تبليغاتX
Online petition - One Million Promises for Freedom of Thoughts and Speech مع الخلق الی الحق .. Interuniversal

مع الخلق الی الحق .. Interuniversal

سلسله موي دوست حلقه دام بلاست ... هركه در اين حلقه نيست فارغ از اين ماجراست

 

      valentine

ولنتاين كشيشي بود كه درقرن اول ميلادي در روم زندگي مي كرد.

در ان زمان  روم تحت سلطه پادشاهی جنگجو به نام كلادسیوس بود كه دوست داشت سربازان برای حضور سپاهش در جنگ داوطلب شوند ولی مردها نمیخواستند بجگند، و كلادسیوس اين كمبود سربازان رو ناشي از سستي مردها در ترك عشق مي دانست.پس همه نامزدي ها را باطل اعلام كرد.

ولي ولنتاين به مبارزه برخاست و و به همراه ماریوس مقدس با خود عهد بستند تا زوج های جوان را به طور سری به عقد هم درآورند.

پس از با خبر شدنِ پادشاه از این قضیه والنتین مقدس را زنداني كرد.

تا اینكه سرانجام در روز 14 فوریه سال 269 قبل از میلاد به قتل رسید.

در سال 496 بعد از میلاد، پاپ جلاسیوس 14 فوریه را به افتخار او روز ولنتاین نامید. از سالها قبل روز 14 فوریه كسانی كه یكدیگر را دوست داشته اند برای هم هدایایی ساده ای چون گل می فرستادند.

 

 

 

از نو آغاز کن!

 

لوحی باش پاک، عاری از هر تعصبی

 

آن گاه شاید دریابی که حقیقت چیست؟

 

از حقیقتی که می یابی، حیرت می کنی!

 

در جایی مکتوب نبوده و به واژه در نمی آید.

 

هرگز به قلم راز نمی گشاید.

 

هرگز کسی آن را بر زبان نرانده

 

هرگز بر زبان کسی جاری نخواهد شد.

 

آسمیتا-ره پوی جاودانگی

 

+ نوشته و تنظيم در روز  پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386   توسط  توحید   | 

  

بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن

هر سر که دوی دارد در گردن ترسا کن

 

اندر قفس هستی این طوطی قدسی را

زان پیش که برپرد شکرانه شکرخا کن

 

چون مست ازل گشتی شمشیر ابد بستان

هندوبک هستی را ترکانه تو یغما کن

 

دردی وجودت را صافی کن و پالوده

وان شیشه معنی را پرصافی صهبا کن

 

تا مار زمین باشی کی ماهی دین باشی

ما را چو شدی ماهی پس حمله به دریا کن

 

اندر حیوان بنگر سر سوی زمین دارد

گر آدمیی آخر سر جانب بالا کن

 

در مدرسه آدم با حق چو شدی محرم

بر صدر ملک بنشین تدریس ز اسما کن

 

چون سلطنت الا خواهی بر لالا شو

جاروب ز لا بستان فراشی اشیاء کن

 

گر عزم سفر داری بر مرکب معنی رو

ور زانک کنی مسکن بر طارم خضرا کن

 

می باش چو مستسقی کو را نبود سیری

هر چند شوی عالی تو جهد به اعلا کن

 

هر روح که سر دارد او روی به در دارد

داری سر این سودا سر در سر سودا کن

 

بی سایه نباشد تن سایه نبود روشن

برپر تو سوی روزن پرواز تو تنها کن

 

بر قاعده مجنون سرفتنه غوغا شو

کاین عشق همی گوید کز عقل تبرا کن

 

هم آتش سوزان شو هم پخته و بریان شو

هم مست شو و هم می بی هر دو تو گیرا کن

 

هم سر شو و محرم شو هم دم زن و همدم شو

هم ما شو و ما را شو هم بندگی ما کن

 

تا ره نبرد ترسا دزدیده به دیر تو

گه عاشق زناری گه قصد چلیپا کن

 

دانا شده ای لیکن از دانش هستانه

بی دیده هستانه رو دیده تو بینا کن

 

موسی خضرسیرت شمس الحق تبریزی

از سر تو قدم سازش قصد ید بیضا کن

 

 

+ نوشته و تنظيم در روز  یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386   توسط  توحید   | 

 

فراخوان در پست وبلاگ زير:‌

 

                                 حلقه ارتباط ویژه

 

روانشناسی لقاء الله

 

در قرآن کریم می خوانیم که در پایان جهان و روز قیامت کبری آنگاه که خداوند نقاب از چهره براندازد  کافران می گویند که ای کاش هرگز آفریده نشده و خاک می بودیم. و آنگاه خودرا با صورت در  آتش دوزخ سرنگون می کنند. آیا براستی هرگز درباره این واقعه اندیشیده اید.

