخ واسعة ، في الاراضي التي قطع كبيرة من الفنانين والعلماء وافراد بارزين وقد ازدهرت على مر العصور

يمكنك بسهولة ايجاد العظيمة ايران (بلاد فارس القديمة) على خريطه العالم ، وشكلت حلوة مثل القط وتسطع كما ابدية نجمة في السماء من السلام والصداقه بين الامم.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  پنجشنبه دهم آبان 1386   توسط  توحید   | 

 

نيايش

 

اي چو جان اندر وجود عالمي

جان ما باشي و از ما مي رمي

 

نغمه از فيض تو در عود حيات

موت در راه تو محسود حيات

 

باز تسكين دل نا شاد شو

باز اندر سينه ها آباد شو

 

باز از ما خواه ننگ و نام را

پخته تر كن عاشقانِ خام را

 

از مقدر شكوه ها داريم ما

نرخ تو بالا و ناداريم ما

 

چشم بيخواب و دل بي تاب ده

باز ما را فطرت سيماب ده

 

كوه آتش خيز كن اين كاه را

ز آتش ما سوز غير الله را

 

رشته وحدت چو قوم ازدست داد

صد گره بر روي كار ما فتاد

 

ما پريشان در جهان چون اختريم

همدم و بيگانه از يكديگريم

 

باز اين اوراق را شيرازه كن

باز آيين محبت تازه كن

 

باز ما را بر همان خدمت گمار

كار خود با عاشقان خود سپار

 

 

رهروان را منزل تسليم بخش

قوت ايمان ابراهيم بخش

 

عشق را از شغل لا آگاه كن

آشناي رمز الا الله كن

 

منكه بهر ديگران سوزم چو شمع

بزم خود را گريه آموزم چو شمع

 

بارم آن اشكي كه باشد دلفروز

بيقرار و مضطر و آرام سوز

 

كارمش در باغ و رويد آتشي

از قبال لاله شويد آتشي

 

دل بدوش و ديده بر فرداستم

در ميان انجمن تنهاستم

 

هركسي از ظن خود شد يار من

از درون من نجست اسرار من

 

در جهان يا رب نديم من كجاست

نخل سينايم كليم من كجاست

 

ظالمم بر خود ستمها كرده ام

شعله اي را در بغل پرورده ام

 

شعله اي غارتگر سامان هوش

آتشي افكنده در دامان هوش

 

عقل را ديوانگي آموخته

علم را سامان هستي سوخته

 

آفتاب از سوز او گردون مقام

برقها اندر طواف او مدام

 

همچو شبنم ديده گريان شدم

تا امين آتش پنهان شدم

 

شمع را سوز عيان آموختم

خود نهان از چشم عالم سوختم

 

شعله ها آخر ز هر مويم دميد

از رگ انديشه ام آتش چكيد

 

عندليبم از شررها دانه چيد

نغمه آتش مزاجي آفريد

 

سينه عصر من از دل خالي است

مي تپد مجنون كه محمل خالي است

 

شمع را تنها تپيدن سهل نيست

آه يك پروانه من اهل نيست

 

انتظار غمگساري تا كجا

جستجوي راز داري تا كجا

 

هستي جويي بجويي گم شود

موجه ي بادي ببويي گم شود

 

هست در هر گوشه ويرانه رقص

مي كند ديوانه با ديوانه رقص

 

گرچه در ذرات خود يكتاستي

عالمي از بهر خويش آراستي

 

من مثال لاله صحراستم

در ميان محفلي تنهاستم

 

خواهم از لطف تو ياري همدمي

از رموز فطرت من محرمي

 

همدمي ديوانه اي فرزانه اي

ازخيال اين وآن بيگانه اي

 

تا به جان او سپارم هوي خويش

باز بينم در دل او روي خويش

 

سازم از مشت گل خود پيكرش

هم  صنم  او را  شوم  هم  آزرش

 

 

زنده ياد اقبال لاهوري

 

+ نوشته و تنظيم در روز  دوشنبه سی ام مهر 1386   توسط  توحید   | 

 

هوالحی القیوم

 

از كاري كه بايد پس از آن پوزش بخواهي دوري كن؛

زيرا مومن نه بد مي كند و نه پوزش مي طلبد.

                                                           امام حسين (  ع )‌

 

 


 

باقلبت گوش کن

 

تور ماهیگیری برای صید ماهی است ماهی را بگیر و تور را فراموش کن.

تله برای گرفتن خرگوش است؛ خرگوش را بگیر و تله را فراموش کن.

آنچه می شنوی را فقط گوش کن،

بدون آنکه داوری کنی و قضاوت که درست یا نادرست است.

 

خوب من؛

حرفهای ما همان تور و تله است؛

اگر ماهی و خرگوش گرفتی که خوشا به حالت،

و اگر نگرفتی بدان که صیاد خوبی نیستی؛

تسلیم شدن را نیاموختی و عصیان کرده ای.

بحث نکن؛

تصمیم نگیر که درست می گوییم یا نه.

ما نمی خواهیم آنچه را می گوییم باور کنی.

نه؛ فقط گوش بده.

خالصانه گوش بده و بیاموز که تنها گوشهایت را به خدا بدهی.

