
» علي
از علي گفتن لذت است! آيا علي تنها تني بود با يك صدا و آهنگ ؟ و يا ختم آفرينش را در خود خلاصه مي كرد ؟ چگونه ميتوان آدمي را به توصيف نشست كه بدليل ضعف واژه از بيان صفاتش عاجزيم او انسان بود و به صفت تري ، خود را نمناك انسان تر شدن مي كرد ! آخر علي علي بود.
تو اي دوست باور كن قصد كلامم تراشيدن مجسمه اي و يا الهه و خدايي نيست ، كه اين كار يكسره بيان ضعف و حراس آدمي از دنياست، ولي نمي توان اين واقعيت را ناديده گرفت كه علي اجتماعي از خدايان و اسطورگان بود.
بياييم علي را از ديد يك انسان بنگريم و نه از ديد يك مسلمان و يا يك فرشته و هر چيز ديگر ، كه علي چيز و شي اي نبود ، علي اصل بودن انسان بود ، انساني كه تنش را تنها هراس لرزاندن عرش كبريايي به لرزه مي انداخت ؛
نمي دانم، نمي دانم چگونه كودكيست كه هشت سالگي بيعت مي كند ، مرد سياست و كار يا فيلسوف و سخنور و سخنگويي زبر دست است ؟ و چگونه جنگجويي است كه بعد از اتمام جنگ به خانه باز مي گردد و شمشير خون آلود به كنجي رها مي كند و قلم بدست مي گيرد و نثر و شعري غني د رقالب نهج البلاغه برايمان مي سرايد.
خدايا اين همه ابعاد متضاد چگونه است ؟ آيا اين است تساوي در مصرف ، حتي در مصرف استعدادهاي خود كه تمامشان با هم بمانند يوسف رشد مي كنند و شكوفه مي دهند ؟با اين همه او چگونه قدرتيست ؟ كه مطلق نيرو مي نمايد ولي شبها سر به حلقوم چاه فرو مي برد و بدون هيچ قصه و غصه خوردني مدتها به غم خود اشك مي ريزد.
حال اي ياران و همراهان بياييد نغمه اي ديگر به ساز خود بياموزيم و بياييم تني را خلق كنيم ، كه بي رنگ و بي بو ولي پر صدا چون روحي بزرگ و ارجمند بمانند استادمان باشيم و به دنبال رد پايي از رود پر تلاطم بودن، يا علي بگوييم و بگذريم ، كه علي خود گفت بهاي ما چيزي جز بهشت نيست پس بهاي خود به چيزي مفروشيد ؛ پس بياييم يا علي بگوييم و عشقي آغاز كنيم كه ديگر علي نگويد:
علي درد شمشير را نفهميد و ما درد علي