آیا کافران یعنی منکران و جود خدا و قیامت کبری ولقاء الله  چر ا چنین می گویند و چرا با «صورت» خود را در آتش می افکنند واز خود انتقام می ستانند. آیا در دیدار جمال پروردگار  چه می بینند؟

بنظر ما طبق صدها حکمت و حدیث از علی(ع) که قیامت خود را برپا کرده بود و خداوند را دیدار می نمود آن جمال یگانه که در پایان جهان بر کل بشریت آشکار می شود برای هر کسی همان جمال ذات خودش می باشد. طبق این سخن که « خودشناسی خداشناسی است» و «خداوند همان خود خود هر کسی می باشد».

روانشناسی  واقعه لقاء الله در قرآن فقط  در این صورت قابل فهم است و لاغیر. از اینکه کافران می بینند که منکر و خصم خود بوده اند . هر کسی جمال خود را درجمال خدا دیدار می کند. همانطور که خداوند در خلقت ازلی از صورت خود به آدم صورت بخشید و از روح خود در آدم دمید و از علم خود به انسان علم داد  و او را جانشین خود در جهان ساخت.

 

 

فلسفه تاریخ خدا

 

تاریخ تمدن ، تاریخ گریز انسان از تنهائی است بمیزان  احساس تنهائی . تنهائی بمعنای تن شده گی محض است بمعنای بیگانه شدن از ذات خویشتن که خداست. پس تاریخ تمدن که تاریخ گردهمائی بشر است همان تاریخ سیر کفر بشر است  واز هبوط آدم وحوا از بهشت آغاز شد که آغاز تنهائی است. بشر هر چه که در تاریخ به پیش می رود وبه قیامت بمعنای رویاروئی با خدا نزدیکتر می شود تنهائی اش هم شدیدتر و عمیقتر می شود ولذا گریزش از تنهائی هم بیشتر شده و تجمعات بشری هم شدیدتر و کلان تر می شود.

گریز انسان از تنهائی عرصه ابتلایش به انواع دروغ و فریب  وفساد و تبهکاری و جنایت و جنون است زیرا گریز از خداست.

تاریخ بشر به لحاظی عرصه قیامت تنهائی بشر است قیامتی که نهایتاً او را به جبر با ذات تنهائی اش یعنی خدا روبرو می کند و آنگاه از شرم می گوید: ای کاش خاک می بودم! و  آنگاه خود را در دوزخ سرنگون می سازد. تا بتو اند تاب تحمل تنها ماندن را داشته باشد  و  خدایش را در صلح و دوستی دیدار کند یعنی جمال تنهائی خود را ببیند. تاریخ چیزی جز « تا رُخ» نیست : رخ تنهائی ! آن یگانه تنهائی که انسان را آفرید تا از تنهائی خارج شود وگویا جز انگشت شماری تاب این دوستی را نداشتند : دوستی با تنهائی خویشتن: دوستی با خدا ! تاریخ ، تاریخ تنهائی خدا در میان بشر است.

 

 

فلسفه عذاب

 

« عذاب» یک واژه قرآنی است که در لغت دارای  دو معنای متفاوت است : زجر و تنهائی! و این هر دو معنا در واقعه  عذاب کشیدن انسان در همین جهان رخ میدهد که زجر کشیدن وادی نخست از هر عذابی است و بیکس و  تنها و مجرد  وعذب شدن هم نتیجه نهائی حاصل از عذاب است.