اگر تماماً توجه کنی هر آنچه درست است وارد قلبت می شود،

و آنچه درست نیست از بین خواهد رفت.

قلبت حقیقت را خواهد پذیرفت.

ذهنت نا شنواست؛

ذهنت استدلال گر است؛ کر است ودرحجاب می بیند.

تظاهر به دیدن و شنیدن می کند ولی هرگز گوش نمی دهد.

بگذار قلبت به ما گوش کند؛ بگذار قلبت در ما منتشر شود؛

بگذار قلبت با ما حرکت کند اگر چیزی درست بود به وطن خواهی رسید،

و اگر نادرست بود نیازی نیست نگران باشی خود به خود ناپدید خواهد شد.

 

زیرا تنها کلام حق است

که همواره جاودان باقی می ماند.

  

+ نوشته و تنظيم در روز  سه شنبه بیست و چهارم مهر 1386   توسط  توحید   | 

 

                                به نام بی نام او

تو تمام آينه ها را ميشناسي و هر تصويري به جز تو در تمام آيينه ها حقيقي اند و اين تصاوير مجازي كه ساخته و پرداخته ايم، همگي كذبند، زيرا شكل كامل فقط تويي و بس.

و ديگر هر چه تصوير است مجازيست، زيرا همه ما جز انعكاس تو هيچ نيستيم و آيينه را آفريننده اي جز تو نيست و چه بد فكريست كه ما در انتظار رسيدن به تو وقت خود به بطالت صرف كنيم، زيرا بي معنا مي نمايد كه تصوير و انعكاس، روزي به شكل برسند و مجال اين مساله ميسر نيست جز زماني كه فاصله كانوني را تغيير دهيم.

زيرا همه تويي اي خداي من.

 هو

 

+ نوشته و تنظيم در روز  یکشنبه بیست و دوم مهر 1386   توسط  توحید   | 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

آيا درگاه الهي فقط در زمانهايي مخصوص و براي بنده هايي خاص، باز است؟

 

بررسي يك قضيه از بعد كمي و كيفي يعني چه؟

 

بيت زير به چه معناست؟

نه همه شبها بوَد، قدر اي پسر

نه همه شبها بود خالي از آن

 

آيا مشكل بشر امروز به خاطر سطحي نگري و درك بسيار ظاهري از رسالتش نمي باشد؟

 

هدف و انتظارمان از انجام امور عبادي چيست؟

 

آيا دقت كرده ايد كه قرنهاست که ستاره هاي بيشمار خواسته و اميالهاي شخصي مان، در ظلمت وجودمان سو سو مي زنند؟

 

آيا راه رسيدن و درك حضور خداوند، جنگيدن با نفس و سركوب نمودن آن و تارك دنيا شدن و به كنج خلوتي خزيدن است؟

 

آيا تا به حال زماني را صرف انديشيدن به كل، خالق، راه اصلي و حقيقي كمال و ...كرده ايم؟ و يا فقط به فكر خواسته هاي شخصي و آرزوهاي واهي و اميال زميني مان مي باشيم و فقط به هنگام بروز مشكلي به يادش مي افتيم.

 

با اين انگيزه و توقعات فعلي مان، قدر و وزنمان در ترازوي هستي، چقدر است؟

 

گر در پي گوهر كاني، كاني

و در پي عمر جاوداني، جاني

من فاش كنم حقيقت مطلق را

هرچيز كه در پي جستن آني، آني

 

براي رشد و كمال هيچگاه پاياني متصور نيست.

ذهن و عقل، هميشه خواهان مكانيكي عمل نمودن ما هستند تا به خودآگاهي و نگرشي ژرف نرسيم.

بياييد، نگاهمان را به واژه ها و معاني آن عوض كنيم و بياييم با تمام وجود در ساحت مطلق هستي حاضر شويم.

 

« ليل »‌، ظلمت زندگي ست و «‌ قدر »‌، پيدا كردن وزن و اهميت خويشتن است؛ براي فهم باطني هرچيز بايد از بعد زمان و عقل خارج گشت و از آن بيرون رفت. «‌ قدر » كه امكان وقوع آن در هر لحظه و در هر زمان وجود دارد، لحظه ايست كه طول موجهاي پر از پارازيتهاي خودخواهي، خودبرتربودن، طمع، شهوت، ميل به تملك، سلطه و غرور، خشم و خشونت، زرنگي و رياست و .....با ايستگاه راديويي الهي ( شبكه رحمانيت )، تنظيم گرديده و درك هدف و انگيزه متعالي انساني كه همان، ميزان كردن و ميزان شدن ( مصلح شدن ) است.

شب قدر، شب نيست كه روز قيامت است، روز سنجش است.

«‌ قدر ‌»، لحظه اي است كه هر آن امكان رخ نمودن آن موجود است، لحظه اي كه مي توانيم وجود يكه و بي بديل  خود را بشناسيم.

« ‌قدر »‌، سنجش تفاوتهاست و كسي مي تواند به درك تضادها پي ببرد كه خود و فركانهايش را با فرستنده اين پيامها، ميزان نموده و به تجربه بي زماني و بي مكاني برسد.

 

 

ديدن و درك خداوند كار مشكلي نيست، وضوح و حضور آشكار او، تجربه اش را مشكل كرده و محدود مي كند به قوانين عقلي و شريعتي و ....

