عزيزان همراه
مطلب زير با سعه صدر و تامل بيشتري بخوانيد:
انسان پیشرفت های خود را از طریق مبارزه با جهل و ناآگاهی به دست آورده است و تاریخ علم پر است از سوابق سیاه و ننگین ناآگاهان که در کسوت های مختلف تا آنجا که توانسته اند خون به دل صاحبان فکر و اندیشه نموده اند. مبارزه با جهل و ناآگاهی وظیفه هر انسان آزاد اندیشی است که باید با همه ی وجود دنبال شود
(ان الحیوة الدنیا عقیدة و الجهاد)
در جهت یافتن مسیر درست درمان انواع بيماري هاي جسمي و روحي و درك وحدت وجود و اتصال به شبكه شعور هستي و فهم و عمل به هدف واقعي از ايجاد خلقتمان؛
همگي شما عزيزان را دعوت مي كنم به شركت در كلاسهاي بسيار بسيار كاربردي و خارق العاده عرفان حلقه با تدريس جناب آقاي محمد علي طاهري كه در ذيل اين مطلب گزيده اي از دو مقاله اين استاد گرامي را برايتان آورده ام:
دستان گرم و پر مهرتان را فشرده و منتظر قدوم سبز و مباركتان هستم.
بياييم همگي با كسب آگاهي از اين طريق و اتصال به اين شبكه شعور كيهاني، وظيفه و دين خود را به آفريدگارمان به جا بياوريم و بعنوان انساني فاعل و عامل عمل نماييم تا دچار روزمرگي، تكرار و گرفتار ساختارهاي غلط ذهني امان نشويم:
از همه شما درخواست دارم كه اين فراخوان را به اطلاع تمام دوستانان برسانيد و مطمين باشيد كه نتايج بسيار چشمگير و ناباورانه اي را برايتان به ارمغان خواهد آورد.
پس به مدد حق برخيزيد و بدانيد كه اين اطلاع رساني جهت خلق و توسعه جامعه انساني ارزشمند، نيازمند عزمي جزم و همتي والا مي باشد.
يا رب العالمين
حول حالنا الي احسن الحال
ارادتمند و دوستدار همه انسانهاي عاشق و عامل
كيمياگر عشق و بيداري
جهان تک ساختاری (بخش اول)
بخش اول
استاد محمد علی طاهری
جهان هستی یک ساختار بیشتر ندارد و همه ی اجزای آن از شعور و هوشمندی آفریده شده است . مطالب زیر نشان خواهد داد که :
ماده و انرژی ، در "میدان شعوری" شکل گرفته و بدون وجود چنین میدانی ، هیچ گونه انرژیی نمی تواند وجود داشته باشد. ( ماده خود انرژی متراکم است) ، لذا جهان هستی یک بُعد بیشتر ندارد و آن چه را که انسان به عنوان ابعاد می شناسد مانند فضای سه بُعدی و زمان یا بُعد چهارم ، همگی در این میدان شعوری است که معنا پیدا می کنند و در واقع شکل گرفته و ایجاد شده در این میدان می باشند .
اکنون این میدان شعور و هوشمندی را از نقطه نظر تئوری بررسی نموده و به همین جهت بحثی به نام "سکه ی وجودی" را مطرح می نماییم ، تا در خلال این بحث بتوانیم میدان شعور و هوشمندی حاکم بر جهان هستی را اثبات کنیم . وجود هر چیزی را در عالم هستی ، مانند سکه ای در نظر می گیریم که دو رو دارد : "واقعیت وجودی" و "حقیقت وجودی" .
واقعیت وجودی
واقعیت وجودی هر چیزی ، به ما نشان می دهد که آن چیز وجود دارد ، واقع شده ، اتفاق افتاده و حادث شده است ؛ بدون این که علت ، چگونگی و نحوه ی وقوع آن ، اهمیتی داشته باشد . این بخش از وجود ، یا قابل مشاهده است یا اثر خود را روی محیط می گذارد و یا قابل ثبت ، ضبط و اندازه گیری بوده و یا چند مشخصه از مشخصات فوق را دارد . برای مثال ، وجود یک تکه سنگ واقعیت دارد و آن سنگ حادث شده و به وجود آمده است ؛ چه نحوه ی به وجود آمدن آن را بدانیم و چه ندانیم . بعضی چیزها را هم ممکن است که نبینیم و حسی روی آن نداشته باشیم ولی واقعیت داشته باشند ، مثلا ، اشعه ی مادون قرمز واقعیت دارد ، هر چند که نمی توانیم آن را ببینیم و یا لمس کنیم ، اما قادر هستیم آن را با تجهیزاتی اندازه گیری نماییم ، حتی مورد بهره برداری عملی قرار دهیم .