اصولاً هر گناه  و خطائی در انسان حاصل پرستش دیگران به قصد تأئید و تقدیس و خودپرستی در نزد دیگران است. این همان پیروی از فرهنگ و نظر اکثر مردمان است که در قرآن کریم ، نهی شده است زیرا موجب ضلالت و ظلم فرد می شود. آدمی در این ضلالت مرتکب ظلم می شود و سپس بواسطه این ظلم مواجه با انواع عذابها می گردد و زجرها می کشد و در جریان این زجرها جبراً از همه آنهائی که موجب فریبش شده و فریبشان داده بیزار و منزه می گردد و نفساً توبه می کندو این همان تنها شدن است.

به لحاظی دگر آدمی از روی جهل همواره از تنهائی نفس و تجرد باطنی گریزان است و به دیگران پناه می برد و در دیگران گم می شود و دیگران را به نفس و دل خود وارد می کند واز خود بیگانه و دیوانه و مسخ می گردد و دراین عرصه مرتکب گناه و جنون و جنایت می شود. و لذا عذابها موجب تزکیه جبری نفس انسان می شود ودوباره سلامت را به نفس باز می گرداند.

این همان حق دوزخ در حیات دنیا و آخرت است . و آنکه در دنیا از غیر پاک نشود درحیات بعد از مرگ به دوزخ مبتلا می گردد تا پاک شود. یعنی خودش شود و از غیر خود زدوده گردد و هستی یابد.

 

 

نخواستن ، نتوانستن است؟؟؟

 

« بخوانید مرا تا اجابت کنم شما را »

این آیه جوهره کل دین خدا در همه مذاهب حقه محسوب می شود بیانگر یک  اصل عرفانی در قلمرو انسان شناسی و شناخت ذات اراده بشر است. و بدین معناست که آدمی هر چه که از خود خدا بخواهد  اجابت و ممکن می شود. ولی خواستن خود خداست و نه مخلوقاتش . و این مهمترین سوء تفاهم در قلمرو  دین  ودعا و عبادات است که می پندارند که انسان هر چیزی که از خدا بخواهد می دهد. و  اینگونه است که بنای یک کفر ارادی و آگاهانه تحت عنوان آیه ای از خدا پدید آمده است زیرا هرگز چنین خواسته های دنیوی اجابت نشده الا بمیزان تلاش ( الا ما سعي ) . این برداشت غلط از آیه مذکور یکی از بزرگترین معصیت ها بر خدا و دین اوست و اما خواستن خود خدا یعنی چه؟ خواستن صفات او که همان فضائل  اخلاقی و عرفانی است : علم، حکمت ، تقوی، پاکدامنی، محبت، و خلاقیت روحانی . اینها آن اموری هستند که خواستن را در سریعترین زمانی عین توانستن وبلکه شدن می کنند. و نهایتاً خواستن دیدار جمال پروردگار که عالیترین حد از این آیه مذکور است. بنابراین اساسی ترین دعا اینست : خدایا  تو خود از ما بخواه که تو را بخواهیم.

 

 

محصول عشق

 

عشق چیزی جز جاذبه بین دو قطب متضاد نیست و لذا از قانون الکترومغناطیس  پیروی می کند. دو قطب مثبت و منفی بهم جذب می شوند و بعد از تخلیه بار الکتریکی از هم دفع می شوند. عشق بین انسانها هم بر همین اساس عمل می کند : جاذبه بین خوب و بد، مهربان وشقی، پاک و ناپاک، مؤمن وکافر، عاقل وجاهل و .... و لذا بهترین انسان عاشق بر بدترین انسان می شود یعنی ناپاکترین ها جذب پاکترین ها می شوند و پاکی  ونیکی را از آنها می گیرند. پس عشق عرصه مبادله نیکی است و لذا قلمرو تربیت انسانهای پست است و تعالی معنوی و عرفانی انساهای نیک . در این مبادله آدم بد تبدیل به آدم خوب می شود وآن جناح خوب هم به معرفت می رسد و بر حق نیکی  خود علم می یابد. رابطه بین نیکان از جنس عشق نیست بلکه دوستی و محبت و ارادت است. عشق مربوط به رابطه بین نیک و بد است. بهرحال هر درجه وکیفیتی از عشق تحصیل همان درجه از نیکی و معرفت برای طرفین رابطه است و بنابراین خلاقترین نوع رابطه بین انسانهاست و رابطه ای که چنین محصولاتی نداشته باشد هر چه باشد از جنس عشق نیست. عاشق به معرفتی برتر می رسد و معشوق به نفسانیتی نیکوتر. و هر چه که حقوق عشق بیشتر ادا شود محصولاتش بیشتر است. حق عاشق از خود گذشتن است و حق معشوق هم اطاعت است. در عشقی که این حق هیچ ادا نشود محصولی جز ندامت و تباهی ندارد.