دل ما، پيامبر درون ماست و آفريدگار هستي، مدام و مستقيم با همه دلها سخن مي گويد؛ ‌به همه دلها وحي مي كند، و درك آن الزاما از طريق انجام امور شرعي نيست كه وحي و الهام هيچگاه تمامي نداشته و معطوف به شريعت نيست.

 

آگاه باشيم كه شيطان ( شبكه منفي ) لحظه به لحظه، يكي از نقشهايش را در يكي از قالبها و سيماها و وابستگيها و چنگهاي بسته ما ، بازي مي كند.

پيامبر اكرم مي فرمايند:

«‌اسلم شيطان بيدي »‌     من شيطان خودم را بدست خودم مسلمان كردم .

چه معناي باشكوهي و چه درك عظيمي از فهم تجربه وحدت وجود.

 

«‌ زندگي ‌الهي گونه »‌،

رقصيدن و ديداري است با ذات خويشتن،

فرو نشاندن سر و صداي درون است،

حيران شدن و به كانون وجود رخنه كردن است،

با شادماني و عشق، سپري كردن لحظه به لحظه زندگي است،

سپردن بي قيد و شرط خويش به كل و الهامات وي است.

به سكوت و تسليم رسيدن است.

 

آري

تسليم و ‌« تسليم » يعني عشق،

و «‌ عشق »‌ يعني با تمام وجود درگيرِ او بودن،

يعني شدت و حرارت،

عصيانگري،

سنت شكني و

كنار گذاشتن ذهن و .....

 

تا بزرگترين ني نواز ( خداوند )  نغمه خودش را در « ني »‌ تو خاليمان بدمد و سرشار شويم ازعشق و نور.

 

نگران محو صورتهايمان نباشيم،

شادمان باشيم كه ذاتي پاينده و جاودانه داريم.

بياييد

يكبار هم كه شده، همچون گل شكوفا شويم و عطرافشاني كنيم بي چشمداشت.

توقع و انتظاراتمان را الهي كنيم و انگيزه هاي محاسبه گري و نيات بهره و ثواب بردن را از اعمالمان به كناري بزنيم.

 

" خدايا

 مرا از تاريكي به نور،

از دروغ به حقيقت و

از مرگ به فنا نا پذيري هدايت فرما. " 

در پناه الله، دريا دل باشيم و دل انديش.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  دوشنبه نهم مهر 1386   توسط  توحید   | 

 

به نام بي نام او

 

بسياري از ما، دروني پر، حضوري تهي، دلي عاشق و نهان، عقلي خودپرست و آشكار! عقل آلوده به عرف، آميخته به غرور و نافهمي ها و فريفته مصلحت انديشي ها و عينيات! داريم .

عادت كرده ايم كه شناختمان از خويشتن، مجموعه اي از نظرات و قضاوتهاي ديگران باشد. ازاين روست كه هميشه هراسان از نگاه ديگران و صداقت دروني مان، نقابي ساخته ايم. نقابي كه بيش از چهره حقيقي مان باورش كرده ايم. تمام عمرمان را صرف نگهداري و زيباتر كردن اين نقاب مي كنيم و خود آرام آرام پشت آن، پيرتر، خودفراموش تر و تنهاتر مي شويم.

 

ما زاييده وراثت و اكتسابيم، پس وقت آن است كه اراده كنيم و برآنچه كه ما را مي آزارد، بتازيم؛

با اتصال و مراقبه، مطالعه، مشاوره با اهل دل، صبر و تمرين و سماجت می توان به همه چيز در زندگي رنگی الهي زد و سربلند و با كوله باري سرشار از عشق و بيداري به پايان اين سفر نزديك شد.

 

همسفران عزيز

خوشبختي و رسيدن به آرامش الهي، رمز و راز خاصي ندارد و آموختن و بكاربردن موارد فوق، چندان سخت و دور از دسترس نيست.

و به قول عزيزي: ‌وقتي آماده يادگيري باشي، همه جهان معلم توست.

 

همگي در پناه الله، دريا دل باشيم و دل انديش و براي تمام هستي جهت درك عشق دعا كنيم. بياييم تعهدي ببنديم با آفريدگارمان مبني بر گفتن آري بی قيد و شرط به همه چيز و همه كس.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  دوشنبه دوم مهر 1386   توسط  توحید   | 

 