حقیقت وجودی
حقیقت وجودی ، موضوع هایی را در مورد واقعیت وجودی مورد بحث و گفتگو قرار می دهد که عبارتند از :
- علت وجودی و نحوه ی وقوع
برای مثال ، یک تکه سنگ چگونه به وجود آمده است ؟ و یا جهان هستی چرا پیدایش یافته است ؟
- طرح وجودی و مسایل پشت پرده ی واقعیت وجودی
هر واقعیتی به دنبال طرح و نقشه ای می بایستی اتفاق افتاده باشد و با بررسی مسایل پشت پرده ی هر واقعیتی می توان ، با طرح و نقشه ی وجودی آن واقعیت برخورد کرده و آن را مورد مطالعه قرار داد . برای مثال انسان چرا و به چه منظوری به وجود آمده است ؟ و یا فلسفه خلقت جهان هستی چیست ؟
کیفیت وجودی هر پدیده
حقیقت وجودی ، چگونگی و کیفیت وجودی یک واقعیت را زیر ذره بین گذاشته و آن را مورد بررسی قرار می دهد و این که آیا اصولا چیزی وجود خارجی داشته و یا مجازی می باشد . برای نمونه در مورد تصویر یک شیی در آیینه ، حقیقت وجودی به ما می گوید که علیرغم این که تصویر آن شیی واقعیت وجودی داشته و در آیینه واقع شده است ولی حقیقت ندارد زیرا مجازی می باشد .
حال جهت بررسی واقعیت و حقیقت وجودی جهان هستی مطالب زیر را مورد بررسی قرار می دهیم :
جهان از دیدگاهی دیگر
فرض کنید صفحه ای داریم که می تواند حول محور وسط آن بچرخد . اگر سؤال کنیم که این تیغه در حالت ثابت ، واقعیت وجودی دارد یا خیر ؟
جواب این سؤال مثبت است ، زیرا این صفحه حادث شده و واقعیت دارد . حال اگر این صفحه را حول محور آن به سرعت به چرخش در آوریم ، آنچه را که مشاهده می کنیم ، استوانه ای است که قطر قاعده ی آن قطر تیغه و ارتفاع آن ، ضخامت صفحه خواهد بود .
اکنون اگر سؤال شود که آیا این استوانه واقعیت دارد ؟ جواب ما به این پرسش مثبت خواهد بود زیرا این استوانه حادث شده و به وجود آمده است ، بنابراین واقعیت دارد و اگر سؤال شود که آیا این استوانه ، حقیقت نیز دارد؟
جواب به آن منفی است ، زیرا چنین استوانه ای وجود خارجی نداشته و هر زمان که تیغه را از حرکت باز داریم استوانه ناپدید می شود . بنابراین استوانه یک حجم مجازی و ناشی از حرکت صفحه است ، لذا درست است که این استوانه واقعیت دارد ، ولی فاقد حقیقت وجودی است .
به دنبال این مشاهده و بررسی ، به طرح سؤالات دیگری می پردازیم : آیا جهان هستی واقعیت وجودی دارد ؟
جواب به این پرسش قطعاً مثبت است ، زیرا ما وجود داریم و می توانیم جهان هستی را مشاهده کنیم .
آیا جهان هستی حقیقت وجودی نیز دارد؟
برای پاسخ به این پرسش ، به بررسی اجمالی از ساختار جهان هستی در حدی که تاکنون قابل مشاهده و بررسی بوده است ، می پردازیم . می دانیم که جهان هستی از ماده و انرژی شکل گرفته است . در ابتدا بخش ماده را که شامل اجرام سماوی است زیر نظر گرفته و ساختمان آنها را مورد مطالعه قرار می دهیم . این اجرام از مولکولها و مولکولها نیز از اتمها تشکیل شده اند و اتمها نیز به نوبه ی خود ، از ذرات بنیادی و ضد ذرات آنها شکل گرفته اند و این سیر تا منهای بینهایت در دل اتم ادامه دارد به طوری که ابتدایی برای آن نمی توان یافت ، همان گونه که انتهایی نیز ندارد ، به قول "شاه نعمت الله ولی" :
در محیطی بی کران افتاده ایم
نیست ما را ابتدا و انتها
اکنون به مطالعه ی یک اتم به عنوان آجری از ساختمان خلقت می پردازیم و برای بررسی دقیقتر ، آن را به اندازه ی یک زمین فوتبال در نظر می گیریم ؛ در این صورت این اتم ، هسته ای به اندازه ی یک توپ فوتبال خواهد داشت . اگر از فاصله ی دورتر به آن نگاه کنیم ، کره ی عظیمی را مشاهده می کنیم که یک زمین فوتبال در دل آن جای می گیرد . اینک به طرح سؤالی می پردازیم :
حجم و شکل این کره ی عظیم ، از کجا ناشی شده است ؟
در جواب باید بگوییم که این حجم بر اثر حرکت الکترونها ایجاد شده است که به آن "ابر الکترونی" گفته می شود .