از آنجا که انسان ذاتاً دشمن خویشتن است جذب ضد خود می شود و اینست راز عشق!

 

 

راز دعای اجابت ناشده

 

اگر خواهشی دارای شرایط اجابت باشد و باز هم اجابت نشود چه می شود. در اینصورت یا آن نیاز به صورتهای دگر اجابت می شود و یا فرد در نفس خود بی نیاز می گرددکه این برترین  نوع  اجابت یک نیاز است . زیرا آنگاه که نیازی برآورده شود همواره مستلزم استمرار شرایط  وامکاناتی است که نیاز را ارضاء نماید ولذا ذات نیاز هرگز از میان نمی رود. پس عالیترین ارضای نیازی آن است که اصلاً آن نیاز در انسان از بین برود وآدمی به مقام بی نیازی که مقام خداست ارتقاء یابد. و این مقام انسانهای عارف و اولیای خداست . و اینست که درمعرفت توحیدی حتی از درگاه خداوند چیزی خواستن نیز نوعی شرک و گناه محسوب می شود و بهترین دعا همانا دعای بی نیازی است و نه ارضای نیاز. اگر آدمی به محبوب دلخواه ویا مقام و ثروت مطلوبی برسد اینها جملگی هر آن در معرض خطرند وآدمی تمام عمر بایستی نگران حفظ آنها باشد ولذا دریوزه امیال خود باشد. پس خوش به آن دعائی که اجابت نمی شود و داعی هم تسلیم و بی نیاز می گردد.

 

  

بحران علوم انسانی در کشور ما

 

« انقلاب فرهنگی» در سالهای نخست انقلاب بر خلاف نامش تنها چیزی که نبود انقلاب فرهنگی بود وبلکه فقط یک انقلاب سیاسی در نظام اداری و رهبری دانشگاهها بود. در کشور ما بسیاری از عناوین بی محتوایند و در بطن خود چیز دیگری را حمل می کنند. انقلاب فرهنگی می بایستی انقلابی در  ارکان و نگرش و ابزارهای فرهنگی می بود. ولی آیا این ارکان  وابزارها  چیستند؟ بی تردید مهمترین آن آموزش و بنابراین کتب آموزشی و آموزگاران هستند. هر چند عنصری اساسی تر از اینها همان نگرش فرهنگی است . در آن سالها ما فقط می دانستیم که چه نمی خواهیم  ولی نمی دانستیم که چه می خواهیم . ما غرب را نمی خواستیم و لی بجای آن فقط اسلام  را شعار  میدادیم ولی نه علوم اسلامی داشتیم و نه آموزش  اسلامی و  نه آموزگاران اسلامی.

پس می بایستی اینها را بوجود می آوردیم . ولی امروزه پس از حدود سی سال هنوز یک جزوه آموزشی مثلاً در زمینه روانشناسی اسلامی یا جامعه شناسی و  اقتصاد یا مدیریت اسلامی نوشته نشده است که ارزش آموزش داشته باشد  الی در سطح نصایح اخلاقی  وبرخی فتواهای فقهی آنهم متعلق به هزار  واندی سال پیش. بدینگونه امروزه در حالیکه هنوز با غرب در نزاع بسر می بریم و هزینه  این نزاع را می پردازیم ولی همه ارکان و ابزارهای آموزش فرهنگی و علمی ما ذاتاً و عملاً غربی هستند و اکثر کتب درسی دانشگاههای ما ترجمه کتب دانشگاههای آمریکائی هستند و  کل نظام دانشگاهی ما در رقابت بانظام آمریکا عمل می کند  و در رقابتی کودکانه و مقلدانه با آن ادامه حیات میدهد. فرهنگ در قلمرو آموزش  تماماً مبتنی بر علوم انسانی است یعنی فلسفه، روانشناسی، جامعه شناسی، اقتصاد،  علوم تربیتی، مدیریت و بخصوص  طب عمومی  که ساختار انسان شناسی فیزیکی را رقم می زند  . و ما این ساز و برگ را هیچ نداریم  و هنوز انقلابی حرف می زنیم.