» تعنه

زوال و ناكامي در زندگي، درد نكرده ها و افسوس نداشته هاي روحاني، آدمي را چنان غرق در خواهش و تمنا به حواس پنجگانه خود ساخته كه ديگر كوتاه مجالي هم براي دوستي با عوالم روحاني اش نيست.
به روزگارم چه به ظاهر دوستاني ديده ام كه در خوردن و آشاميدن روي گاوان، شرمسار ساخته اند و كمر به سان كُـنده اي، پرورش داده اند، كه مجال محبت ما را براي حلقه كردن دست به كمرشان ديگر ممكن نيست. و باز دوستاني به دورمان يافت مي شوند كه در بودن به فكر تمام لذايذ، چون خوكان و خروسان و چون سگان هار، آب از لب و لوچه آويزان كرده اند كه گويي تنها فعل روي زمين ايشانند و در پوشش، چنان خود را مي آلايند كه شايد از بوي اُتوي لباسشان، بوي كافور مرگ را از خاطر برند و در كمال پُــر رويي و جسارت، خود را عارف و روحاني جاي مي زنند كه گويي در مُــراقبه و پرواز، زبر دست و ماهر بوده و هستند. ولي در بين اين دوستان و آشنايان، هستند دوستاني كه در پي دانستن به هر دري ميزنند و به گاه آغوش كشيدنشان بوي جوهر كار، شايد مشامت را بيازارد، ولي بايد به سبيل غيرتشان بوسه زني كه چون مردان، كار پيشه ساخته و نه ولگرد خيابان هايند و نه دزد انيس و ناموس و نه لاف زن عقل و دانش و نه واعظ منبر.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  یکشنبه چهارم شهریور 1386   توسط  توحید   | 

 

                                » وا بستگي


پرنده حرف قشنگي زد ، به دلم نشست
گفت پرواز كن تا از وراي هر چيز بنگري
تا آن را زير و زبر كني تا خوب بداني كه چيست
آمدم كه بنگرم
پس نگريستم تا خوب ببينم
كه بدانم چيست زير و زبرش كدام است
در فكر خود چيزهايي از آن نگرش نصيبم شد و لذت بردم
ديگر پرنده پريد و در پريدن خود گفت
ميخواهم هجرت كنم
با افسردگي پرسيدم چرا
گفت آن گاه كه داشته  خود را با تو قسمت كردم دلم به تو وابسته شد
و وابستگي رفتن را مشكل ميكند
پس بايد هجرت كرد كه عشق در نطفه بميرد
گفتم من هم به تو وابسته شدم
گفت زيرا تو با كلام من معاشقه كردي پس تو هم هجرت كن كه وابستگي بميرد.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386   توسط  توحید   | 

 

اگر تاملي كوتاه در افكار مردمان داشته باشيم خواهيم دانست كه هر فردي به استدلال و منطق و ديد شخصي خود براي خويشتن دين و مذهب و قواعد و ضوابطي در رابطه باجهان و هستي و آفرينش و هر چه در اوست دارد كه مانند رد انگشتان حتي هيچ دو نظري در جهان يافت نميشود كه يك سان و با يك جرم و حجم باشد. ولي چگونه است كه گاه نظري در خفا مي ميرد و گاه شخصي ادعاي پيامبري و رسالت و يا امامت و رهبري مي كند و پيرواني به دور خود گرد مياورد؟ خوب كه بر رفتار اين اشخاص فكرمي كني در ميابي راز موفقيت و به زباني ساده تر راز خوب رهبر شدن اول اين است كه آنچه خود به عنوان ضابطه و يا راه خير و استدلال و منطق درست بيان ميكني پيشاپيش ديگران خودت بپذيري و دوم آنكه خود به گفته خود عمل كني و آنچه بر زبان مزه ميكني در زير فشار دستان خوب بيازمايي و پيش روي آناني كه تو را الگو قرار داده اند نمونه عملي از يك راه و روش بياوريكه آنان با مشاهده تو بدانند كه پايان اين راه به كجاست پس بدان كه

هميشه چشماني به سوي ماست .

 

+ نوشته و تنظيم در روز  یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386   توسط  توحید   | 

 

 

بسم الله الرحمن الرحيم

 

عزيزان همراه،

ديندار حقيقي به همه چيز و همه كس آري مي گويد،

آري به زندگي و به مرگ،

به روشنايي و تاريكي.

ديندار واقعي آ‎غوشي گشاده دارد.

 

دربهاي پرستشگاه الهي با گفتن «‌آري » ‌به روي ما باز مي شود،

 

بزرگوران،

با اتصال به شبكه هاي رحمانيت الهي؛

قلبهايمان با هر تپشي « آري ‌» مي گويند،

 

به قول سعدي عليه الرحمه:

«‌ هر نفسي كه فرو مي رود ممد حيات است و چون برمي آيد مفرح ذات،

پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكري واجب . »‌

 

با گفتن «‌آري » ‌در هر دم و بازدمي؛

شكرگزار لحظه اي او مي شويم و

حضور پروردگار و انوار مقدسش را در پيرامون خود حس مي كنيم،

خداوند، هميشه حاضر است،

اما هيچگاه از دروازه «‌ نه »‌ وارد نمي شود،

خالق مهربانمان بي اجازه وارد قلمرو دلهايمان نمي شود.

 

« نه »‌، نفس و خواسته هاي نفساني را با خود مي آورد.

« نه » ‌برخاسته از ذهن ويرانگراست؛

عقل و ذهن ، فقط ابزاري براي تجزيه و تحليل بشر هستند،

عقل آدمي را ضد همه مي كند،

عقل فقط نقد مي كند،

هواخواه كسي نيست،

اگر خوب بينديشيم، در مي يابيم كه:

از عقل، خواسته هاي الهي آفريده نشده و نمي شود و نخواهد شد.

در دل عقل، ‌نيرويي شفا بخش وجود ندارد،

فقط تجزيه و تحليل  و .....

عقل، ‌انسان را در حالت قطره بودن قرار مي دهد،

   تجربه دريا شدن را از او سلب مي كند.

