تبليغاتX
Online petition - One Million Promises for Freedom of Thoughts and Speech مع الخلق الی الحق .. Interuniversal

مع الخلق الی الحق .. Interuniversal

سلسله موي دوست حلقه دام بلاست ... هركه در اين حلقه نيست فارغ از اين ماجراست

 

1- وبلاگ بسيار كاربردي عرفان درماني (استاد خانجاني)‌ به همراه دانلود كتابهاي بسيار كاربردي استاد:

http://erfandarmani.blogfa.com

 

:) وبلاگ فوق به همراه وبلاگ مراقبه های اشو: 

http://moraghebe.blogfa.com

همه روزه و با مطالب و نکاتی بسیار ارزشمند و کاربردی به روزمی گردد.

 دوستان عزيز، لينكهای مربوطه را در پيوندهاي خود قرار داده و همه روزه مطالعه و تامل و نگرشی ژرف و مستمر در مطالب مطروحه داشته باشید.

 

2- فرا درماني، تشعشع دفاعي، ارتباط ويژه و....

http://kimiagoo.blogfa.com/post-144.aspx

 :) دوستان و همسفران بسيار عزيزم، ‌به جمع كثيرهمراهان حلقه رحمانيت الهي بپيونديد و با عزمي جزم وبا صبر و سماجت، ‌جريان رحمت و آگاهي پروردگار را در زندگي خود شاهد گرديد و حلقه هاي مربوطه را نيز به دوستان خود معرفي نماييد.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  شنبه سی و یکم فروردین 1387   توسط  توحید   | 

 

به نام خداي رحمان و رحيم

 

سلام بر عشق

  

زماني را در خيالم جست و جو مي كنم تا بتوانم به مدد حضرت حق، ‌تپشهاي قلبم را با روح عظيم تان تنظيم نمايم و غرق در حضور و لطف بيكرانتان شوم و خادمي باشم بي چون و چرا و براي هميشه تا اداي ديني نمايم در اين چند صباح باقيمانده به ساحت سرشار از نور و عشقتان.

 

خدايا تو را سپاس كه بهره مندمان مي نمايي از موهبت آشنايي با عزيزان و رسولانت.

 

ولي خداي مهربان،

به همگي مان بصيرتي عنايت نما تا به قدر و منزلت امامان و رسولان بر حقت واقف گرديم و از لجاجت و عداوت دست برداريم و شاهد و ناظر به حضور تجلي يافته ات در بندگان بر حقت باشيم تا با درك و تسليم و آري گفتن بي قيد و شرط به آنان، به سر منزل مقصود هدايت گرديم.

 

خدايا چنگهايمان را از بندهامان باز كن و ترسهامان را بريز و بندهامان را بگير و چشم و گوش دلمان را بينا گردان و شنوا، و پرده ها را از ديدگانمان كنار بزن تا ببينيم كه تنها نيستيم.

 

خدايا شب تاريك زندگي مان را بگير و طلوع كن در اين شبها و روشنمان كن.

 

خدايا درخت وجود مان، تهي از عشق و سخاوت شده است؛ باران رحمت بر ما ببار و نسيم مهر بر ما بوز تا به مانند فصل بهارت جوانه زنيم و شكوفا گرديم.

 

خدايا به كمي شجاعت و قدرت انتخاب بدون پيشداوري نيازمنديم.

 

خدايا خود را در همه چيز و همه كس به ما نشان داده اي، درك حضور لحظه اي عنايتمان كن.

 

خدايا صبوري امان ببخش و انتظار،

شكيبايي و آرامش، 

دلي بزرگ،

آسوده دلي و بخشش بي چشمداشت،

 

خدايا به گامهايمان تواني دوباره ببخش تا از تاريكي بيرون بياييم.

 

خدايا دلهامان را مهربان كن و آنرا شستشو بده از كينه و نفرت و قضاوتهاي غلط،‌

 

خدايا خدايا خدايا

شفايمان بده و قدرت اعتماد كردن را عنايتمان كن.

 

و تو اي همراه نا همراه!!!

تويي كه  فقط مي خواني و مي گذري و بر ضربدر گوشه سمت راست صفحه كليك مي كني،

با عمق روح و جانت بينديش؛

بدان كه لحظه،

‌لحظه غنودن است در آغوش او،

لحظه استشمام رايحه خداوند است در سيماي برگزيدگانش،

لحظه وصال و يگانگي است با امامان زنده پروردگار.

لحظه تسليم امر حق گرديدن و تسليم محض نمودن روح و روان است به نشانه ها و رسولان او.

لحظه جاري شدن در اكنون (‌ زمان حال )‌است تا بتوان بقا را در فنا حل كرد و خود الهي را از هلاك شدن و از استثمار تن و روان نجات داد.