 

استاد علی اکبرخانجانی

 

+ نوشته و تنظيم در روز  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386   توسط  توحید   | 

 

حلقه ارتباط ویژه

به کدام مذهب است اين

به کدام ملت است اين

که کشند عاشقی را

که تو عاشقم چرايی؟

بسم الله الرحمن الرحیم

طبق نظر و اعلام استاد محمد علی طاهری، حلقه ارتــــبـــــــاط ویژه، از ساعت ۲۲ مورخ ۱۳ بهمن ماه ۱۳۸۶، به طور ۲۴ ساعته در تمام دنیا اعلام می گردد. تمام مردم دنیا، جهت بهره گیری از درمان، رسیدن به آرامش، کاهش اضــــــطراب و نـــــــگـــــرانی و ... می توانند از این ارتباط به طور نامحدود بهره مند شوند. لازم به توضیح است که از این ساعت به بعد، کلیه انسانها در تمام نقاط دنیا، می توانند ارتباط گرفته و وارد این حلقه گردند.

شــــــرط برقراری ارتباط و حضور در این حلقه، فقط و فقط شاهد بودن است شـاهد بودن، به معنی تسلیم و بی طرفی است و فرد اتصال گیرنده، فقط کافی است که بدون قضاوت شاهد برقراری این حلقه باشد.

نحوه برقراری ارتباط ویژه

از اين پس تمام مردم دنيا در هر زمان كه مايل باشند مي توانند در حلقه ارتباط ويژه قرار گيرند كافي است چشمان خود را ببندد و فارغ از وقايع بيروني شاهد وجود خودش گردد.

منظور از شاهد بودن اين است كه فرد بدون هيچ گونه قضاوت، متوجه وجودش و تغييرات در حال انجام باشد. به محض شاهد شدن فرد وارد اين حلقه شده و ارتباط  آغاز مي گردد. و هوشمندي حاكم بر جهان هستي فرد را در معرض ارزيابي و اسكن قرار مي دهد و پروسه درمان از طريق هوشمندي شروع مي شود. بستن چشم هيچ گونه الزامي ندارد. و فقط جهت جلوگيري از پرت شدن حواس به اطراف انجام مي گردد و گرنه هركس در هر لحظه و در هر حالتي (خوابيده، نشسته، مشغول انجام كار، چشم باز يا بسته) وارد حلقه ارتباط ويژه گردد و از نتايج آن بهره مند شود.

مجددا نحوه برقراري ارتباط و اتصال را در لينك زير، به خدمتتان، ‌عرض مي كنم:‌

http://kimiagoo.blogfa.com/post-93.aspx

لطفا در صورت برقراری ارتباط ویژه، جهت بررسی آماری مشخصات خود را در قسمت نظران اين پست و يا در لينك زير وارد نماييد تا بتوان از نظر آماري،‌ قدمهاي بعدي را در راه اعتلاي عرفان برداشت:

http://commenting.persianblog.ir/ucomments.asp?id=7483424

--------------------------------------------

To the Kind Attention of Every Web log Visitors from all Over the World

 THE CYCLE OF SPECIAL LINK

HALGHEH ERTEBATE VIJEH

 

“ In the name of God “

 As per Ostad Mohammad Ali Taheri’s Instruction and Announcement, the Cycle of  Special  Link is effective 24 hours from February 2nd, 2008 at 10.00 p.m. in all over the world.

 For everyone in the world, who is keen on receiving Treatment, reaching to the Wellbeing & Relaxation, reducing Worry & Stress, etc. may indeed & Unlimitedly take advantage of this Link.

 It is worth mentioning that from the above mentioned time on, everyone from all over the world can receive the Link and step into the Cycle.

 The only condition to establish the Link and to be present in the Cycle is being an Impartial Observer only. It is therefore no need to put name, specifications and special hour of connection.

 The Impartial Observance means to be Surrender and keep Impartiality all the way. It suffices for the involved person to observe the presence of the Cycle without prejudice.