فهم و تجربه عشق و بيداري، فقط از طريق دل ممكن است.

 

عزيزان،

به اين صحبتها، ايمان بياوريد و با چشم و گوش دل، آنها را ببلعيد.

انرژي عظيم الهي با اتصال به او در ما رها مي گردد،

اين انرژي، تجربه گذشته تلخ و توهم آينده نامعلوم ما را، مي زدايد.

همه چيز را در خود حل مي كند و خود خدايي گونه ما را نمايان مي سازد؛

تنشهايمان برطرف مي گردد.

در نفس انسان، بيقراري و عدم رضايت هميشگي وجود دارد.

 

براي رسيدن به آرامش الهي؛

مي بايست با « كل »‌ و از طريق تكنيكهاي عصر نور ارتباط برقرار نمود.

از طريق اين اتصالات، به خويشتنمان، آگاه مي شويم؛

قرار و آرامش گرفته و التيام مي يابيم.

 

خداوند منتظر است تا از عرش و با گفتن «‌آري »‌، وارد اقليم وجود ما گردد.

 

معبودا

عشق تو در وجودمان حالمان را بهتر مي كند و

با جاري شدن آن به همه هستي ات، بي نهايت بهتر مي شويم،

خدايا

دلهايمان را سيراب كن و

به قلوب كوچكمان بيا تا  با آن عشقي بي چشمداشت و الهي گونه بورزيم.

 

آمين يا رب العالمين

 

+ نوشته و تنظيم در روز  دوشنبه یکم مرداد 1386   توسط  توحید   | 

 

بعضي از دوستان سهوا و بدون اطلاع از كميت و كيفيت مطالب مطرح شده ،‌قضاوتهاي بيشماري در رد آنها ابراز مي نمايند.

بزرگوران در عصر نور هستيم و راه رسيدن به خدا تنها از يك راه و آن هم اين آداب و رسوم اسلام نمايي و اين همه قضاوت و ...نمي باشد.

تمامي افراد بشر؛ خوب و بد، سياه و سفيد ، يهود و مسيح ، زشت و زيبا و... در وحدتي از وجود الهي با هم گره مي خورند و مشمول آيه «‌انا لله و انا اليه راجعون »‌ هستند.

گره ها را باز كنيم، موانع را كنار بزنيم،

اين دين و شريعتي كه از آن دم مي زنيم برايمان حجابي شده است؛

مطمين باشيد كه اگر در زندگي و در بعضي مواقع به آرامشي ظاهري و سطحي دست پيدا مي كنيم به خاطر رحمانيت خداوند است و نه به خاطر اين اعمال ..... .

 

اعتماد به  ما نور و روشنايي مي بخشد،

دلمان را بزرگ مي كند،

چشمه هاي حكمت را بر زبانمان جاري مي سازد،

مجرا و كانالي مي شويم براي جريان بي پايان بصيرت الهي.

زخم نزنيم،

‌مرحم باشيم براي همه چيز و همه كس.

با قضاوتها و عدم شناختمان در دل ديگران ترديد نيندازيم،

با اعمالمان، ديگران را متوجه اشتباهاتشان نماييم.

عشق باشيم، لطيف باشيم، انسان باشيم و با همه چيز وهمه كس به انس برسيم.

به زخمها التيام ببخشيم،

خدا در صورتهاي گوناگون خودش را به ما نشان مي دهد،

چون چشم و گوشمان نابينا و ناشنواست ، او و آثار و الطاف بيشمارش را حس نمي كنيم.

 

تا به حال شده كه از خودمان بپرسيم؛

كدام دل مرده را زنده كرده ايم؟

كدام دست نااميد را، اميدوار به سينه اي برگردانده ايم؟

دلي بيدار و آگاه و روشن داشته باشيم.

 

ايمان بياوريد و مطمين باشيد به اين جمله :

آن خدايي كه در ذهن ماست، اصلا وجود خارجي ندارد،

مخلوق تصاوير غلط ذهني ماست.

 

خدا بمعناي هستي مطلق است كه نامهاي بينهايت دارد.

او از ما مي خواهد كه در نمايشنامه زندگي ، نقش شكوهمندي را ايفا كنيم.

 

هرچه كه از آن دم مي زنيم، برخاسته از منيتمان است.

با گفتن اين همه « ‌من » به چه چيزي اشاره ميكنيم،

اين منيتها و صفتهايي كه در پس و پيش آن قرار مي دهيم، برايمان به بت واره اي تبديل شده است كه ارزش خريدن در هيچ بازاري را ندارد.

 

توفيق و بينش توام با عشق و بيداري الهي را براي همگي امان آرزومندم.

 


بسم الله الرحمن الرحيم

 

سلام به همسفران عزيز

 

هر انسانی جهت رسیدن به کمال و تعالی، نیازمند راهنماهایی می باشد که به آنها واسطه های هدایت می گویند؛

این اشخاص در راستای شناسایی و درک قوانین حاکم بر جهان هستی، انسان را یاری می کنند:

یکی از این اساتید که برای بنده و سایر دوستانم نقش بسزایی را ایفا نموده و می نمایند؛ " استاد محمد علی طاهری " می باشند که در رمز گشایی خیلی سریع آگاهی های هر فرد و تبدیل آنها به زبان ساده کاربردی و انتقال توسط هر فرد به سایر همنوعانش، همتی الهی گمارده اند.