آیا وجود این کره ی عظیم واقعیت وجودی دارد ؟
جواب قطعاً مثبت است ، زیرا این کره حادث شده و واقعیت دارد ، ولی آیا حقیقت وجودی نیز دارد ؟
اگر در یک لحظه حرکت الکترونها متوقف شود ، این حجم که ناشی از حرکت الکترونها است ، ناپدید گشته و از مقابل چشمان ما محو می شود و تنها هسته ی آن که به اندازه ی یک توپ فوتبال است ، باقی می ماند . پس نتیجه می گیریم که این حجم ، وجود خارجی نداشته و ناشی از حرکت بوده و در نتیجه مجازی است . حال با همین شیوه هسته ی اتم را بررسی می کنیم . می دانیم که هسته ی اتم از پروتون و نوترون تشکیل شده است ، پروتون به دور محور خود چرخش نموده و نوترون نیز با سرعت بسیار زیادی در جهت عکس حرکت پروتون ، هم به دور خود چرخیده و هم به دور پروتون چرخش می نماید . چرخش نوترون به دور پروتون ، دیسکی را پدید آورده و حجم مجازی ای را ایجاد می کند .
حال در صورتی که حرکت پروتون و نوترون متوقف شود ، این حجم نیز ناپدید می شود و از آن فقط ذرات بنیادی به جا خواهد ماند که حجمی به مراتب کمتر از حجم قبلی دارد و اگر به همین منوال به داخل ذرات هسته نفوذ کرده و حرکات آنها را در سطوح مختلف متوقف نماییم ، ملاحظه می کنیم که حجم های حادث شده توسط آنها ، یکی پس از دیگری محو می شود و اثری از آنها باقی نمی ماند . با این حساب ، به این موضوع پی می بریم که مجموعه ای از بی نهایت حرکات بنیادی ، هسته ی اتم را شکل داده است و پس از آن ، از اتمها مولکولها و از مولکولها نیز بخش مادی شکل گرفته است . لذا با این توصیف می توان گفت : جهان هستی از "حرکت" آفریده شده است
ادامه دارد....
-------------------------------------------------
انسان ، بيماري و تحول
مبارزه با بيماري، يكي از بزرگترين مبارزات انسان در طول حيات او بر روي كره خاكي بوده و روياي پيروزي بر آن، يكي از بزرگترين رويا ها و آرزوهايش. و انسان شايد پيوسته در اين انديشه بوده است كه اگر بيماري وجود نداشت، مي توانست طعم خوشبختي را چشيده و دمي را به آسايش مي گذراند. اما به راستي اگر انسان با مشكل بيماري دست به گريبان نبود، آيا مي توانست به سعادت، خوشبختي و آرامش برسد؟
بدون شك جواب به اين سوال مهم، منفي است. چرا كه با اندكي دقت نظر، مي توان به اين مسئله پي برد كه عواملي كه مانع رسيدن انسان به سعادت، خوشبختي و آرامش مي باشد، بيماري نيست بلكه وجود خود او مي باشد كه همچون زهري عليه خويشتن، همواره به كار رفته و آسايش و آرامش او را به باد داده است.
از بديها آنچه گويم، هست قصدم خويشتن
زانكه من زهري نديدم در جهان، چون خويشتن
دشمن جانم منم، افغان من هم از خود است
از خودي خود، من بخواهم همچو هيزم، سوختن ( مولانا )
و يا به قول حافظ :
تو خود حجاب خويشتني حافظ، از ميان برخيز
خوش آن كسي كه در اين پرده، بي حجاب رود
بنابراين دشمن اصلي و حجاب خوشبختي انسان،وجود خود او مي باشد و با حذف و از بين رفتن بيماري، مشكلات او نه تنها حل نشده بلكه امكان افزايش آن نيز مي رود، زيرا بيماري، خود عامل موثري براي جلوگيري از بلند پروازي ها و سر كشي هاي انسان بوده است، همان عواملي كه انسان خود شيفته را به ورطه نابودي و فلاكت سوق داده اند.