 The Link Flow is  for everyone  all over the World.

HOW TO ESTABLISH THE SPECIAL LINK

(ERTEBATE VIJEH)

From now on all people around the World are eligible to receive the Special Link (Ertebate Vijeh).

 One may simply close eyes and regardless of external events, should Observes his Self- being.

What “Observing “ means, is for the person to be aware of his entire being and also  any new evidence appearing on him,  with Impartiality.

 The person would take part of the Cycle (Halgheh) as soon as he may obtain the status of Impartial Observance; the Link (Ertebat) would therefore be started at this stage and the Universal Intelligence begins to Evaluate and Scan the person. Here is the Treatment process starting via the Intelligence.

Closing eyes is just to avoid distraction and there is no special recommendation to do the same. Nevertheless, every one at anytime and any condition (lain down, sat down, busy at work, opened/closed eyes, etc.) may perfectly step into the Special Link Cycle and take advantage of the Extraordinary relevant results.

 

According to a schedule, we are kindly requesting everyone sharing the Cycle, to take responsibility with loyalty and to insert his/her Name, Surname, Country of Origin, Personal e-mail address and Contact No in the address below, in order for us to facilitate a Statistic Study and the Global information flow. We will therefore be able to take further steps towards  Flourishing ERFAN.

  With Special Thanks.

In the event of connetion to the Special Link, Please click here to enter your personal data, for the statistical purpose  

Your Names

 

در عرفان کیهانی دو دسته حلقه ی کلی وجود دارد:

 

1- حلقه هایی که باید توسط فردی که متصل به حلقه است برای افراد دیگر برقرار شود.

 

2- حلقه هایی که نیازی به وجود فرد متصل کننده نیست و با جاری و برقرار شدن آن، همه می توانند به طور مستقل آن را مورد استفاده و بهره برداری قرار دهند.

 

الف) حلقه هایی که افراد بدون داشتن اطلاع از چگونگی آن در معرض قرار می گیرند(حلقه های روح جمعی).

 

 ب‌) حلقه هایی که افراد می توانند از برقراری و همچنین از کاربرد آن مطلع شده و در صورت تمایل، به آن حلقه متصل شده و ارتباط برقرار کنند و مطابق تعریف آن حلقه، بهره برداری لازم را داشته باشند.

 

توضیحات:

 

الف) حلقه های ارتباط روح جمعی، حلقه هایی هستند که در آن برای تعالی بشر، ارتباط های لازم اعلام می شود ( البته در شبکه ها و جریان های منفی بر عکس عمل می شود ) و در واقع مانند اثر دعا برای صلح، سلامت، آگاهی، معرفت و ... در جامعه ی بشری عمل کرده و در روح جمعی انعکاس پیدا می کند. توضیح این که روح جمعی در واقع ذهن اشتراکی بشر است(جداگانه در مورد آن بحث خواهد شد).

 

ذهن اشتراکی بشر، از دو ناحیه ی کلی تحت تاثیر قرار می گیرد:

-  ذهن کلیه ی آحاد بشر

- حلقه های مثبت و منفی

 

ذهن اشتراکی(روح جمعی) از طریق ذهن همه ی افراد بشر تحت تاثیر قرار می گیرد و روح حاکم بر بشریت را شکل می دهد و همچنین افراد طرفدار شبکه های مثبت و منفی که به این شبکه ها اتصال دارند، از طریق اتصال های ویژه ای که می تواند بر ذهن اشتراکی(روح جمعی) اثر گذار باشد، آن را تحت تاثیر مثبت و یا منفی قرار داده و فکر بشر را به سمت مورد نظر خود هدایت کنند.

ارتباط ویژه، یکی از ارتباط های حلقه ی عام مطروحه درعرفان کیهانی است که به منظور طرفداری از شبکه ی مثبت و در خدمت عرفان کمال، در ذهن اشتراکی(روح جمعی) اعلام شده است. این ارتباط می تواند در جهت ایجاد آرامش، خود درمانی(فرادرمانی) و رسیدن به ادراک و اشراق، از طریق اتصال به شبکه ی شعور کیهانی به کار گرفته شده و مسیر این حرکت را برای آنان هموار نماید.