از طريق آموزشهاي  اين استاد بزرگ به اينجانب و ساير دوستان، افرادي را كه در ساعتهاي مشخص شده توسط خودشان، ‌در اين حلقه قرار مي گيرند و صرفا جهت فرادرماني و يا تشعشع دفاعي؛

اسكن و جريان نور و رحمانيت الهي در آنان برقرار مي گردد. كه ممكن است در ارتباطات اوليه برون ريزيهايي نيز براي شخص متصل شونده بوجود آيد كه جاي هيچ نگراني نيست.

فقط كافيست با گفتن نام و نام خانوداگي خود و ساير دوستان و عزيزانتان و ذكر ساعتي مخصوص در روز كه در آن ساعت از طريق اتصال به شبكه شعور كيهاني و توسط حلقه هاي رحمانيت الهي، فرآيند  «‌ فرادرماني » ‌برايتان انجام مي گيرد كه اين امر مستلزم اين است كه فقط در ساعت ذكرشده شما و ساير عزيزانتان در سكوتي محض و خالي از اتفاقات و دل نگرانيهاي پيش آمده و بدون گفتن هيچ كلمه و يا ذكري ، خودتان را در اين جريان رها نماييد.

توجه شما را به اين موضوع جلب مي كنم كه اثرات اين كار فراتر از يك معجزه و به دور از مسايلي بمانند انرژي درماني و .... مي باشد.

 انسان وقتی خودش را از قید و بند علایق دنیوی و هنجارهای تصنعی که خودش درست کرده، آزاد کند. به ارزش خودش پی برده و تنها زمانی این ارزش پایدار براي شخصي بوجود مي آيد، که پیوندش با خالق هستی از طريق كساني كه در اتصال دايم با اوهستند، برقرار گردد.

 

مجددا تاكيد مي كنم كه :

1-  اين اتصال و ارتباط مي تواند بصورت 24 ساعته صورت گيرد. و مي بايست براي دريافت مستقيم اين جريان، حتما شخص متصل شونده در ساعت مشخص شده و بصورت همه روزه، حضور فكري داشته باشد.

 

2-  در ساعات ذكر شده، فقط به حضور و جريان رحمانيت خداي مهربان در كالبد جسمي و روحي خود توجه نماييد.

 

3-  شرط اساسي براي دريافت اين جريان تسليم و شاهد بودن در حين انجام اتصالات مي باشد كه به مرور زمان اين وظيفه انساني ( تسليم و شاهد بودن )‌ بعلاوه عشق و طلب، بارقه هاي نور به سمت شاهراه « ‌اليه راجعون » نمايان مي كند.

 

4-  اگر اسامي ديگري مد نظرتان مي باشد، حتما و بدون هيچگونه قضاوتي درمورد آنان و در صورت امكان با شرايط گفته شده، اعلام بفرماييد.‌ ( همگي به اين جريانات احتياج داريم و اين عمل مخصوص افراد بيمار ( جسمي و روحي ) ‌نمي باشد.)

 

5-         لازم به توضيح است اگر از افراد مورد نظرتان، ساعت اتصال را نمي توانيد بگيريد، اتصال براي آنان بصورت غير مستقيم انجام مي گيرد.

 

اين مساله مهم را كه برايتان مطرح نمودم، دعوتنامه ديگري از طرف خالق مهربانمان بدانيد  و نشانه اي زيبا از آسمان رحمانيتش برشمريد.

راه رسيدن ودرك تجربه خداوند فقط و فقط از طريق تسليم محض بودن و شاهدي بر وقايع زندگي، امكان داشته و برای فرد که با اتصال در این حلقه ها قرار می گیرد آرامش و آگاهی بي حد و مرز و تحلیل مشخص توام با ظرفیت سازی را به ارمغان خواهد آورد.

فرصت را غنيمت شمريد و با گفتن تمام نام عزيزان و دوستاني كه داريد و در صورت امكان با شرايط مطرح شده ( گرفتن ساعتي مخصوص از آنان و براي رفتن در سكوتي عميق در طول روز بمدت چند دقيقه )‌ و از طريق صفحه اصلي yahoo و اعلام ليست اسامي به ايميل زيربه اين شبكه متصل گرديد:

پس  بسم الله .

kimiagoo@yahoo.com

 

همگي در پناه الله باشيم كه عاشق ترين و يگانه ترين ياريگر است.

+ نوشته و تنظيم در روز  شنبه شانزدهم تیر 1386   توسط  توحید   | 

 

در پاسخ به چند تن از دوستان :

 

بزرگواران

 فضایی که در آن زندگی می کنیم و چیزهایی که همگی امان شاهد آن هستیم، توهمی بیش نیست و باید با آگاهی و حضور دایمی به تک تک لحظات زندگی امان  دست به بهترین گزینش که همان شکرگزار واقعی بودن و عامل بودن به صفات الهی که خداوند از خودش در ما به ودیعه گذاشته است، می باشد.