 

بدان كه تا زماني كه بر نيستي خود واقف نگردي و آنرا تصديق وتاييد ننمايي، هستي خداوند ارزاني تو نخواهد شد و نجات نمي يابي.

بدان كه تمامي عذاب و سرگرداني و مريضي و بي بنيادي ات ناشي از كفر و نفاق و انكارت است و در دين خدا منافقي بيش نيستي.

 

آگاه باش كه راه

راه سلام است و تسليم و اسلام بر نيستي خويش.

                                     

+ نوشته و تنظيم در روز  یکشنبه هجدهم فروردین 1387   توسط  توحید   | 

 

در تمام عمر عاشقیم؛

عاشقيم بر گل و کبوتر و سبزه و رود و دشت و خانه،

عاشقیم بر آب و آفتاب و ماه و ستاره،

عاشقیم بر چشمان سیاه و کمان  ابرو و لب و خد و خال،

عاشقیم بر درخت و بوته و گربه و پروانه،

عاشقیم بر کودک و رنگ و بوی یاس و عقیق و گوشواره،

عاشقیم بر لبخند و گریه و دست و بینی و زلف،

عاشقیم  بر دل و دف و آواز نی،

عاشقیم بر باران و نسیم وآتش خواب،

 

و بناگاه....

می رود،

می میرد،

می پژمرد،

مریض می شود،

قهر می کند،

می زند،

می سوزاند،

می کشد،

می رمد،

می خوردت و نیست می شود و ما در یادش هستیم.

 

آنگاه که بود، نبودیم.

حال که نیست، هستیم.

 

آهاااااااااي!!!

با توام

با تويي كه به دنبالشي!!

با تويي كه از مني

نه،

با تويي كه خود مني

نه نه نه

با خودمم،

مي دوني كه هميشه به دنبالت مي آد

و هميشه گريختي از او؛

 

در بيرون به دنبالش نگرد كه هرگز پيداش نمي كني،

اون هميشه  در دل توست.

ولي تو در كجايي؟

در ديگران!

در پي تسخير قلوب ديگران بودي كه خانه وجودت، غصب شد،

و تو به قصد مالكيت، ‌مملوك شدي،

مالكيتي كه به دروغ نام «‌ عشق »‌ به آن دادي....

 

آهاي!!

تويي كه دعوي خداپرستي و ايمان و اخلاص داري؛

تا از منيت و خوديت خودت خلاص نشوي،‌

تا از انكار و عداوت با مردمان دست برنداري و به خدمت بي مزد برايشان همت نگماري،

تا زمانيكه اسوه عشق، صدق، قناعت،‌ پاكي، شجاعت، عزت نفس، ‌بي نيازي، معرفت و محبت نگردي؛

منافقي،

آري، ‌منافق!!

بدان كه

خوبترين انسانها،‌ آنهايي هستند كه از خوبي شان،‌ گذشته اند،

و مردم دوست ترين آدمها، هميشه ‌تنهاترين هستند...

 

عزيز همراه

اكثر ما بر غايت امور خود، معرفتي بر حق نداريم،

جدايي و فراق و دوري عرصه پالايش يك رابطه است،‌

قلمرو بخودآيي طرفين و معرفت بر حقايق است

تا طرفين يك رابطه به كشف افتها و امراض و ناحقي هاي آن بپردازند

و با پاكسازي آن مفاسد،‌ به رابطه اي الهي تبديل نمايند.

فراق و دوري،‌

عرصه ناب سازي و جاودانه سازي روابط است،

به شرط معرفت.

 

آنچه توشه حیات جاوید نامیده ايم،

چیزی جز دریافتهای ما از جهانی که در آن زیسته ایم نیست که اساس ماندگاري این جهان همانا آدمهای زندگی هستند. در واقع توشه جاوید حاصل ارتباط ما با آدمهاست. این ارتباط اگر با غضب و کینه پایان یابد و استمرار یابد توشه آخرت ما همین نفرت و آتش انتقام است. ولی بواسطه معرفت  دوران جدائی می توانیم هر کینه ای را تبدیل به محبت کنیم و نور محبت را ره توشه حیات جاوید سازیم.

 

در پناه الله دريا دل باشيم و دل انديش.

سپاسگزار لحظه اي و تسليم محض خداي مهربان باشيم

تا به مقام صالح نايل گرديم.

پيروان  واقعي رسولان و رهروان بيداريِ عشق و حقيقت باشيم،

كساني كه در هر زمان، بذر هدايت را در دل مشتاقان مي افشانند.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  یکشنبه یازدهم فروردین 1387   توسط  توحید   |