 

شرایط و نحوه ی برقراری اتصال:

کلیه ی علاقمندان می توانند در خلال تمام مدت شبانه روز و در هر محلی از این اتصال استفاده نمایند و همه قادر خواهند بود از طریق این حلقه به شبکه ی شعور کیهانی متصل شده و از رحمت عام الهی بهره مند شوند.

تنها شرط برقراری اتصال، شاهد شدن و بیطرف بودن نسبت به حلقه است و نیازی به داشتن ایمان و اعتقاد نسبت به حلقه ی مورد نظر نیست. هر شخصی در هر لحظه می تواند به طور مستقل وارد این حلقه شده و بر خلاف سایر حلقه های عرفان کیهانی نیازی به وجود فرد متصل کننده و همچنین دادن اسم نیست. 

نکته ی مهم در مورد استفاده از ارتباط ویژه این است که نیازی نیست که به نام فرد استارت زده شود و همین که فردی بخواهد وارد حلقه شود، ارتباط او برقرار خواهد شد و هیچ محدودیتی ندارد.

نکته ی دیگر این که برای وارد شدن به حلقه، فقط نظر فرد مبنی بر استفاده از حلقه کافیست و لازم به ادای جمله ی خاصی نیست.

 

استاد محمد علی طاهری

 

                              --------     -------      ---------       ---------     

 

هر که را با خط سبزت سر سودا باشد

پای ازین دایره بیرون ننهد تا باشد

 

یارا! ساقی مان را به تو می سپاریم..

به حرمت شراب نابش، که ما را کنج نشین همیشگی میکده ات کرد...

نگاهبانش باش! و به آنانی که نمی خواهند مهر گوش وچشمشان برداشته شود،کمک کن!کمک کن تا بفهمند که نمی توان خورشید حقیقت را پشت ابر نگاه داشت؛ چرا که پرتو نورش بر زمین پهن شده و ما برای همیشه محافظ این پرتو خواهیم بود...

 

آمين يا رب العالمين

 

+ نوشته و تنظيم در روز  دوشنبه پانزدهم بهمن 1386   توسط  توحید   | 

 

بيا تا عاشقي را رعايت كنيم

ز ياران عاشق حكايت كنيم

 

از آنها كه خونين سفر كرده اند

سفر بر مدار خطر كرده اند

 

از آنها كه خورشيد فريادشان

دميد از گلوي سحر زادشان

 

غبار تغافل ز جان ها زدود

هشيواري عشقبازان فزود

 

عزاي كهنسال را عيد كرد

شب تيره را غرق خورشيد كرد

 

حكايت كنيم از تباري شگفت

كه كوبيد در هم حصاري شگفت

 

از آنها كه پيمانه "لا" زدند

دل عاشقي را به دريا زدند

 

ببين خانقاه شهيدان عشق

صف عارفان غزلخوان عشق

 

چه جانانه چرخ جنون مي زنند

دف عشق با دست خون مي زنند

 

سر عارفان سر فشان ديدشان

كه از خون دل خرقه بخشيدشان

 

به رقصي كه بي پا و سر مي كنند

چنين نغمه ي عشق سر مي كنند:

 

"هلا منكر جان و جانان ما

بزن زخم انكار بر جان ما

 

اگر دشنه آذين كني گرده مان

نبيني تو هرگز دل آزرده مان

 

بزن زخم اين مرهم عاشق است

كه بي زخم مردن، غم عاشق است

 

بيار آتش كينه نمرود وار

خليليم! ما را به آتش سپار"

 

در اين عرصه با يار بودن خوش است

به رسم شهيدان سرودن خوش است

 

بيا در خدا خويش را گم كنيم

به رسم شهيدان تكلم كنيم

 

مگو سوخت جان من از فرط عشق

خموشي است هان! اولين شرط عشق

 

بيا اولين شرط را تن دهيم

بيا تن به از خود گذشتن دهيم

 

ببين لاله هايي كه در باغ ماست

خموشند و فريادشان تا خداست

 

چو فرياد با حلق جان مي كشند

تن از خاك تا لا مكان مي كشند

 

سزد عاشقان را در اين روزگار

سكوتي از اين گونه فرياد وار

  

حمايت ز گلها گل افشاندن است

هم آواز با باغبان خواندن است

 