تا بتوانیم از تمام وابستگیها و عقايد غلط مذهبي امان  رهایی یابیم و قدمی بسیار کوچک در راه ادای دین به آفریدگارمان برداریم. و در مرحله نخست مسوولیت خودسازی واقعی خود و در گام بعدی همنوعان و همسفرانمان را برداشته و از خدایمان در همه حال بخواهیم که تمام احوالاتمان را الهی نموده و عامل و فاعل و منشا اثر خیر و برکتمان بگرداند.

« خدا عين حضور در لحظه اكنون و اينجاست. »

ما در ساحتي دوگانه دنبال تجربه خدا هستيم،

در ساحت يگانگي، طالب و مطلوب و گمشده و گمگشته اي و عاشق و معشوقي وجود ندارد.

ما مثل ميوه هايي خام به شاخه ها چسبيده ايم و بايد رسيده شده و شاخه ها را رها كنيم تا به عشق و بيداري برسيم.

زندگي سرشار از شادماني و خنده است و لحظه به لحظه به ما سر مي زند ولي چون ما ماسك به چهره زده ايم، و در نشاني حقيقي امان نيستيم، پيدايمان نمي كند.

بياييم در نشاني حقيقي امان ساكن شويم و ماسكهاي غم و ناراحتي و كينه و خودآگاهي و ... را برداريم. به خدايمان اعتقاد داشته باشيم . بدانيم كه او چهره حقيقي ما را دوست دارد و اوست كه زندگي ما را كفالت مي كند و بعد از فهم و تجربه اين موضوع به سرچشمه عشق و نور مي رسيم.

 

اولين گام در راه آگاهى، درك جهل و واگذاری تمام امور به آفریدگارمان است.

 

تفسيرهاي ما از زندگي بسيار خشك و محدود و براساس مشتي عقايد كاملا غلط و ظاهري مذهبي است و بسياري از ما بدون آنكه زندگي را شاهد باشيم، آنرا ترك مي كنيم.

تاریکی نيزآفریده خداست.آنکه در خداوند راه ندارد ظلمات است و این دو با هم فرق دارند تاریکی آنجاست که نور طبیعی نباشد و ظلمات آنجاست که هر راهی غیر صراط مستقیم.

نشناختن از ندانستن و آگاهی نداشتن بوجود می آید ...آیا خداوند میشود که به چیزی آگاهی نداشته باشد؟ و آيا خداوند بدنبال اين همه مراسم و مناسك ظاهري ماست؟

خدا هيچ تاريكي و روشنايي نمي شناسد و تعبير ما از غم و شادي، خوبي و بدي، زشت وزيبايي، قله و دره، بهشت و جهنم و ..... به خاطر عدم دركمان از وحدت وجودي حاكم بر نظام هستي و قضاوتهاي بيشمار و فيلترهاي غلط ذهني امان مي باشد كه بالتبع شبهات زيادي را برايمان بوجود مي آورند.

از نگاه يك عارف حقيقي؛ شاهد بودن و تسليم بودن، هدف و طبيعت راستين انسان در اين ساحت از زندگي ( بعد  زمان و مكان ) مي باشد.

اتصال و توسل حقيقي ما مي بايد فقط و فقط به پرودگار عالم باشد،

تمامي معصومين و پاكان روزگار به وصال حق رسيده اند،

ايمان داشته باشيد كه ذكر مصايب آنان كاملا و كاملا غلط است،

و فرد را در شبكه اي منفي قرار مي دهد كه هيچ و هيچ سودي براي او ندارد.

به معناي واقعي به هرچيز بنگريم،

ساحت عرفان، ساحت ظرفيت سازي و ارتقاي آن مي باشد.

همه و همه ( خوب و بد )‌آفريده اوييم و از جنس نور و آگاهي؛

ظرفيت سازي هركس به ميزان ارتقاي فكر و آگاهي اش صورت مي گيرد،

 

اگر درجا مي زنيم،

اگر وضعيت جامعه امان و هستي امان، سير شديد نزولي به خود گرفته است،

و ....

اگر.. اگر.. اگر..

به خاطر اين است كه:

خودمان را هميشه در موقعيتي بهتر و بالاتر از همه كس و همه چيز مي دانيم،

وقت خود را فقط به پردازش دیگران اختصاص می دهیم،

فكر مي كنيم كه تمام باورهايمان درست است و الهي،

مسووليت تغيير و ساختن هستي را به اين و آن واگذار مي كنيم،

با چشم و گوش دل به آيه ها و نشانه هاي بيشمار آفريدگار مهربانمان نمي نگريم،

دايما در حال قضاوت و فرستادن امواج منفي به خود و ديگران هستيم،

هميشه انكار مي كنيم تا خودمان را توجيه كنيم،

شك و ترديد به روشنايي و نور داريم،

و خلاصه نسبت به آفريدگارمان خيلي ناسپاس و بي معرفتيم.

و نمي دانيم كه

« ما اصابك في نفسه  » . « هرچه به شما مي رسد از خودتان است . »

 

سرآخر،

دلم گرفته از اين همه بي وفايي خودم و همسفران زندگي ام به خداي مهربانم.

 

خداوندا

رسالت انسانها در اين ساحت از زندگي درك و تجربه مفهوم آيه شريفه:

« انا لله و انا اليه راجعون »‌ مي باشد،

كمكمان كن كه بتوانيم اين معما را  حل نماييم.