گر سر فرعون را ، درد بدي و بلا
لاف خدايي كجا ، در دهدي آن عنود (مولانا)
در اين صورت به خوبي مي توانيم بفهميم كه درمان بيماري ها، راه نجات و رهايي انسان سر گشته نيست و او به چيزي نياز دارد فراتر از درمان، عاملي كه بتواند باعث تحول او شده و او را از دست خويشتن نجات دهد، تحولي مثبت به سوي كمال. و بدون چنين تحولي، انسان همواره در فلاكت به سر خواهد برد.
در راه تحقق چنين آرماني، ما با نگرشي نو به انسان و مشكلات او نگاه مي كنيم و هر راه حلي را در جهت تحول او مورد بررسي قرار داده و پيگيري مي نماييم و در مي يابيم كه خارج از اين ديدگاه، راه حل ها تاثير چنداني در ايجاد تحولي مثبت نخواهند داشت. بنابراين درمان از ديد جهان بيني ما، ضمن اينكه وسيله اي بيش نيست، اما اين وسيله صرفا به عنوان عاملي متحول كننده براي بيمار و درمانگر مورد استفاده قرار مي گيرد.
مكتب درماني عرفاني "فرادرماني" بعنوان وسيله اي در خدمت اهداف متعالي بوده تا ضمن تحقق بخشيدن به امر درمان، ايجاد تحول فكري و بينشي را براي انسان به ارمغان داشته باشد. شيوه اي كه ضمن درمان، توجه بيمار را به يك مبدا هوشمند و يك شعور لايزال جلب نموده تا اين عمل، زمينه ساز ايجاد آن تحول تعالي بخش گردد. مشكل انسان، عدم آشنايي عملي با چنين منبعي مي باشد و شيوه اي كه بتواند چنين روندي را براي بيمار فراهم نمايد و او بتواند با مشاهده بهبود وضعيت بيماري خود، بدون دخالت هيچ گونه عامل مادي و يا كاري كه منتسب و مربوط به مهارت ها و علم و دانش انسان باشد و با مشاهده روندي هوشمندانه، كه جريان درمان را هدايت نموده است، ناخودآگاه در برابر قدرتي عظيم قرار گرفته و به زودي به درك تجليات الهي پي برده و به دنبال آن تغييرات بينشي لازم در او به وجود آمده و به دنبال اتصال به اين منبع هوشمند و درك چگونگي اين هوشمندي ، تحولات مثبت بعدي بوجود بيايد. بنابراين در اين مكتب، اين موضوع بسيار حائز اهميت مي باشد كه اصالت نگرش آن حفظ شده و فرد را فقط در ارتباط با شعور كيهاني قرار داده و از دخالت همزمان شيوه هاي جانبي درمان، مانند گياه درماني ، حجامت ، مماساژ درماني،هوميوپاتي و ......... و هر روش غير متعارف درماني ديگري كه ذهن بيمار را از شعور الهي منحرف نموده و براي او ايجاد سر ئر گمي نمايد و باعث شود كه نتيجه گيريهاي مورد نظر انجام نشده و روند و شيوه هاي تفكري بيمار كماكان بدون هيچگونه تغييري ادامه يابد ، جداً خوداري شود. زيرا با اين عمل ضمن مخدوش نمودن جلال و عظمت شبكه شعور كيهاني و محروم نمودن بيمار از دسترسي به آگاهي ناب و رهايي دهنده، درمانگر خود نيز دچار آشفتگي ها و بهم ريختگي هايي خواهد شد كه در مورد برخي از افراد درمانگر اين رشته مشاهده شده است ، افرادي كه با حسن نيت ولي با ضعف بينشي خود، صرفا به درمان جسمي بيمار توجه دارند و براي اين منظور از هيچ كوششي فروگذار نمي شوند، غافل از اينكه شفاي واقعي بيمار، در تحول دروني اوست و ما در واقع با كمك شعور الهي زمينه ساز اين تحول خواهيم شد و در نگرش ما شفاي جسم به تنهايي، فاقد ارزش لازم مي باشد و اين خود بخش مهمي از اين مكتب درماني مي باشد.
ساقي بيا، كه هاتف غيبم به مژده گفت
با درد صبر كن، كه دوا مي فرستمت (حافظ)
زمانيكه اتصال با شعور كيهاني برقرار باشد، تجويز هاي انساني ميل به خودنمايي و ايجاد اختلال بيش نيست.
با آرزوي درك وحدت هستي و رسيدن به آن
محمد علي طاهري
-------------------------------------------
آدرس وبلاگ موسسه عرفان حلقه:
http://interuniversal.persianblog.com/