سيد حسن حسيني


به خود خويش بازگرد و در خويشتن بنگر. و اگر ببيني كه زيبا نيستي؛ همان كن كه پيكر تراشان با پيكر مي كنند. هر چه زيادي است بتراش و دور بيانداز. اينجا را صاف كن و آنجا را جلا بده. كج را راست كن و سايه را روشن ساز و ...                افلاطون

   


 

پروردگار،  مارا به نه چيز سفارش فرمود:

 

. اخلاص در نهان و آشكار

. عدالت در حالت رضا و غضب

. ميانه روى در هنگام فقر و ثروت

. بخشیدن آن كس كه ظلم كرد

. عطای نیکی به آن كه محروم داشت

. صلهء رحم با آن كه قطع رحم كرد

 و

. اين كه سكوتمان فكر

. سخنمان ذكر

. نگاهمان ديده ى عبرت باشد.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  چهارشنبه دهم بهمن 1386   توسط  توحید   | 

 

به نام بي نام او

 

درمواقعي كه نمي دانيم چه بايد بكنيم

و به چه كنم هاي بسياري دچار مي شويم

براي ما كه فراموش كرده ايم خود و خدايمان را

براي ما كه گاهي حتي يك بخشش كوچك را

دريغ مي كنيم

حتي يك لبخند را

يك آغوش گرم را

يك نگاه محبت آميز را

يك تكه نان را....

گاهي حتي يادمان مي رود كه خدا چقدر مشتاق ماست

يادمان مي رود و فقط گاهي و به هنگام گرفتاريهايمان، صدايش مي كنيم.

 

او هميشه هست

 

خدايا كور شده ايم؛

خودخواهی هایمان باعث شده که فقط خود و نزدیکانمان را ببنیم.

چه بر سرمان آمد که نمي شنويم و نمي بينيم تو را ؟؟؟

 

در روز هاي برفي و سرد

به شكل كودكي خياباني، از كنارمان عبور مي كني

و فالي از حافظ و دسته اي از گل به ما مي بخشي.

معتادي مي شوي و لبخندي گرم، هديه مان مي كني.

گدايي مي شوي و دستان پر مهرت را به سویمان دراز مي كني.

پرنده اي مي شوي و در كنار پنجره دلهايمان به انتظار مي نشيني.

و چقدر به اشكال مختلف در برابرمان ظاهر مي شوي و صدايمان مي كني.

و ما نمي شنويم و نمي بينيم تو را.

 

خدايا

با دستانت، در آغوشمان بگير.

خدايا

الهام كن به دلهايمان،

آنچه را كه دوست داري، بشنويم

خدايا

توانمان بده

براي لحظاتي هم كه شده با زبان تو با تو گفتگو كنيم.

با چشمان تو ببينم،

با دل بزرگ و دريايي ات، به تو عشق بورزيم.

 

خدايا

دوستت دارم

دوستت دارم دوستت دارم.

 

اگر مي بيني كه فراموش مي كنيم،

بلد نيستيم و يادمان رفته است که علاقه و عشقهایمان

معامله ای شده و در آن حساب سود و زیان می کنیم.

 

خدایا

وقتي با تویيم همه چيزيم و بي تو ديگر هيچ.

 

خدايا

كسي را نداريم به جز تو.

خدايا

هر وقت به من رسيدي برايم سبدي از آرامش و قرار آوردي،

و در گوشهايم زمزمه كردي كه

تو در خانه خود هستي.

 

خدايا

دوستت دارم

چون تو خريدار همه نقصها و دروغهاي من هستي،

خدايا بصيرتي عنايت كن

تا خوبيت را در تمام آيينه ها ببينيم،

خدايا

بي رنگمان كن، بي رنگ  

همگي مان را وسيله اي براي آرامش و شادي قرار بده.

فهم معناي تسليم و اسلام حقيقي را برايمان مقدر نما،

و به درجه صالح شدن نزديكمان گردان.

آمين يا رب العالمين

 

دوستت دارم

ای مهربان و ای همیشه همراه و همدمم

دوستت دارم

دوستت دارم.

 

+ نوشته و تنظيم در روز  پنجشنبه چهارم بهمن 1386   توسط  توحید   |