وفضاي زندگي امان را از محبت و تفاهم پركنيم.

 

آمين يا رب العالمين. 

                  --------------------------------------------------------------------------------

 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

 

وَيْلٌ لِّلْمُطَفِّفِينَ ﴿1﴾

وای بر کم فروشان

 

الَّذِينَ إِذَا اكْتَالُواْ عَلَى النَّاسِ يَسْتَوْفُونَ ﴿2﴾

كه چون از مردم پيمانه ستانند تمام ستانند

 

وَإِذَا كَالُوهُمْ أَو وَّزَنُوهُمْ يُخْسِرُونَ ﴿3﴾

و چون براى آنان پيمانه يا وزن كنند به ايشان كم دهند

 

أَلَا يَظُنُّ أُولَئِكَ أَنَّهُم مَّبْعُوثُونَ ﴿4﴾

مگر آنان گمان نمى‏دارند كه برانگيخته خواهند شد

 

لِيَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿5﴾

[در] روزى بزرگ

 

يَوْمَ يَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿6﴾

روزى كه مردم در برابر پروردگار جهانيان به پاى ايستند

 

كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الفُجَّارِ لَفِي سِجِّينٍ ﴿7﴾

نه چنين است [كه مى‏پندارند] كه كارنامه بدكاران در سجين است

 

وَمَا أَدْرَاكَ مَا سِجِّينٌ ﴿8﴾

و تو چه دانى كه سجين چيست

 

كِتَابٌ مَّرْقُومٌ ﴿9﴾

كتابى است نوشته‏شده

 

وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ ﴿10﴾

واى بر تكذيب‏كنندگان در آن هنگام

 

الَّذِينَ يُكَذِّبُونَ بِيَوْمِ الدِّينِ ﴿11﴾

آنان كه روز جزا را دروغ مى‏پندارند 

 

وَمَا يُكَذِّبُ بِهِ إِلَّا كُلُّ مُعْتَدٍ أَثِيمٍ ﴿12﴾

و جز هر تجاوزپيشه گناهكارى آن را به دروغ نمى‏گيرد

 

إِذَا تُتْلَى عَلَيْهِ آيَاتُنَا قَالَ أَسَاطِيرُ الْأَوَّلِينَ ﴿13﴾

[همان كه] چون آيات ما بر او خوانده شود گويد [اينها] افسانه‏هاى پيشينيان است

 

كَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿14﴾

نه چنين است بلكه آنچه مرتكب مى‏شدند زنگار بر دلهايشان بسته است 

 

كَلَّا إِنَّهُمْ عَن رَّبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَّمَحْجُوبُونَ ﴿15﴾

زهى پندار كه آنان در آن روز از پروردگارشان سخت محجوبند

 

ثُمَّ إِنَّهُمْ لَصَالُو الْجَحِيمِ ﴿16﴾

آنگاه به يقين آنان به جهنم درآيند

 

ثُمَّ يُقَالُ هَذَا الَّذِي كُنتُم بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿17﴾

سپس [به ايشان] گفته خواهد شد اين همان است كه آن را به دروغ مى‏گرفتيد

 

كَلَّا إِنَّ كِتَابَ الْأَبْرَارِ لَفِي عِلِّيِّينَ ﴿18﴾

نه چنين است در حقيقت كتاب نيكان در عليون است

 

وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيُّونَ ﴿19﴾

و تو چه دانى كه عليون چيست

 

كِتَابٌ مَّرْقُومٌ ﴿20﴾

كتابى است نوشته ‏شده 

 

يَشْهَدُهُ الْمُقَرَّبُونَ ﴿21﴾

مقربان آن را مشاهده خواهند كرد

 

إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ ﴿22﴾

براستى نيكوكاران در نعيم [الهى] خواهند بود

 

عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ ﴿23﴾

بر تختها [نشسته] مى‏نگرند

 

تَعْرِفُ فِي وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِيمِ ﴿24﴾

از چهره‏هايشان طراوت نعمت [بهشت] را درمى‏يابى

 

يُسْقَوْنَ مِن رَّحِيقٍ مَّخْتُومٍ ﴿25﴾

از باده‏اى مهر شده نوشانيده شوند 

 

خِتَامُهُ مِسْكٌ وَفِي ذَلِكَ فَلْيَتَنَافَسِ الْمُتَنَافِسُونَ ﴿26﴾

[باده‏اى كه] مهر آن مشك است و در اين [نعمتها] مشتاقان بايد بر يكديگر پيشى گيرند

 

وَمِزَاجُهُ مِن تَسْنِيمٍ ﴿27﴾

و تركيبش از [چشمه] تسنيم است

 

عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ ﴿28﴾

چشمه‏اى كه مقربان [خدا] از آن نوشند

 

إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُواْ مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يَضْحَكُونَ ﴿29﴾

[آرى در دنيا] كسانى كه گناه مى‏كردند آنان را كه ايمان آورده بودند به ريشخند مى‏گرفتند

 

وَإِذَا مَرُّواْ بِهِمْ يَتَغَامَزُونَ ﴿30﴾

و چون بر ايشان مى‏گذشتند اشاره چشم و ابرو با هم رد و بدل